مهرت قدم نهاد، عالم بقا گرفت
رفیق شفیق همه شیعههای عالم! شما که به دنیا آمدید، بهشت از آسمان پایین آمد و همسایه ما شد. بوی خوشی که با شما توی دنیا پیچید، هنوز هم توی زندگی های ماست. یا اباعبدلله! چقدر خوب شد خدا به آفریدن شما فکر کرد! انگار که به عاقبت به خیری ما فکر کرده است، به یک برکت بی حد و نصاب توی عمرمان که نوکری شماست.
برای همه ما که اسم «حسین» ریشه قلبمان است، سوم شعبان تپیدن یک عشق بزرگ است. حالا امروز سراغ این عشق لابلای کتابها میرویم. وقتی مرید از مرادش کتاب بخواند، و وقتی محب درباره محبوبش بیشتر بفهمد، دنیا با بوی امید و ارادت آکنده میشود. ما در انتشارات کتاب جمکران یک سماور مسی داریم، مال همین روزهاست، حالا یک سینی بزرگ چای ولادت ریختهایم تا دورهم بنشینیم و از ارباب بخوانیم. عجب عطری دارد این چایی، بفرمایید شما هم یک استکان کمرباریک چایی ولادت، مهمان ما باشید.

«سوم شعبان، سال چهارم هجرت میآیی. تو میآیی، از بهشت برین به خاک زمین. تویی که نامت از نزد پروردگار آمده است. نامت از آسمانها و بر زبان جبرئیل به زمین آمده است. این تو هستی که با آمدنت بوی گل سرخ و یاس بهشتی در خانه فاطمه و محلههای مدینه میپیچد. تو فرشتهای هستی که از هفت پشت آسمان به کره زمین هبوط کردهای تا زمین را با عطر دل انگیز خود عطرآگین کند. هزار فرشته با جبرئیل از آسمان فرود میآیند تا به پدر و مادرت تبریک و تهنیت بگویند.»
این چند خط شیرین که خواندید به قلم مریم بصیری، در کتاب «تویی که عاشق ترینی» به رشته تحریر درآمده است. اگر دلتان میخواهد با اباعبدلله حرف بزنید اما جملهها از دستتان فرار میکنند این کتاب با بوی ارادت و عشق، در انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسیده است تا رفیق راهتان باشد. نویسنده با همین بیان ادبی، سراسر زندگی امام حسین(ع) را در این کتاب به تصویر کشیده است.

«-خانهات آباد بانو!
سلمان به اطراف نگاه کرد.
-در خانه برادرم علی بودم. بانو من را در پی حسنین فرستاد.
-آنها را امروز ندیدهام. اینجا نیامدهاند. نمیبینی مرغابیها هم امروز کسل و گوشه گیرند؟ آنها هم دلشان برای حسن وحسین لک زده… نزد رسول الله بروید. آن ها هرکجا که باشند، سرانجام باید بروند و سرشان را روی زانوی پدرم بگذارند.
-آنجا هم نبودند. رسول الله نگرانشان بود. ام کلثوم نگران شد و قدمی برداشت.»
همیشه سر منبرو در شعر شاعران از فطرس شنیدهاید. از رابطه این فرشته مقرب و ارباب کربلا زمزمه شیرینی همیشه بوده و هست. همه میدانند فطرس بخشیده دست اباعبدلله است. اما سیدحسین امیرجهانی، داستان این بخشیده شدن را با هنرمندی تمام، درون یک داستان عاشقانه به خوبی ساخته و پرداخته است تا وسط شرطهایی که غزاله شامی برای ابوحداح ثروتمند میگذارد، مخاطب ماجرای یک شور شیرین را ببیند. «نخلستانی از فانوس» تنها یک ماجرای عاشقانه و حتی نقل فطرس نیست. این کتاب خوشخوان و کم حجم، شان نزول آیات قرآن را هم با مخاطبش درمیان میگذارد. نویسنده ایده خلاقانهای برای به تصویرکشیدن حب واقعی داشته و آن را به خوبی هم نوشته است. این کتاب با طراحی جلد خاص و رنگ و روی سبزش، حجم کم و ماجرای جذاب و چندوجهیاش، هدیه بسیار خوبی است برای ایام شعبان. هدیهای که گل سرسبد کتابخانهتان میشود.

علی صفایی حائری با عمق اندیشههایش شناخته میشود. حالا در کتاب «از زلال ولایت» صفایی حائری، سراغ چهل حدیث از محبوب رفته است تا مثل هسته خرما که شکافتن آن کار هرکسی نیست، عمق این احادیث را بشکافد و با محبان اباعبدالله در میان بگذارد. این چهل حدیث در واقع چهل کلام نورانی است که از زبان مبارک امام جاری شده است. گاهی این حدیث بخشی از یک خطبه است، گاهی بخشی از یک مناجات که امام در مورد توحید فرموده است. چهل، عدد عاشقان و عارفان است. هروقت پای عشقی معنوی در میان باشد، چله ها و چهل ها به میان میآیند. دراین کتاب هم نویسنده با بیان چهل حدیث یک دوره معنوی چهل روزه را گویا تدارک دیده است تا خواننده با دستمایه قرار دادن محتوای این احادیث، رشته اتصال قویتری با امام پیدا کند.

شعبان ماه دلداده هاست. از همان روز اولش، تپیدن قلب شیعهها فرق دارد. قمربنی هاشم، حتی برای به دنیا آمدن هم جز به تاریخی نزدیک به امامش رضایت نداده است تا این عشق برادرانه و ولایت مداری بی نظیر همیشه زبانزد تاریخ باشد. برای ما اهالی ادبیات هم بردن اسم امام حسین با گفتن از قمربنی هاشم گره خورده است. درست مثل زیارت ارباب که جز با اذن عملدار اتفاق نمیافتد. «پرچمدار نینوا» به قلم محمد محمدی اشتهاردی، تحلیلی از زندگانی حضرت عباس(ع) است. تحلیلی که در ۳ فصل مجزا و با نگاهی دقیق به زندگی واحوالات ابوالفضل العباس صورت گرفته است. فصل اول، پر از عطر پدرانه امیرالمومنین است و تولد و نامگذاری قمربنی هاشم و همه وقایعی که در زمان خلافت و حکومت اولین امام شیعیان اتفاق افتاده در این فصل آمده است. فصل دوم عطر کرامت امام حسن و بوی سیب ارباب را دارد. و فصل سوم، فصل کربلاست، فصل هنرنمایی قمر در عرصه خورشید.

حالا که تقویم شعبان، جلوی چشممان برق میزند سراغ کتاب دیگری از همین ماه میرویم. کتابی که فاطمه دولتی به تازگی نوشته و با مهر ارادت به زین العابدین روانه نشر کرده است. «سجاد» نقل زندگی چهارمین ستاره خداست که از لحظه تولدش، نورچشم امام حسین بوده و قلب بابا را لبریز از شوق کرده است.
«بوی خوش گوشت پخته شده در فضا پیچیده بود. امام آستین هایش را بالا زد و به سمت بخار دیگ ها رفت. با کمک غلامان، در دیگ را برداشت. بخاطر معطر به هوا برخاست و امام ملاقه را چرخاند و فرمود: « ظرف ها را بیاورید».
ظرف ها و کاسه های چوبی دست به دست چرخید و به امام رسید. پسر حسین بن علی ظرف را پر از گوشت و آبگوشت کرد و به غلامی گفت: «این ظرف را برای خانواده فلانی ببر». و ظرف دیگری را گرفت و فرمود: «این سهم آن خانواده ای است که در فلان خانه زندگی میکند و پدرشان از کار افتاده».
نویسنده در این کتاب، اول سرگذشت امام را نوشته است و بعد سراغ داستانهایی کوتاه از زندگی امام چهارم شیعیان رفته است. داستانهایی که هرکدام نوری به زندگی ما میتاباند و بخشی از شخصیت پسر حسین بن علی(ع) و وصی کربلا را نمایان میکند. این کتاب با یک زبان نرم و داستانهای کوتاه برای نوجوان و جواب هم مناسب است و میتواند رفیق خوبی برایشان باشد.

هرقدر که از «حسین»(ع) حرف بزنیم انگار هنوز یک جمله هم درست تمام نشده. آدم از محبوبش که حرف میزند مگر سیر میشود؟! کتاب «اوصاف امام حسین» نه تنها حرف زدن از محبوب است، که دانه دانه القاب و عناوین و کنیه های امام را هم کنار هم چیده است تا یک دوره حسین شناسی برایمان بگذارد. نویسنده تنها به آوردن این القاب و معانی شان بسنده نکرده است. بلکه داستان یا روایت پشت این اوصاف را هم با مخاطبش در میان گذاشته است تا مخاطب با این اوصاف، رشته ارتباطی محکمی برقرار کند.
«المرجان: مرجان از نام های قرآنی امام حسین(ع) است. چنان که امام صادق(ع) درباره آیه شریفه(یخرج منهُما اللّولو و المرجان) فرمودهاند: مراد از البحرین یلتقیان امام علی و حضرت زهرا هستند که امام حسن وامام حسین از ایشان به عنوان لولو و مرجان متولد میشوند.
المرجع الیه: یعنی کسی که محل رجوع و مراجعه مردم است و همه باید برای دنیا و آخرت خود به وی مراجعه نمایند و از او احکام و آداب خود را بگیرند.»

زندگی امام حسین(ع) برای خیلی از ما در کربلا خلاصه شده است. اما امام سوم شیعیان، هم زمان حکومت امیرالمومنین(ع) را درک کرده است، هم دوشادوش کریم اهل بیت، در مقابل فتنههای معاویه ایستاده است. غیر از این مناجاتها و خطبههای امام سرشار از معنای دین است و هر کدام بخشی از عظمت امام را درون خودش پنهان کرده است. آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، در کتاب «پرتوی از عظمت امام حسین» ما را به لحظههایی از زندگی اباعبدلله در صحنههایی غیر از کربلا برده است تا با حسین شناسی، به پیوند درستی از شور وشعور در ایام شعبان برسیم. چه کسی گفته است فقط محرم مال حسینی شدن است؟! شعبان از همان روز اولش به نام اباعبدلله گره خورده و این یعنی تا اهل خیمه حسین نباشیم، راهی به خیمه فرزندش، مهدی صاحب الزمان نخواهیم داشت. جاده انتظار، از میان دشت کربلا میگذرد و منتظر همان کسی است که در خیمه امام حسین(ع)، انتظار و ولایت مداری واقعی را تمرین کرده است.
بفرمایید چاییتان را میل کنید. سرد میشود و از دهن میافتد. اما خیالتان راحت باشد این کتابهایی که معرفی کردیم، با گذشت زمان نه تنها از عطر و بو نمیافتد و سرد نمیشود بلکه جایی در قلبتان باز میکند که چندباره سراغشان بروید، هدیه بدهید و هر سال شعبان، دستتان پرباشد.







دیدگاهتان را بنویسید