اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران در هفتمین جلسه از سلسله نشستهای «نسیم انتظار» با حضور حجتالاسلام و المسلمین شهبازیان به موضوع «مهدویت در نهجالبلاغه» میپردازد. در این نشست، خطبه ۱۳۸ نهجالبلاغه با محور ملاحم آخرالزمان و تطبیقات آن تا عصر ظهور مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه هفتم سلسله نشست های نسیم انتظار
موضوع :مهدویت در نهجالبلاغه
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
دوشنبه ۳۰تیر۱۴۰۴
«خطبه ۱۳۸ نهجالبلاغه و ملاحم آخرالزمان: از فتنه شام تا ظهور عدالت مهدوی»
خطبه ۱۳۸ نهجالبلاغه از امیرالمؤمنین علیهالسلام، یکی از خطبههای مهم و پرمحتواست که سید رضی در گردآوری نهجالبلاغه، بخشهایی از آن را انتخاب کرده و بهویژه قسمتهایی را که ناظر به ملاحم و حوادث آینده است، آورده است. این خطبه، از جمله خطبههایی است که امام در آن به ذکر ملاحم پرداختهاند.
در بخشی از این خطبه، حضرت اشاره میفرمایند که دین خدا و عقل کنار زده میشود. آیه شریفه «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ» مصداقی از این وضعیت است؛ یعنی هوای نفس جایگزین عقل و دین میشود و تفسیر به رأی رواج میگیرد.
در ادامه، امیرالمؤمنین علیهالسلام از جنگهای سختی سخن میگویند که در آن دوران رخ خواهد داد. تعبیر «حَتَّىٰ تَقُومَ الْحَرْبُ عَلَىٰ سَاقٍ» نشاندهنده شدت و حدت این نبردهاست. سپس حضرت میفرمایند: روزگاری فرا میرسد که شما آن را نمیشناسید؛ فتنهها با چنان سرعتی میچرخند که تنظیم امور از دست انسان خارج میشود، تا آنکه حضرت مهدی علیهالسلام ظهور کند.
با ظهور حضرت مهدی، دیگر والیان و زمامداران از افراد پست و نالایق نخواهند بود، بلکه انسانهای عادل جایگزین آنان میشوند. حتی کارگزاران حضرت نیز مورد حسابرسی قرار میگیرند؛ یعنی هیچکس به صرف وابستگی به حکومت عدل، مجاز به هرگونه رفتار نخواهد بود. در آن دوران، برکت به حدی زیاد میشود که زمین درون خود را بیرون میریزد: «وَتُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفْعَالِی رُکْبَدَهُ کَبِدَهَا»؛ یعنی تمام ثروتها و قدرتها در اختیار حضرت مهدی قرار میگیرد.
پس از ظهور، کلیدهای کشورگشایی و مدیریت جهانی در دست حضرت خواهد بود: «وَتُلْقِی إِلَیْهِ السَّلَامُ مَقَالِیدَهَا». حضرت وارد شهرها میشود و مردم در آن زمان معنای واقعی عدالت را درک میکنند: «فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَهِ». کتاب و سنت احیا میشود، و مردم با حقیقت قرآن آشنا میشوند. لذت فهم قرآن در آن دوران بهمراتب بیشتر از امروز خواهد بود؛ زیرا حضرت مهدی علیهالسلام برای همه تفسیر میکند و حقیقت دین و ایمان را روشن میسازد.
در پایان خطبه، عبارتی آمده که در هفته گذشته به آن اشاره شد: «کَأَنِّی بِهِ قَدْ نَعَبَ مِنَ الشَّامِ وَفَحَصَ بِرَایَاتِهِ فِی الْکُوفَهِ». این عبارت، بهویژه در شرایط فعلی جهان، پس از طوفان الاقصی و حملات آمریکا به ایران و اسرائیل، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته و بحث سفیانی را پررنگ کرده است.
برخی از مفسران مانند ابن ابیالحدید، این عبارت را چنین تفسیر کردهاند که صدایی از شام بلند میشود؛ شام یعنی منطقه سوریه و فلسطین. این حرکت از شام آغاز میشود و به کوفه میرسد. در ادامه آمده: «فَثَفَّ عَلَیْهَا عَطْفَ الذُّرُوْسِ وَفَرَشَ الْأَرْضَ بِرُؤُوسٍ»؛ یعنی زمین از سرهای بریده پوشیده میشود. این توصیف، نشاندهنده خشونت و ددمنشی فرد مهاجم است.
ابن ابیالحدید میگوید: اگر در زمان عبدالملک مروان و حجاج بن یوسف بودید، این عبارت را بر همان دوره تطبیق میدادید. همچنین، در روایتی آمده: «کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ جَاءُوا مِنَ الْمَشْرِقِ»؛ قومی از مشرق میآیند و قدرت را به دست میگیرند. برخی این را بر صفویه تطبیق کردهاند که از شرق آمدند و با امپراتوری عثمانی جنگیدند. امروزه نیز میتوان آن را بر انقلاب اسلامی ایران تطبیق داد. این مفاهیم، عام هستند و در هر دورهای قابلیت برداشت و تطبیق دارند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در ادامه میفرمایند: روزگاری سخت خواهد بود که «لَا یَبْقَىٰ مِنْکُمْ إِلَّا قَلِیلٌ کَالْکُحْلِ فِی الْعَیْنِ»؛ یعنی اهل دین و تدین، مانند سرمه در چشم، اندک و نادر خواهند بود. این نابسامانی ادامه دارد تا عقل به عرب بازگردد. منظور از عرب در اینجا، اهل عراق هستند که پس از تحمل ظلم عبدالملک مروان و حجاج بن یوسف، به یاد امیرالمؤمنین افتادند و قیام کردند. این قیام منجر به سقوط بنیامیه و روی کار آمدن بنیعباس شد.
ابن ابیالحدید و برخی دیگر از شارحان، این فراز را چنین تفسیر کردهاند. اما چون تعبیرات عام هستند، میتوان آنها را در هر دورهای بر مصادیق مختلف تطبیق داد؛ مانند جنگ حق و باطل که میتواند علی و معاویه باشد یا جمهوری اسلامی و آمریکا.
در ادامه، عربها دوباره انسجام پیدا میکنند و به عقلانیت و تدبیر بازمیگردند. آنان به سنتهای پیامبر و قرآن رجوع میکنند: «فَلَزِمُوا السُّنَنَ الْقَائِمَهَ وَالْآثَارَ الْبَیِّنَهَ وَالْعَهْدَ الْغَرِیبَ الَّذِی عَلَیْهِ بَاقِرُ النُّبُوَّهِ». آنان گرد هم میآیند و میفهمند که شیطان همواره در تلاش است تا راههایی برای انحراف آنان بیابد: «وَعَلِمُوا أَنَّ الشَّیْطَانَ إِنَّمَا یَسْنَا لَکُمْ طُرُقًا«.
برخی این فراز پایانی را ناظر به بازگشت امت اسلام به اسلام در زمان حضرت ولیعصر علیهالسلام دانستهاند. در آن زمان، حضرت دست بر سر مردم میکشد و عقلهای آنان کامل میشود. برخی این بازگشت را همان قصه سفیانی دانستهاند. اما آیتالله مکارم و مرحوم علامه مجلسی، با اشاره به شام و عبدالملک، تصریح کردهاند که این قصه، مربوط به سفیانی نیست. بلکه پس از حملهای از شام به کوفه، مردم به واسطه حضرت مهدی علیهالسلام گرد هم میآیند؛ از عرب و عجم، و در برابر ظلم میایستند.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودهاند: از افراد پست تبعیت نکنید. اگرچه برخی این مفاهیم را اشتباه برداشت کردهاند، اما افرادی چون زید بن علی و ابومسلم شعار «الرضا من آل محمد» را سر دادند و این بازگشت را رقم زدند. البته بنیعباس بعدها این حرکت را مصادره کرد. صفاح، نخستین خلیفه بنیعباس، در خطبهای در مکه گفت: «قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا»، و برخی او را همان قائم و مهدی دانستند که قرار است هند و سند را فتح کند و جهان را نجات دهد. آنان نیز از مفاهیم دینی بهره گرفتند، اما مراد اصلی، دوران حضرت مهدی علیهالسلام است. با این حال، عبارتها اجمال دارند و قابلیت تطبیق در دورههای مختلف را دارا هستند.






دیدگاهتان را بنویسید