خواندنی‌ترین آثار وحید یامین پور

1


می‌گویند تا با کفش کسی راه نرفته‌اید نمی‌توانید قضاوتش کنید. من به نظرم نویسنده‌ها کفش‌های زیادی دارند. به خصوص کسی مثل وحید یامین پور که کفش‌هایی در جنس و شکل‌های مختلف می‌خواسته تا پا به دنیای مختلف کتاب‌هایش بگذارد. مثلا شاید نعلین پوشیده و در کوچه‌های دزفول پشت سر طلبه‌ها و شاگردان شیخ مرتضی انصاری راه رفته تا فهمیده است چطور باید «نخل ونارنج» را بنویسد. یا شاید برای رفتن به بیروت، نیم پوتین‌های مقاومی پوشیده که بتواند پا جا پای اهالی حزب الله و همسایه‌های ضاحیه بگذارد برای نوشتن «عربیکا». برای نوشتن « فکر آوینی» احتمالا کفش‌های ساده استاد دانشگاهی پایش کرده که اول واکس خوبی داشته اما بعد در گردش از این نظریه به آن یکی خاکی شده و کم کم شکل اولش را از دست داده است. در این مقاله سراغ پنج جفت کفش یامین پور و قصه کتاب‌هایش رفته‌ایم. شاید اگر ما هم نعلین بپوشیم، بتوانیم دم خانه شیخ مرتضی انصاری دق الباب کنیم و از نسیم خانه شیخ، توشه برداریم. شاید هم بلیط سفر به بیروتمان جور شد و عربیکای یامین پور را بر فراز آسمان ضاحیه خواندیم.

Download (1)


یک جفت نعلین ساده؛ «نخل و نارنج»


نخل و نارنج وقتی پنجاه و شش بار تجدید چاپ شد، نشان داد مردم ما هنوز هم از خواندن زندگی علما لذت می‌برند و  دل در گرو دینشان دارند. شیخ مرتضی انصاری، آن قدر بزرگ و پرشکوه بود که هرکس کتاب را می‌خواند با نسیم خنک کتاب دمخور می‌شد و دیگر نمی‌توانست دل بکند. از همان اول که یامین پور نعلین پوشید و برگشت به دزفول سال‌های پیش، تا کودکی و نوجوانی شیخ مرتضی را به تصویر بکشد، مخاطب هم دست از زندگی کشید و راه افتاد دنبال زندگی این عالم بزرگ. فقیهی که از همان کودکی نبوغ خاصی در فقه داشت و برای همین هم بود که وقتی مادر تازه فکر چیدن گل‌های بابونه و بساط عروسی پسرش افتاد، شیخ جوان بقچه بست و راهی نجف شد. البته نه تنها بلکه با پدری که به حق، دستش بوسیدن دارد. یامین پور با نثری روان و جملاتی ساده اما در خور شیخ مرتضی، این سفر را طوری آغاز می‌کند که همه ما کوله بار می‌بندیم و راه می‌افتیم هرچند که دلمان پیش مادر شیخ است و عطر بابونه. نجف برای شیخ مرتضی خیلی زود شهر آوازه شد. همه جا حرف از او و مدرس گیرایش بود. او بی اینکه به دفتر و کتاب نگاه کند، فقه را می‌گفت و نظریات مختلف قدما را رد می‌کرد. شیخ مرتضی می‌توانست همانجا بماند و یامین پور را هم در همان نجف پای زندگی نامه مفصل خودش نگه دارد. اما نخواست که علمش کم و در حجره بماند. نخواست فقط استادی باشد با چند شاگرد بلکه می‌خواست یاری باشد برای امام زمانش و نوری باشد برای پیروان امام زمانش پس راهی عراق شد. شما هم احساس می‌کنید؟! انگار وقتی از شیخ مرتضی حرف می‌زنیم علیرغم آن ابهت و گیرایی علمایی او، نسیم خنک غریبی در متن می‌وزد. این همان نسیمی است که در نوشته های یامین پور هم هست. با عطری به خنکای عصرهای پاییزی دزفول. یامین پور آن نعلین و این نوشتن کتاب را قطعا مثل رزقی بی نظیر در کارنامه ادبی اش ثبت کرده است. هر قدر زمان می‌گذرد خاک روی این کتاب نمی‌نشیند و شما می‌توانید برای سال‌های سال بعنوان کتابی شایسته برای شب‌های بی‌خوابی و کم خوابی با آن هم‌نشین شوید. برای نشست وبرخاست با مردی که وقتی شنید دختر ناصر الدین شاه به خانه اش آمده پای مورچه هم توی دلش تکان نخورد، چه برسد آب ، نخل و نارنج، رفیق خوبی است.

Download (2)


کفش‌های توریستی؛ «کاهن معبد جینجا»


موزه صلح ژاپن در سالگرد بمباران هیروشیما و ناکازاکی همایشی ترتیب داده است با حضور مهمانانی از سراسر دنیا. حیف نیست وحید یامین پور نباشد و سفرنامه ژاپنی اش را برای ما ننویسد؟! همین می‌شود که او و یک گروه کوچک وجمع و جور راهی ژاپن می‌شوند. راهی کشور خط کش ها و دقیقه‌های منظم. فکر می‌کنید چه کسی در این سفر، با یامین‌پور همسفر شده است؟! اگر کسانی که کتاب را خوانده‌اند تقلب نرسانند بعید است کسی بتواند حدس بزند نقش اول فیلم‌های آژانس شیشه ای و بادیگارد با یک تیشرت سفید و موهای کم پشتش در صف پرواز ژاپن ایستاده است. پرویز پرستویی بهترین گزینه است برای جذابیت یک سفر پر از صلح( باید کتاب را بخوانید تا بدانید چرا کتاب پر از صلح است!!) که البته یامین پور تا دلتان بخواهد از حواشی‌اش برای ما می‌گوید. برای آدمی که لب به ماهی نمی‌زند سفر به ژاپن یک جور رژیم گرفتن با اعمال شاقه است. نویسنده کتاب هم تصمیم گرفته است با ساقه طلایی‌های توی چمدانش بسازد و کمتر به ماهی و جانوران آبزی رو نشان بدهد. یامین پور در این کتاب خیلی خودمانی و شیرین حرف زده است.  از خاطره های ریز و درشتش نوشته است و حتی گاهی تحلیل‌های ذهنش را وسط گذاشته است. در یک کلام او صادقانه سفرنامه‌اش را با مخاطبش تقسیم کرده تا باور اسطوره‌ای نسبت به ژاپن را به دقت بیشتری ببیند. لابلای ماجراهای سفر،عکس هم هست. اما بیاید در گوشی بگویم خیلی هم از همایشی که ترتیب داده اند ذوق نکنید و در دلتان صلح طلبی و غرور ملی ژاپن را تشویق نکنید، قرار است در ردیف اول همایش اسرائیلی‌ها را  ببینید و جلوتر از آن آمریکایی‌هایی که خودشان در بمباران هیروشیما نقش اولند. دنیاست دیگر، فرقی ندارد ژاپن باشد یا افغانستان، سیاست همه جا می‌تواند لباس وارونگی بپوشد و به ریش مردم بخندد.

Download (3)


پوتین های اعلاء؛ « عربیکا»


به نظرم وحید یامین پور از آدم‌های خوشبخت زمین است که قرعه به نامش افتاده برود بیروت و در اتاقی که جمعیتش زیاد نیست با سیدحسن نصرالله بنشیند و به حرف‌های او زنده و جاری گوش کند. صدای پرهیبت سیدحسن را بشنود و ریش‌های جوگندمی‌اش را ببیند. یامین پور در « عربیکا» این دیدار را این‌طور توصیف می‌کند: « سید هنگام گفتن جملات پایانی لبخند می‌زند، از او چهره جدیدی دیده‌ام، او فقط یک رهبر مذهبی ایدئولوژیک نیست. هوشیاری و ذکاوتش، در حفظ آمادگی و انسجام درونی حزب الله ستودنی است.» عربیکا قصه یامین پور و بیروت است. ماجرای رفتن‌ها و آمدن‌ها، دل بستن ها و دل کندن‌ها! این نویسنده و استاد دانشگاه جوان ایرانی هر بار به بهانه‌ای پایش به لبنان میرسد و هربار که می‌رود، بخشی از تاریخ لبنان، فلسطین و نیات اسرائیل را هم برای مخاطبش رو می‌کند. سفر او سیاسی نیست ولی با تحولات منطقه گره می‌خورد و هربار که اتفاق تازه و بزرگی در لبنان هست یامین پور هم دنبال بلیط است. شاید یکی از تلخ ترین سفرهای نویسنده به لبنان وقتی است که سید به شهادت رسیده است. ضاحیه این غم را باور نمی‌کند. شانه‌های شهر خم شده اما نشکسته، یامین پور دیدار بعدی اش با لبنان بدون سید را با چند جمله وصف می‌کند: «به هر طرف رو می‌گردانم تصویری از او به من لبخند می‌زند و گویی برای ورودم به ضاحیه خوشامد می‌گوید. انگار مردمی که تاب تحمل فراق او را نداشته اند در و دیوار ضاحیه را با تصاویر او آذین بسته‌اند تا کمی آرام بگیرند»

عربیکا هم یک سفرنامه است هم یک کتاب تاریخ کوچک وخواندنی. هم به نوعی برشی از زندگی خود نویسنده را به تصویر کشیده است هم در درون دلش، تحولات منطقه از جمله طوفان الاقصی، حمله اسرائیل به المعدانی، و… را بررسی می‌کند. اگر دلتان یک کتاب جمع و جور درباره اتفاقات غزه و لبنان می‌خواهد اما فرصت خواندن کتاب‌های تاریخ را ندارید، یامین پور این چند هدف را در یک کتاب خوش‌خوان با هم جمع کرده است.

Download (4)


کفش های یک استاد دانشگاه؛ ماجرای فکر آوینی


همه ما شهید آوینی را با روایت فتح می‌شناسیم. با ادبیات عاشقانه و عارفانه ای که برای جنگ داشته است. جملات آوینی در و دیوار فرهنگ‌کده ها، گلزار شهدا و گاهی دانشگاه ها را پوشانده است. ما درون این جملات روح بلند و عمیق او را می‌بینیم اما کمتر کسی است که از اندیشه ورزی شهید آوینی باخبر باشد. « ماجرای فکر آوینی» دانشگاه کاغذی است که یامین پور ترتیب داده است. قرار است راوی روایت فتح را از دریچه افکار دقیق و درستش بشناسیم. شناختن آوینی مرور انقلاب است. مرور اسلام درست. چرا که آوینی از اولین هاییست که اسلام آمریکایی را تشخیص داده و با آن مقابله می‌کند و وحید یامین پور به عنوان استاد دانشگاهی که فلسفه و علوم انسانی را به درستی می‌شناسد، حالا افکار شهید آوینی را در کتابها ومقالاتش ورق زده است و اینجا در « ماجرای فکر آوینی» با مخاطبش در میان می‌گذارد. شاید اول فکر کنید حوصله خواندن کتاب را ندارید. اما نویسنده روان نوشته است و خیلی پای اصطلاحات عجیب وغریب را وسط نکشیده است. «ماجرای فکر آوینی» به درد آدم هایی که می‌خواهند به روز باشند و به روز فکر کنند می خورد، به درد آدم هایی که سوال‎های زیادی دارند و در کتابهای دینی پیدایش نمی کنند. و در آخر عاشقان آوینی خط فکری و احوال او را دوست دارند و این کتاب واکاوی خوبی از منظومه فکری این شهید اهل قلم به دست می‌دهد. یامین پور در این کتاب فقط نویسنده نیست بلکه در کسوت استاد دانشگاهی خودمانی در عین حال پخته و دقیق با مخاطبش همراهی می‌کند تا با هم سر از عالم پر از نکته شهید آوینی دربیاورند.

43a94bb4851ee947b4fb0de240890022

جفت دوم کفش‌های یک استاد دانشگاه؛ داستان فراموشی!

کفش خوب که پا را نزند کم پیدا می‌شود. این را کسانی که زیاد راه می‌روند و زیاد مشغله دارند خوب می‌فهمند! یامین پور وقتی در «ماجرای فکر آوینی» با کفش‌های یک استاد دانشگاه اهل دل راه رفت، به نظرش آمد این یک جفت کفش، با همه کفش‌های دنیا فرق دارد. نه تنها پایش را نمی‌زند بلکه فکرش را در مسیر درستی هدایت می‌کند. پس سراغ نوشتن جلد دوم رفت! اینجا بود که «داستان فراموشی» متولد شد. کتابی که همچنان دنبال آرای شهید آوینی در باب انسان مدرن امروزی و جهان اوست. اما ۶ سال طول کشید تا جلد دوم در کنار جلد اول قرار گیرد و یامین پور بتواند بگوید کتاب اول مقدمه‌ای بر کتاب دوم بوده است. «داستان فراموشی» یک درجه نه ده ها درجه از کتاب اول پیشی گرفته است. مهم‌ترین وجه تمایز این کتاب، پیش کشیدن پای یک اندیشمند غربی به میان گفتگو است. هایدگر قرار است هشداری در باب انسان بودن آدمی و جهانی که دارد به تازگی با آن روبرو می‌شود صادر کند و ما شنوندگان این هشدار هستیم. با شنیدن اسم هایدگر مخاطبان این مطلب دو دسته می‌شوند. دسته اول کسانی هستند که اسم او را نشنیده‌اند و اصلا نمی‌دانند چرا درخواندن از آرای شهید آوینی باید پای یک اندیشمند غربی وسط بیاید؟! و دسته دوم دانشجویان و علاقمندان علوم انسانی و فلسفه‌اند و احتمالا این نقطه عطف کتاب و همه جانبه نگری یامین پور در بررسی احوال انسان مدرن را دوست دارند. اما پیش از آنکه تصمیم بگیرید کتاب برای فهم شما سخت خوان است یا نه، بگذارید بگویم کتابی که فکر ما را با خودش به جلو هدایت می‌کند ارزش لااقل یکبار ورق زدن دارد. وقتی یامین پور، انسان تسلط جوی امروزی را به چالش می‌کشد، همه چیز به چرخش می‌افتد. مهم است بفهمیم ما بعنوان میراث بران مدرنیته، حالا کجاییم؟ ما که ادعای فرهنگ و تمدن داریم، خودمان چطور درون فرهنگ غرب استحاله شده‌ایم؟ یامین پور در بررسی یادداشتی ناتمام از شهید آوینی و همزمان آرای هایدگر نشان می‌دهد این مساله که آیا انسان امروزی، به سامان رسیده یا طغیان کرده است، سوالی نیست که با چند نظریه بتوان سر و تهش را هم آورد. اما اجازه دهید دوباره تکرار کنم، این کتاب نه آنقدر سنگین است که متوجه نشوید و نه آنقدر عجیب  و غریب حرف می‌زند. البته که مخاطبان اصلی «داستان فراموشی» علاقمندان و دنبال کنندگان فلسفه و رشته انسانی هستند اما  کافی‌ست چند واژه را در اینترنت سرچ کنید یا آنقدر با یامین پور همراه شوید که لابلای جملاتش معنای آنها را بیابید، آن وقت مزه فکرهای عمیق به مذاقتان خوش می‌آید و کتاب را رها نمی‌کنید.

Download


کفش های کهنه یک زوج دانشجو؛ ارتداد!


رسیده‌ایم به یک جفت کفش آخر این مقاله! « ارتداد» کتابی برای آدم‌های متفاوت خوان است. کتابی که تاریخ را هم وارونه کرده است تا ارزش بسیاری از تحولات در کشور را نشان بدهد. ایده کتاب آن قدر جذاب است که در خوانش اول جا می‌خورید! سال های انقلاب است اما در کتاب اتفاق دیگری می‌افتد. قرار نیست امام بیاید و توی دهان دولت بزند و شاه متواری شود. قرار است بماند و مستشارهای آمریکایی را زیاد کند. قرار است بماند و بختیار و یک عده سلطنت طلب دیگر فکر موروثی کردن حکومت باشند و دست از یقه مردم بی‌نوا نکشند. ماجرای کتاب در اصل روایت پدری است که همسرش را از دست داده است. روایت زوج مبارزی که در اهداف مجاهدین شک کرده‌اند، و دریا این وسط شک بیشتری دارد. دریا همان خاطره گمشده و غم آلود کتاب است. یونس به هر بهانه از او می‌گوید و از دوران مبارزه‌ای که با دریا طی کرده است. برای آرزو که در کودکی مادرش را از دست داده است، مسیر مبارزه هنوز پویا است. او مثل یونس نیست که به همه چیز پشت کرده و مغموم مانده است بلکه می‌خواهد راهی تازه باز کند و مبارزه را در افکار مادرش جستجو می‌کند. یامین پور ایده نویی را به ساحت رمان کشانده اما منتقدانش عقیده دارند چندان هم در پرداخت داستانی آن موفق نبوده است. بیشترین چیزی که گاهی ملال می‌آورد خطابه‌های یونس است که زندگی و مبارزه را تحلیل می‌کند و اینجا انگار که از مسیر داستانی رمان بیرون می‌زنیم. اما در هر حال « ارتداد» رمان تاریخی خوش خوانی است که مخاطب خودش را دارد. مخاطبی که تا چاپ بیست و پنجم کتاب را پرواز داده است. در این تاریخ جایگزینی که یامین پور به رشته تحریر درآورده است شاید بتوانیم با خیلی چیزها روبرو شویم و یکبار بالاخره بفهمیم این همه آدم چرا خونشان را برای این جغرافیای آرمانی مباح کردند؟! این کتاب را به کسانی که می‌گویند اگر شاه بود خوشبخت‌تر بودیم حتما هدیه کنید. شاید آنها هم دلشان بخواهد یکبار خوب خوب ایران شاه را ببینند.


آقای یامین پور، صاحب کفش ها و پیرهن های زیاد!


اینکه می‌گویند تجربه آدمها اندازه پیراهن هاییست که پاره کرده‌اند پس باید بگویم وحید یامین پور چندتایی پیراهن از ما بیشتر پاره کرده است. چندتا پیراهن خوب و مرغوب که سر نوشتن کتابهایش پاره کرده و نشان داده است نه فقط در یک فرم بلکه در نوشتن فرم‌های گوناگونی تبحر دارد. از من بپرسید می‌گویم نخل و نارنج کتابی است که کمتر می‌شود تکرارش را بخوانید. و سفرنامه‌های یامین پور صمیمانه و بی‌پیرایه نوشته شده است. با اطلاعات کافی که مخاطب دوست دارد بشنود.

3 پاسخ به “خواندنی‌ترین آثار وحید یامین پور”

  1. Frshd Ariaf
    یامین پور عزیز ، چار تا آدم مث خودت بساز تا اینور هم دسمون پر باشه ، پشت خاکریز آدم کم داریم ، همش داریم کمین میخوریم .

  2. خیلی خوب و ساده و الیته ادبی شرح دادید
    من شخصا نخل و نارنج و عربیکا رو خوندم و همینطور که گفتید بود
    با شرحی که دادید تصمیم گرفتم کاهن معبد …و ماجرای فکر..‌. رو هم بخونم
    البته کاش کتابهاشون یه کم ارزونتر بود،🥴

    1. خیلی خوشحال شدم که خوندن اون کتاب‌ها براتون لذت‌بخش بوده 🌿
      بله بعضی کتاب‌ها واقعاً قیمت بالایی دارن 😅
      ولی مطمئنا ارزش خوندن هم دارن، مخصوصاً اگه به قلم و فضاهای تأمل‌برانگیز علاقه دارید 📚✨

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *