کتاب همسفر آتش و برف

کتاب همسفر آتش و برف اثر تقریظی رهبری در عطف کتاب جمکران

در میان کتاب‌هایی که درباره جنگ و قهرمانان آن نوشته شده‌اند، برخی آثار نه تنها تاریخ را روایت می‌کنند، بلکه حسی از عشق، ایمان و مقاومت در جان مخاطب می‌آفرینند. کتاب همسفر آتش و برف از جمله همین آثار است؛ اثری که مرز میان واقعیت و خیال را در‌هم می‌شکند و مخاطب را به سفری پرشور در زندگی سردار شهید سعید قهاری‌سعید و همسر وفادارش فرحناز رسولی می‌برد.
این کتاب به قلم فرهاد خضری توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است. خضری با تکیه بر گفت‌وگوهای دقیق، تحقیق میدانی و روایت مستقیم همسر شهید، خانم فرحناز رسولی، اثری خلق کرده که هم پژوهشگر را اقناع می‌کند و هم خواننده عادی را درگیر عاطفه و معنا می‌سازد. فرهاد خضری، با تسلط بر تکنیک روایت، زبان و ساختار اثر را چنان تنظیم کرده که هم پژوهشگر تاریخ جنگ می‌تواند از آن بهره ببرد و هم خواننده‌ی عام از نثر شیرین و احساسی آن لذت ببرد.

این کتاب، در سه فصل عمده روایت می‌شود:

  1. کودکی و جوانی فرحناز رسولی : دورانی که روح سرکش و جست‌وجوگر او زمینه‌ساز مسیری متفاوت در زندگی می‌شود.
  2. آشنایی و زندگی مشترک با شهید قهاری : بخشی پر از عشق، رنج، دلدادگی و آزمون‌های بزرگ.
  3. روزهای پس از شهادت : هنگامی که راوی، با صبر و ایمان، بار تنهایی را به دوش می‌کشد و عشق را در غیبت معشوق معنا می‌کند.

ویژگی های کتاب همسفر آتش و برف اثر فرهاد خضری:

  • روایت روان و صمیمی، بدون پیچیدگی های اضافی
  • ارائه تصویر واقعی از زندگی همسران شهدا
  • الهام بخش برای جوانان در آستانه انتخاب های مهم زندگی
  • جزئیات دقیق زندگی روزمره و شرایط اجتماعی دوران دفاع مقدس
  • بخش های داستانی کوتاه برای ملموس تر کردن مفاهیم
  • انتشار توسط انتشارات روایت فتح، ناشری معتبر در حوزه دفاع مقدس

مروری مختصر بر بیوگرافی شهید سعید قهاری و فرحناز رسولی :

شهید سعید قهاری‌سعید در پنجم فروردین ۱۳۳۱ در روستای چنار علیا از توابع اسدآباد همدان به دنیا آمد.او از نخستین مؤسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همدان بود.

قهاری از سال‌های آغازین جنگ تا واپسین لحظات عمر، در سخت‌ترین مناطق غرب کشور حضور داشت. از پاوه و جوانرود تا سنقر و نهاوند، رد پای مجاهدت او پیداست.

شهید قهاری در جریان عملیات والفجر ۱۰ به وسیله سلاح‌های شیمیایی مجروح شد و با وجود جراحت، هرگز از میدان عقب ننشست. در نهایت، در ۵ اسفند ۱۳۸۵، تنها چهار ماه پس از انتصاب به فرماندهی لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا (ع) به شهادت رسید.

اما فرحناز رسولی در «همسفر آتش و برف» نه تنها راوی، بلکه شخصیت اصلی کتاب است.
او زنی است که از دوران کودکی روحی سرکش داشت؛ از کلیشه‌های دخترانه گریزان بود و رؤیای بودن در کنار مردان بزرگ را در دل می‌پروراند.
در یکی از روزهای پرمشغله بیمارستان، با سعید قهاری آشنا می‌شود؛ آشنایی‌ای که سرنوشت هر دو را تغییر می‌دهد.

رونمایی از رمان مستند همسفر آتش و برف

برشی از کتاب :

صدام حسین باز ، کردهای عراقی را آوارۀ ایران کرده و این بار سعید با یک خواهش آمده ببیندت. می‌گوید: «اگه بهت بگم بیا لب مرز، بیا این زن‌های آواره رو بازرسی بدنی کن، از دستم دلخور می‌شی؟» اینجا مریوان است، ۱۴ فروردین۷۰، چند روزی بعد از به‌دنیاآمدن فاطمه و عیددیدنی‌های آشنایان و تنهایی دوبارۀ تو. سعید فرمانده سپاه است و مسئول خط مرزی مریوان. می‌گویی: «دلت میاد این بچۀ شیرخوره رو ول کنم، پاشم بیام اونجا؟» می‌گوید: «من به فاطمه نگفتم بیاد، به تو گفتم بیا.

آن دیدار آغازگر مسیری بود؛ مسیری که در «همسفر آتش و برف» با زبانی شیرین و صادقانه روایت می‌شود.

اگر به دنبال روایتی عاشقانه از ایمان و ایستادگی هستید، این کتاب شما را ناامید نخواهد کرد.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *