,

دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه دوم

بحث تکمیلی اندیشکده جلسه دوم

نظام حق و باطل

صوت دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

جلسه دوم سلسله نشست های درس گفتار های مهدوی دوره تکمیلی

با موضوع نظام حق و باطل

استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴

ضرورت مهندسی فکر مخاطب و تبیین نظام حق و باطل

بحثی که به نظر بنده بسیار جدی است و می‌تواند پایه بسیاری از سخنرانی‌ها و گفتگوهای ما قرار بگیرد، این است که ما همیشه قرار نیست صرفاً پاسخ‌گو باشیم؛ بلکه در بسیاری از موارد باید به مهندسی فکر مردم بپردازیم، سطح اندیشه آنان را ارتقا دهیم و آن‌ها را تربیت فکری کنیم. آیات متعددی در این زمینه وجود دارد.

بحث «نظام حق و باطل» از مباحث بسیار جدی قرآن کریم است. آیات متعددی وجود دارد که به مسئله طاغوت و ولایت نوری الهی می‌پردازد؛ از جمله آیاتی مانند آیه «لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغی». در این آیه، قرآن از نظام رشد و در مقابل آن، نظام غی و ضلالت سخن می‌گوید. پیشنهاد می‌کنم کتاب «رشد» اثر مرحوم آقای صفایی را مطالعه کنید؛ کتابی ارزشمند که می‌تواند در اصلاح و تعمیق برخی نگاه‌های ما مؤثر باشد.

خداوند متعال مکرراً درباره طاغوت سخن گفته است و کفر به طاغوت را مطرح می‌کند. این مسئله بسیار مهم است و باید به آن توجه شود. نکته کلیدی اینجاست که در «مقبوله عمر بن حنظله» بحثی در دروس خارج فقه مطرح می‌شود مبنی بر اینکه اگر کسانی راضی به حاکمیت طاغوت شوند، مقصود از «حکومت» و «طاغوت» چیست. تعلیلی که امام و به تبع ایشان حضرت امام خمینی (ره) به کار می‌برند، این است که مراد، حاکمیت کلی است؛ زیرا طاغوت در برابر کلیت ولایت الهی قرار می‌گیرد. بنابراین هر امر سیاسی، امری فرهنگی نیز هست و نمی‌توان گفت در امور فرهنگی به طاغوت رجوع نمی‌کنم، اما در امور سیاسی یا اقتصادی به او رجوع می‌کنم. قرآن وقتی از طاغوت سخن می‌گوید، آن را به صورت یک نظام کامل معرفی می‌کند.

ولایت الهی، ولایت طاغوت و لوازم تمدنی آن

شناخت دقیق معنای طاغوت به ما کمک می‌کند که روایات ولایت فقیه را محدود به بحث قضاوت و دادگاه ندانیم، بلکه آن را در همه عرصه‌ها ببینیم؛ همان‌گونه که حضرت امام چنین نگاهی داشتند. قرآن می‌فرماید: «الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور». نظام حق، نظام نور است و نظام باطل، نظام ظلمت و تاریکی. اگر ما بتوانیم معیارهای این دو نظام را به جامعه ارائه دهیم، این مسئله در بحث‌های مهدوی به ما کمک شایانی خواهد کرد.

ما باید نظام فکری مهدویت را به مردم ارائه کنیم. اگر صرفاً به بیان موضوعاتی جزئی مانند رجعت بپردازیم، هرچند لازم است، اما نگرش تمدنی و قاعده‌مند به مردم نمی‌دهد. نگاه ما باید کلی و نظام‌مند باشد، نه جزئی و پراکنده. نظام نور و ظلمت، امروز نیز کاملاً قابل مشاهده است.

متأسفانه برخی سخنرانان و برخی افراد با ترویج دعا‌نویسی، جن‌گیری و امور خرافی، مردم را از نظام نور خارج می‌کنند. قرآن صریح می‌فرماید که دو نظام بیشتر وجود ندارد: نظام ولایت الهی و نظام ولایت طاغوت.

نظام نور، نظام توحید است و توحید در اینجا معنا پیدا می‌کند. سبک زندگی منتظرانه در همین چارچوب قابل تبیین است. در مقابل، ایمان به طاغوت قرار دارد. کسی که به سراغ دعا‌نویس یا کلاهبردار می‌رود، به محض این رجوع، از ولایت الهی خارج شده و وارد ولایت طاغوت می‌شود؛ حتی اگر آن فرد کلاهبردار نباشد. نظام حق، نظام ذکر است؛ ذکر خدا و ذکر ایام‌الله. اما نظام باطل، نظام غفلت و بی‌برکتی است.

عبودیت، جهاد، فتنه‌ها و پویایی تاریخی نظام حق

اگر جامعه ما این حقیقت را درک کند، دیگر در مواجهه با مشکلات به سراغ جن‌گیر و دعانویس نمی‌رود، بلکه به دعا، توسل و ذکر روی می‌آورد. متأسفانه امروز جامعه ما دچار نوعی شرک شده است. میزان انس ما با دعا و قرآن کاهش یافته است. این همان تقابل نظام حق و باطل است.

در نظام حق، ذکر باید افزایش یابد تا انسان در این نظام باقی بماند. قرآن می‌فرماید: «الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله». نظام حق در نهایت به جهاد می‌رسد. اگر نظام حق و باطل را درست تبیین کنیم، دیگر گرایش به انفعال یا تفکراتی مانند انجمن حجتیه معنا ندارد. در مقابل، کسانی که در مسیر طاغوت حرکت می‌کنند، عملاً آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.

خداوند می‌فرماید: «لقد بعثنا فی کل أمه رسولاً». جامعه‌ای که در نظام حق قرار دارد، وظیفه‌اش عبودیت است. هرچه مشکلات بیشتر می‌شود، میزان عبودیت نیز باید افزایش یابد. اگر در سال ۱۳۵۷ روزی ده آیه قرآن می‌خواندید، امروز با شرایط پیچیده‌تر، باید صد آیه بخوانید. رمز موفقیت در کار فرهنگی، عبودیت است.

بزرگان ما هرچه سنشان بالاتر رفته، انسشان با قرآن بیشتر شده است. مرحوم سید احمد خوانساری، حضرت امام خمینی (ره) و دیگر بزرگان، نمونه‌های روشنی هستند. نظام حق، نظامی است که بر محور عبودیت و توحید حرکت می‌کند.

امید تاریخی، امامت، انسان کامل و غایت حرکت عالم

این نظام مبتنی بر امید است. اگر ما بتوانیم نظام حق و باطل را به مخاطب منتقل کنیم، امید در دل‌ها زنده می‌شود. حضرت آقا نیز بر اساس سنت‌های الهی حرکت می‌کنند. سنت‌های الهی مسیر روشنی دارند و جهان بر اساس حرکت جوهری از قوه به فعل در حال تکامل است.

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به زیبایی این مسئله را تبیین می‌کند. عالم به سمت بن‌بست نمی‌رود، بلکه در مسیر فعلیت‌یافتن است. نظام حق هرگز مضمحل نمی‌شود؛ حتی اگر ظاهراً ضربه بخورد. امامت همیشه وجود دارد و به فعلیت کامل‌تر می‌رسد.

در دوران ظهور، بسیاری از حقایق آشکار می‌شود. در رجعت، حقایق بیشتری ظهور می‌کند و در قیامت، نهایت این حرکت جوهری تحقق می‌یابد. هر عمل ما از قوه به فعل می‌رسد و آثار ابدی دارد. حتی کوچک‌ترین اعمال خیر، اگر با نیت الهی انجام شوند، در ابدیت ضرب می‌شوند.

فتنه‌ها نیز در این مسیر نقش پالایش دارند. فتنه‌ها سبب می‌شوند که صف‌ها از هم جدا شود. کف روی آب می‌آید، اما اصل آب باقی می‌ماند. باطل رفتنی است و حق ماندنی.

این نظام حق و باطل نیاز به راهنما دارد. خداوند حکیم انسان را بدون راهنما رها نمی‌کند. همان‌گونه که برای هر وسیله‌ای دفترچه راهنما قرار داده می‌شود، خداوند نیز برای بشر کتاب و رسول و امام قرار داده است. عقل نیاز به راهنما را درک می‌کند، اما تعیین مصداق آن نیازمند وحی است.

شهید مطهری می‌فرماید عقل می‌فهمد که جامعه نیاز به راهنما دارد، اما نام و تعداد آن را باید از وحی گرفت. امامت، استمرار هدایت الهی است. انسان کامل، واسطه فیض الهی و روح عالم است. اگر انسان کامل نباشد، عالم فرو می‌پاشد.

برخی مفسران اهل سنت، مانند آلوسی در «روح المعانی»، به ضرورت وجود انسان کامل اعتراف کرده‌اند؛ هرچند از پذیرش لوازم آن ابا دارند. انسان کامل، خلیفه‌الله و مدبر عالم است و فرشتگان امور را به او عرضه می‌کنند.

در پایان، این نظام فکری اگر مبتنی بر قرآن، سنت و هدایت اولیای الهی نباشد، به نتیجه نخواهد رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *