,

یهود دشمن مشترک دو منجی؛ خاتم الانبیاء و خاتم الاوصیاء

یهود دشمن مشترک دو منجی

نشست چهارم سلسله جلسات «از خاتم تا خاتم» با موضوع یهود؛ دشمن مشترک خاتم‌الانبیا و خاتم‌الاوصیاء توسط حجت‌الاسلام مهدی طائب در مسجد جمکران برگزار شد.
سخنران بر اهمیت دشمن‌شناسی از منظر قرآن و تاریخ تأکید کرد و یهود را به‌عنوان دشمن درجه یک مؤمنان معرفی نمود.
با بررسی مصداقی تاریخ و رفتار یهودیان، جایگاه آنها در مقابله با پیامبران و اهل بیت روشن شد.
نتیجه‌گیری جلسه این بود که ظهور امام زمان علیه‌السلام نیازمند شناخت دقیق دشمن و آمادگی نیروهای مومن است.

صوت جلسه چهارم سلسله نشست های از خاتم تا خاتم

بسم الله الرحمن الرحیم

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

جلسه چهارم سلسله نشست های از خاتم تا خاتم

موضوع: یهود دشمن مشترک دو منجی؛ خاتم الانبیاء و خاتم الاوصیاء

استاد حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی طائب

دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

اهمیت دشمن‌شناسی در نخستین روایت قرآنی

یکی از اصلی‌ترین معارف، دشمن‌شناسی است که قرآن کریم بر آن تأکید فراوان دارد. نخستین داستانی که در آغاز قرآن آمده، داستان خلقت آدم است. این داستان، پیکره‌ای برای معرفی دشمن است. از آنجا که این روایت، آغازین داستان قرآن است، خدای متعال انگشت تأکید را بر وجود دو دشمن می‌گذارد.

داستان حضرت آدم، در واقع داستان انسان است؛ یعنی اگر ما آدم هستیم، این داستان متعلق به ماست. واژه “آدم” اسم جنس است، نه اسم فرد. در آن زمان چون فقط یک انسان وجود داشت، نیازی به اسم خاص نبود و از اسم جنس استفاده شد. حتی همسر آدم نیز در آن زمان نامی نداشت و بعدها برایش نام گذاشتند. چون از همان جنس بود: «خلق منها زوجها». بنابراین، وقتی نام “آدم” آورده می‌شود، یعنی هر انسانی مخاطب است. گویی خدای متعال در نخستین خلقت، با ما سخن می‌گوید: «یا آدم اسکن أنت و زوجک الجنه».

انسان تا زمانی که مرتکب نخستین گناه نشود، در بهشت است. با اولین گناه، انسان از بهشت خارج می‌شود. برخی اعتراض می‌کنند که چرا باید به خاطر گناه نخستین انسان، ما نیز از بهشت بیرون بیاییم؟ پاسخ این است که خودت نباید آن گناه را مرتکب شوی تا در بهشت بمانی. آن بهشتی که آدم در آن بود، بهشت آخرت نبود؛ زیرا هنوز عملی انجام نداده بود که مستحق آن باشد. آن بهشت، ویژگی‌هایی داشت که پس از عمل در دنیا، انسان می‌تواند به آن دست یابد. بهشت پس از عمل، برای کسی است که نخستین گناه را انجام نداده باشد.

روزی فردی در کنار امیرالمؤمنین علیه‌السلام نشسته بود و دنیا را مذمت می‌کرد. حضرت فرمودند: دنیا چه بدی در حق تو کرده؟ زمین، گیاهان، و نعمت‌ها را فراهم کرده؛ این زمین که خودش بد نیست، تو هستی که با رفتار خود آن را خراب می‌کنی.

همان زمینی که آدم در آن قرار گرفت، همان جنتی است که خدای متعال او را به آن فرستاد. این نخستین داستان، تأکید می‌کند بر دشمن‌شناسی: «ألم أعهد إلیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشیطان». این عهد، همان قراردادی است که خداوند با بنی‌آدم بست. این عهد، در همان زمان حضرت آدم بسته شد و با ما نیز بسته شده است. این نخستین عهد، بسیار مهم است.

شما هیچ کتاب آسمانی پیدا نمی‌کنید که در آغاز آن، داستان خلقت آدم نیامده باشد. تورات، انجیل، کتاب ابراهیم، موسی، عیسی همگی این داستان را در ابتدا ذکر کرده‌اند. چرا؟ چون اگر دشمن‌شناسی نداشته باشی، مانند پدربزرگمان آدم، با اینکه خداوند دشمن را معرفی کرده بود، اما چون کامل نبود، فریب خورد.

امام صادق علیه‌السلام در پاسخ به این سؤال که چرا با وجود معرفی دشمن، آدم فریب خورد، فرمودند: چون تا آن زمان کسی را ندیده بود که دروغ بگوید و بر دروغش قسم بخورد. یعنی کامل نبود. اگر کامل بود، می‌دانست که شیطان دروغ می‌گوید.

این نکته بسیار مهم است: درباره دشمن‌شناسی، دو سطح داریم علم و بصیرت. خوب است تفاوت این دو را بدانیم. ممکن است کسی عالم باشد ولی بصیر نباشد؛ یا کسی عالم نباشد ولی بصیر باشد.

بنده از بررسی مصادیق به این نتیجه رسیدم که:

  • علم یعنی شناخت اشیاء از طریق مفاهیم و کلیات
  • بصیرت یعنی شناخت اشیاء از طریق جزئیات و رویت مصادیق

مثلاً در مورد طلا، نقره و عناصر معدنی، استاد شیمی تمام عناصر را در دانشگاه یاد گرفته و می‌تواند طلا را تعریف کند. اما وقتی برای دخترش به بازار می‌رود تا طلا بخرد، ممکن است فریب بخورد. در مقابل، یک طلافروش که ۶۰ یا ۷۰ سال تجربه دارد، با یک نگاه می‌گوید: این طلا عیار ۲۱ نیست. چرا؟ چون رنگ طلای ۲۱ را می‌شناسد. او طلا را از طریق جزئیات می‌شناسد، نه مفاهیم. آن استاد، عالم است؛ اما این طلافروش، بصیر است.

بنابراین، کسی که از طریق مفاهیم می‌شناسد، ممکن است فریب بخورد؛ اما کسی که از طریق مصداق و جزئیات می‌شناسد، فریب نمی‌خورد. بصیرت یعنی شناخت از طریق جزئیات و مصداق؛ علم یعنی شناخت از طریق کلیات.

در همین انقلاب خودمان، بسیاری عالم بودند ولی در دشمن‌شناسی فریب خوردند. چرا؟ چون دشمن‌شناسی‌شان علمی بود، نه مصداقی. حضرت آدم نیز همین‌طور بود: کلی فهمیده بود که شیطان دشمن است، اما وقتی با مصداق و جزئیات روبه‌رو شد، فریب خورد.

پس دشمن‌شناسی بسیار مهم است هم از نظر مفهومی، و مهم‌تر از آن، از نظر مصداقی و جزئی.

دشمن‌شناسی قرآنی؛ مراتب عداوت و معیار ایمان

در قرآن کریم، دو دسته دشمن آشتی‌ناپذیر معرفی شده‌اند و یک دسته دشمن قابل تحمل. این تقسیم‌بندی در همان آیه ابتدایی جزء هفتم قرآن آمده است: «لتجدن أشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود والذین أشرکوا». طبق این بیان، یهود و مشرکین دشمنانی هستند که آشتی‌پذیر نیستند. در مقابل، درباره نصارا آمده است: «وتجدن أقربهم موده للذین آمنوا الذین قالوا إنا نصارى». یعنی با نصارا می‌توان متارکه نبرد داشت، هرچند قرآن تصریح می‌کند: «ولن ترضى عنک الیهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم» آن‌ها هرگز تو را به عنوان مؤمن واقعی نمی‌پذیرند، اما می‌توان با آنان کنار آمد. این تفاوت، به میدان مصداقی آیه بازمی‌گردد و نیازمند دقت در ظرافت‌های آن است.

 «یهود؛ دشمن مشترک خاتم‌الانبیا و خاتم‌الاوصیاء» «لتجدن أشد الناس عداوه للذین آمنوا» نه «الذین أسلموا». تفاوت اسلام و ایمان، مفهومی است نه مصداقی. اگر بخواهیم بفهمیم چه کسی مسلمان است و چه کسی مؤمن، باید از مفاهیم کلی عبور کنیم و وارد میدان مصداق شویم.

در آیه‌ای دیگر، معیار ایمان چنین بیان شده است: «فلا وربک لا یؤمنون حتى یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی أنفسهم حرجا مما قضیت ویسلموا تسلیما» یعنی معیار ایمان، پذیرش حکومت پیامبر است. معیار اسلام، پذیرش نبوت پیامبر است. اگر کسی بگوید تو پیامبری، مسلمان  و پاک است و نجس نیست؛ اما مؤمن نیست مگر اینکه حکومت پیامبر را بپذیرد. یعنی هرچه پیامبر گفت، بدون ناراحتی دل، عمل کند.

اگر کسی بگوید: نماز می‌خوانم، روزه می‌گیرم، اما اگر امروز پیامبر بگوید برو نگهبانی بده، نروم او مسلمان است ولی مؤمن نیست. پس معیار ایمان، پذیرش حاکمیت پیامبر است.

حال که پیامبر اکرم از دنیا رفته‌اند، برخی می‌گویند حکومت دیگر معنا ندارد؛ چون حکم، متعلق به انسان زنده است. در اینجا خلطی رخ می‌دهد بین تقلید از میت و تبعیت از میت. تقلید از میت در برخی موارد ممکن است، اما تبعیت از میت معنا ندارد؛ چون مرده حکم ندارد. مرجع تقلید ممکن است نظراتی در رساله‌اش نوشته باشد، اما اگر در موقعیتی جدید قرار بگیری، نمی‌توانی از او بپرسی. پس حاکم باید زنده باشد. وقتی پیامبر از دنیا رفت، معیار ایمان چه شد؟ پیامبر در غدیر خم معیار ایمان را معرفی کرد: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» . یعنی هرکس من حاکم او بودم، علی نیز حاکم اوست. «لولا أنت یا علی لم یعرف المؤمنون». پس امیرالمؤمنین معیار ایمان شد.

اگر کسی در زمان حیات حضرت علی علیه‌السلام، ایشان را به عنوان امام بپذیرد، مؤمن است. اما اگر پس از شهادت حضرت، امامت ایشان را بپذیرد ولی امام بعدی را قبول نداشته باشد، مؤمن نیست؛ چون حضرت دیگر حکومت ندارد. پیامبر فرموده بود: پس از علی، امام حسن، سپس امام حسین، تا امام حسن عسکری و بقیه‌الله.

آیه «لتجدن أشد الناس عداوه للذین آمنوا» اشاره دارد به همین مؤمنان. در قرآن، حاکم با عنوان “ولی” معرفی شده است: «الله ولی الذین آمنوا» و «إنما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا». یعنی ولی شما خداست، رسول او، و کسانی که ایمان آورده‌اند. ولی یعنی رهبر، کسی که حق دارد به شما بگوید بنشین، برخیز. خدا که مستقیم با ما سخن نمی‌گوید، پس نماینده‌ای فرستاده است. این نماینده‌ها همان «الذین آمنوا» هستند.

پیامبر در غدیر خم، مصداق «الذین آمنوا» را تفسیر کرد و فرمود: منظور از آن، علی، حسن و حسین، تا بقیه‌الله هستند. پس آیه «لتجدن أشد الناس عداوه للذین آمنوا» اشاره دارد به کسانی که پیامبر به عنوان مؤمن معرفی کرده است.

در قرآن، دشمن به‌روشنی معرفی شده است. نیازی نیست در تحلیل‌ها پیچیده شویم. بالاترین دشمن اهل بیت، یهود است. بالاترین درجه دشمنی چیست؟ قتل! «لتجدن أشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود والذین أشرکوا»

امیرالمؤمنین به دست ابن‌ملجم شهید شد. ابن‌ملجم ادعای ایمان داشت، اما قرآن می‌گوید دشمن مؤمنان یهود و مشرکین‌اند. پس خط قرآن را گم نکن. بصیرت یعنی همین: شناخت جریان‌ها.

باید در قرآن، دشمنی یهود را موکداً بررسی و شناسایی کرد. چرا یهود اشدّ الاعداء است؟ چون قرآن دشمن را درجه‌بندی کرده:

  • درجه اول: یهود
  • درجه دوم: مشرکین
  • درجه سوم: نصارا (که اگر با دو گروه قبلی مقابله شود، دشمنی‌شان کم‌رنگ می‌شود)

در آیه‌ای دیگر آمده است: «ما یود الذین کفروا من أهل الکتاب ولا المشرکین أن ینزل علیکم من خیر من ربکم»یعنی کفار دوست ندارند خیری از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود. این کفار چه کسانی هستند؟ اهل کتاب (یهود و نصارا) و مشرکین.

در جمع‌بندی بین آیه سوره مائده و این آیه، روشن می‌شود که آیه مائده در مقام بیان درجات دشمنی است. ای رسول خدا، مؤمنان باید دشمن را درجه‌بندی کنند و بر اساس آن، مراقب باشند و نیروگذاری کنند. دشمن درجه یک: یهود مرحله بعد: مشرکین و اگر بتوانی نصارا را از دو گروه قبلی جدا کنی، دشمنی‌شان با تو مانند دوستی خواهد بود.

تحلیل مصداقی دشمن‌شناسی؛ جایگاه یهود در منازعات تاریخی و قرآنی

از منظر مصداقی، هرگونه حمله، هجمه، فریب یا قتل که از ناحیه مسیحیت صورت گرفته، با بررسی دقیق تاریخی، ردپای یهود در پشت آن دیده می‌شود. در هر نقطه‌ای از تاریخ که مسیحیان با مسلمانان درگیر شده‌اند، با کاوش در پشت‌پرده، روشن می‌شود که یهودیان آنان را به میدان کشانده‌اند. چرا؟ چون ذات آموزش مسیحیت، جنگ‌طلبی ندارد. ذات انجیل، صلح است؛ ذات انجیل، محبت است؛ ذات انجیل، فداء است. حضرت عیسی علیه‌السلام فدا شد تا خداوند گناهان همه را ببخشد. بنابراین، آموزه‌های انجیل دعوت به درگیری نمی‌کنند. اگر کسی به گونه چپت سیلی زد، گونه راست را نیز نگه دار تا سیلی بزند؛ پاسخ نده. این تعالیم، اساساً دعوا و نزاع را نفی می‌کنند.

پس اگر دیدید که مسیحیان درگیر شده‌اند، بدانید که پشت قضیه، یهودیان هستند. تحقیق کنید و ببینید چه کسانی پشت جنگ‌های صلیبی بودند؟ همه‌جا رد پای یهود دیده می‌شود. فرمانده مقابله با صلیبی‌ها، صلاح‌الدین ایوبی بود. پزشک ویژه و مشاور او، یهودی بود. خود صلاح‌الدین ایوبی با هدایت یهودیان در برابر صلیبی‌ها می‌جنگید. در نهایت، محصول این نبردها به نفع یهود تمام شد.

جنگ جهانی دوم نیز در نهایت منجر به پیدایش کشور اسرائیل شد. فرضیه ساخت بمب اتم توسط انیشتین مطرح شد. انیشتین، صهیونیست و از پایه‌گذاران کشور اسرائیل بود. درباره هیتلر نیز گفته می‌شود که خودکشی کرده، اما قبرش کجاست؟ اگر کسی قبرش را پیدا کرده باشد، مشخص می‌شود. اما وقتی می‌گویند نقطه‌ای نامعلوم، یعنی کسی ندیده. وقتی کسی ندیده، چگونه می‌توان گفت خودکشی کرده؟ این قضیه مانند بن‌لادن است؛ گفتند او را وسط اقیانوس اطلس با هواپیما کشتند، اما هیچ‌گاه جسدش به ساحل نرسید.

در هر حال، چرا یهود دشمن درجه یک معرفی شده؟ چون یهودیان جنگ‌طلب هستند. مسیحیت، اساساً جنگ‌طلب نیست. حضرت عیسی علیه‌السلام به بنی‌اسرائیل مبعوث شد و با عنوان استکبار آنان مقابله کرد. بنی‌اسرائیل به مرحله استکبار رسیده بودند. آیه‌ای در این‌باره می‌فرماید: «کلما جاءکم رسول بما لا تهوى أنفسکم فریقاً کذبتم و فریقاً تقتلون». یعنی هر پیامبری که خلاف خواسته‌های نفسانی شما آمد، یا او را تکذیب کردید یا کشتید. این “لا تهوى” اشاره به هوای نفس یهودیان دارد؛ آنان از هوای نفسشان پیروی می‌کردند و پیامبران خلاف این هوا سخن می‌گفتند، پس آنان را دروغگو خوانده یا می‌کشتند.

حضرت عیسی علیه‌السلام بالاترین حرفی که زد و باعث شد او را محاصره کنند، این بود: حاکمیت جهانی متعلق به شما نیست؛ متعلق به پیامبر آخرالزمان است. پس از من، پیامبری خواهد آمد که جانشین دارد و حاکمیت جهانی از آنِ اوست. این سخن، یهودیان را برآشفت و او را تکذیب کردند و خواستند بکشند.

حال، اگر بخواهیم دشمن را درجه‌بندی کنیم، باید معیارهایی داشته باشیم. فرض کنید شما در شورای امنیت ملی مسئول تعیین استراتژی نبرد هستید. باید تهدیدها را طبقه‌بندی کنید و بر اساس شدت تهدید، نیروگذاری کنید. چهار معیار برای درجه‌بندی دشمن وجود دارد:

  1. هدف: دشمن چه می‌خواهد؟
  2. امکانات: برای رسیدن به هدف، چه امکاناتی دارد؟
  3. آموزش: آیا مهارت و دانش لازم را دارد؟
  4. انگیزه: آیا انگیزه کافی برای اقدام دارد؟

مثال: چهار نفر وارد می‌شوند.

  • اولی می‌گوید: همه‌تان را می‌کشم.
  • دومی می‌گوید: جیب‌تان را می‌زنم.
  • سومی می‌گوید: فحش می‌دهم و می‌روم.
  • چهارمی می‌گوید: سیلی می‌زنم و می‌روم.

در اینجا، اولی خطرناک‌ترین است. حالا بررسی می‌کنیم:

  • آیا ابزار دارد؟ بله، تفنگ دارد.
  • آیا آموزش دیده؟ بله، بلد است.
  • آیا انگیزه دارد؟ بله، برادرش کشته شده. پس نمره‌اش در همه معیارها ۱۰ است.

خدای متعال فرمود: یهود دشمن درجه یک شماست. یعنی در این چهار معیار، بالاترین نمره را دارد.

  • هدف: کل دنیا را می‌خواهد. از “بحر تا بحر” و “نهر تا نهر” الکی است کل جهان را می خواهد.
  • امکانات: بسیار زیاد. در زمان پیامبر اکرم، مسلمانان فقیر بودند. در جنگ بدر، چند شتر بیشتر نداشتند. در جنگ احد، دو اسب. اما در خیبر، با غنائم فراوان، سپاه اسلام اسب‌دار و شمشیردار شد. این امکانات از کجا آمد؟ از یهود.
  • آموزش: یهودیان در اقتصاد، صاحب فکر، اندیشه و نظر هستند.
  • انگیزه: یهودیان دنیا را برای نژاد خود می‌خواهند. شریک نمی‌پذیرند. می‌گویند دنیا مال نژاد ماست. اگر کسی از نژاد بنی‌اسرائیل نباشد، انسان درجه یک نیست و جایی در دنیا ندارد و باید بمیرد یا به ما خدمت کند .

بنابراین، یهود دشمنی است با هدف جهانی، امکانات گسترده، آموزش کامل و انگیزه بالا. و این همان چیزی است که قرآن کریم در دشمن‌شناسی به آن اشاره کرده است.

 آموزش، ثروت و انگیزه یهود؛ تحلیل مصداقی جایگاه دشمنی در قرآن

ثروت دنیا امروز در دست یهودیان است. بزرگ‌ترین سرمایه‌داران جهان یهودی‌اند. مرکز ثروت دنیا، آمریکا است. چین را نباید با آمریکا مقایسه کرد؛ چین سرمایه‌دار نیست، بلکه خوش‌مصرف است. رئیس‌جمهور چین همیشه لباس ساده‌ای می‌پوشد و مدل لباسش تغییر نمی‌کند. گفته‌اند: «لباس‌های مردانه ما شش دکمه دارد، اما چینی‌ها پنج دکمه می‌زنند. چرا؟ چون در چین ۴۰۰ میلیون پیراهن مصرف می‌شود. با حذف یک دکمه، ۴۰۰ میلیون دکمه صرفه‌جویی می‌شود».

در چین، دورریز غذا وجود ندارد. یکی از وزرای ایرانی تعریف می‌کرد که در غذایش ۱۱ دانه برنج باقی مانده بود. میزبان چینی آن‌ها را جمع کرد و در دستمالی گذاشت. وقتی علت را پرسید، گفت: «اگر هر نفر در چین روزی ۱۱ دانه برنج دور بریزد، با جمعیت یک میلیاردی، قحطی می‌شود.»

در مقابل، آمریکایی‌ها سرمایه‌دار و پرمصرف‌اند. برج‌های دوقلو نماد تجارت جهانی آمریکا بودند. ۹۰ درصد این برج‌ها متعلق به یهودیان بود. شرکت‌های بزرگ مانند لاکهید (سازنده هواپیماهای اف-۳۵، اف-۱۸، اف-۱۶)، بوئینگ، اینتل، و اپل متعلق به یهودیان‌اند. چین نسخه دوم محصولات آن‌ها را تولید می‌کند. چینی‌ها استاد کپی‌برداری‌اند و دارند به‌تدریج دانش‌بنیان می‌شوند.

از نظر آموزش، یهودیان بسیار توانمندند. تنها مجموعه‌ای هستند که تجربه حکومت دارند. بازماندگان حضرت یوسف علیه‌السلام در مصر حکومت داشتند. بازماندگان حضرت سلیمان علیه‌السلام نیز حاکمیت جهانی را تجربه کرده‌اند. بهترین آموزش‌ها را از حضرت موسی علیه‌السلام دریافت کرده‌اند.

سامری گوساله‌ای ساخت که صدا داشت. این نشان می‌دهد که بنی‌اسرائیل در مصر هیچ‌چیز بلد نبودند، اما در اردوگاه حضرت موسی، آموزش دیدند. مادر حضرت موسی برای ساخت صندوقی جهت انداختن او در آب، به قبطی مراجعه کرد؛ چون در بنی‌اسرائیل کسی نبود که صندوق بسازد. اما بعدها، ذوب فلزات، قالب‌سازی، طراحی قالب، شمشیرسازی و صنایع دیگر را یاد گرفتند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در ۲۳ سال رسالت، فرصت آموزش نداشت. دشمنان اجازه نمی‌دادند حوزه علمیه در مدینه شکل بگیرد. آیه «فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین» در سوره توبه، پس از فتح مکه نازل شد؛ یعنی تازه در سال هشتم هجری، دستور آموزش آمد.

در مقابل، بنی‌اسرائیل ۱۵ سال در اردوگاه صحرای سینا آموزش دیدند. تورات حضرت موسی را اگر با دید آموزشی بررسی کنیم، می‌بینیم که شیمی، فیزیک، فلزات، طراحی، شمشیرسازی و بهره‌وری از فنون را آموخته‌اند. وقتی برای فتح قدس آمدند، مسلح بودند. آموزش‌شان هم فنی بود، هم بهره‌ور.

در عملیات‌های اخیر، حجم حملات علیه آنان سنگین بوده، اما با استفاده از آموزش‌هایشان، مقاومت کرده‌اند. انگیزه‌شان نیز صددرصد است. آیه می‌فرماید: «والذین کفروا بعضهم أولیاء بعض». یعنی کفار یک ملت واحدند.

خدای متعال می‌فرماید: یهود اشدّ الاعداء است. چرا؟ چون هدفی دارد که مشرکین ندارند. یهودی می‌گوید: «این جاده‌ای که من در آن حرکت می‌کنم، تماماً مال من است. اگر پشت سرم بیایی، باید مرا هل بدهی؛ اگر جلویم بایستی، لهت می‌کنم.»

اما مشرکین می‌گویند: «تو به خدای ما کاری نداشته باش، ما هم با خدای تو کاری نداریم.» امکانات مشرکین نیز محدود بود. ابوجهل، قله آموزش مشرکین بود؛ اما امروز کسی از او یاد نمی‌کند. در مقابل، چند یهودی اصیل به دست پیامبر کشته شدند، اما ساختار یهود باقی ماند.

در سوره مائده آمده است: «إنما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا». دو سه آیه بعد می‌فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزواً ولعباً من الذین أوتوا الکتاب من قبلکم والکفار أولیاء»یعنی ولی شما خدا، رسول و مؤمنان‌اند. مبادا کسانی را که دین شما را به سخره گرفته‌اند، اولیاء بگیرید.

این آیات نشان می‌دهند که دشمن‌شناسی باید دقیق باشد. نباید مؤمنان را رها کرده و به سراغ کسانی رفت که دین را بازیچه گرفته‌اند.

پس از پیامبر اکرم؛ انحراف از مسیر ولایت و طراحی دشمن برای مهار حاکمیت الهی

پس از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، اتفاقی مهم رخ داد: مردم «الذین آمنوا» را رها کردند و کسانی را برای ولایت انتخاب کردند که دین را به سخره گرفته بودند. آیه‌ای با ظرافت خاص هشدار می‌دهد: «یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزواً و لعباً من الذین أوتوا الکتاب من قبلکم و الکفار أولیاء» یعنی مبادا کسانی را که دین شما را بازیچه گرفته‌اند، برای ولایت برگزینید. این اشاره دارد به یهودیانی که پس از پیامبر، در مسیر حاکمیت اسلامی نفوذ کردند.

قرآن در آغاز، با سوره حمد شروع می‌شود؛ حمد خداوند. سپس مردم را از نظر عقیدتی تقسیم‌بندی می‌کند:

  • «هدى للمتقین»
  • سپس کفار: «إن الذین کفروا»
  • و بعد منافقین: «یخادعون الله والذین آمنوا» وقتی به آنان گفته می‌شود: «آمنوا کما آمن الناس»، پاسخ می‌دهند با تمسخر. در خلوت با شیاطین خود می‌گویند: «إنا معکم»، و در ظاهر می‌گویند: «نحن مستهزئون».

آیه «یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزواً و لعباً» دقیقاً به همین گروه اشاره دارد؛ کسانی که در ظاهر مؤمن‌اند، اما در باطن دین را بازی می‌دانند. این‌ها همان‌هایی هستند که پس از پیامبر، نفر دوم جهان اسلام شدند و کنار پیامبر قرار گرفتند.

هدف‌شان چه بود؟ اسلام و پیامبر مانع حاکمیت جهانی آنان بود. پس باید این مانع را از سر راه بردارند. حتی اگر کسی مانند شیرازی نماز بخواند تا کمرش بشکند، اگر با امامت و حاکمیت پیامبر مشکل داشته باشد، در مسیر آنان قرار دارد.

در کتاب‌ها آمده است که یهودیان سابقه طراحی دارند. هر مانعی برای حاکمیت جهانی را از سر راه برداشته‌اند. آیه‌ای می‌فرماید: «کلما جاءکم رسول بما لا تهوى أنفسکم فریقاً کذبتم و فریقاً تقتلون». آخرین پیامبری که از سر راه برداشتند، حضرت عیسی علیه‌السلام بود. اما یک پیامبر دیگر مانده بود؛ کسی که «الذین آتیناهم الکتاب» او را مانند فرزندان‌شان می‌شناختند.

طراحی کردند که این پیامبر به حکومت نرسد، به قدس نرسد، و حرکتش ادامه پیدا نکند. خواستند او ابتر بماند. اما آیه‌ای نازل شد: «إنا أعطیناک الکوثر». ترور پیامبر موفق نبود، اما موفق شدند مانع رسیدن او به قدس شوند. حالا روشن می‌شود چرا قدس این‌قدر اهمیت دارد. امروز، غزه خط مقدم نبرد جهانی است. برخی می‌پرسند چرا این‌قدر شهید می‌دهیم؟ پاسخ این است که به اندازه کاری که انجام می‌دهیم، باید شهید بدهیم.

وقتی قدس در خطر قرار گرفت، همه امکانات‌شان را از سراسر دنیا به آنجا آوردند. قدس برای آنان جنبه حیاتی دارد. پیامبر اکرم؛ آخرین نبردش، نبرد موته بود. پس از آن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حکومت را رها نکرد؛ مومنین را رها نکرد. فرمود: «زوم باش اینجا» ولی آن ها هم کوتاه نیامدند، یزید و دیگران، توسط آنان اداره می‌شدند. اما نمی‌فهمیدند که بالادست‌شان کیه، طراحی دشمن تا رسیدن به امام حسن عسکری علیه‌السلام موفقیت‌آمیز بود. سن ائمه را پایین آوردند:

  • امیرالمؤمنین: ۶۴ سال
  • امام حسن مجتبی: ۴۹ سال
  • امام حسین: ۵۸ سال
  • امام سجاد: ۵۵ سال
  • امام صادق: فرصت بیشتر
  • امام جواد: ۲۵ سال
  • امام هادی: ۷ سال امامت
  • امام حسن عسکری: ۲۳ سال امامت، ۲۸ سال شهادت
  • امام زمان: آغاز امامت در کودکی

دشمن موفق شد تا این نقطه برسد. اما با یک چالش مواجه شد: سوژه را گم کرد. امام حسن عسکری علیه‌السلام محصور شد و نتوانست بیرون بیاید. در آخرالزمان، نفاق علنی می‌شود و حقیقت روشن خواهد شد.

دشمن تلاش زیادی کرد تا حضرت را پیدا کند. مانند فرعون که می‌دانست موسی ظهور خواهد کرد و او را خواهد زد، اما باز هم تلاش کرد تا موسی را بکشد. این‌ها نیز هنوز مأیوس نشده‌اند. حتی امروز، در عربستان، اگر نام «مهدی» را ببری، حساس می‌شوند. خود شاهد بودم که اسم «مهدی» را جست‌وجو می‌کردند. هنوز مأیوس نیستند و از انواع ابزارها برای یافتن حضرت استفاده می‌کنند.

ظهور، دشمن‌شناسی و طراحی تاریخی یهود برای مهار ولایت الهی

خدا رحمت کند مرحوم آقای حسن الهی، برادر علامه طباطبایی، که با بهره‌گیری از علوم غریبه در تلاش بود امام زمان علیه‌السلام را پیدا کند. در مسیر این تلاش، به خانه‌ای می‌رسید که معادلاتش به‌هم می‌خورد و حضرت از آنجا می‌رفت. این نشان می‌دهد که مومنین قرار نبود با علوم غریبه حضرت را پیدا کنند؛  اگر می شد که یهودیان بودند که ایشان را شناختند و می خواستند با علم غریبه پیدایشان کنند، اما هدف‌شان گم‌کردن و پنهان‌سازی بود، نه هدایت اون ها هم نتونستن.

ظهور امام زمان علیه‌السلام به هدایت خود ایشان و با نیروهای طبیعی صورت می‌گیرد. نیروهایی که تحت ولایت ایشان تربیت می‌شوند، الزامی ندارد که از ابتدا در حلقه خاصی باشند. تصور کنید فردی مانند اسماعیل هنیه، از اهل سنت، با حضرت آقا بیعت کرده است. اکنون مفتی بزرگ عربستان، رئیس الازهر مصر و دیگران حضور دارند ولی او با آقا بیعت کرد. اگر همین معرفتی که امروز به حضرت اقا پیدا کرده‌اند، پس از پیامبر نیز داشتند، باز هم اهل سنت باقی می‌ماندند؟ .

امروز، نیرویی که حضرت برای ظهور نیاز دارد، در حال شکل‌گیری است؛ فراتر از اعتقادات ابتدایی. چون در آغاز، نمی‌توان همه چیز را روشن کرد. حتی در میان خودمان، اگر این مباحث را مطرح کنیم، متهم می‌شویم به ساختگی بودن. با اینکه آیات و شواهد روشن‌اند، باورش برای بسیاری دشوار است.

این نیرو باید دشمن را بشناسد. دشمن کیست؟ نه فقط عاملان وقایع مدینه، بلکه طراحان آن. امروز، جهان اسلام و حتی بشریت، به مرحله‌ای از دشمن‌شناسی رسیده‌اند. دشمنی که نمی‌خواست پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به پیامبری برسد؛ همان که نمی‌خواست ایشان به قدس برسد.

تا امروز، هیچ‌یک از پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام به‌طور طبیعی مسجدالاقصی را زیارت نکرده‌اند. چرا؟ چون اجازه نمی‌دادند. حضرات معصومین برای هر حرکت عملی، باید از حاکمیت وقت اجازه می‌گرفتند. چون بیعت نمی‌کردند، تحت نظر قرار می‌گرفتند. محدوده‌ای برای نقل و انتقال‌شان تعریف می‌شد. مکه آزاد بود، اما زیارت‌هایی مانند کربلا و نجف محدود بود.

نیرویی که حضرت برای ظهور نیاز دارد، باید دشمن‌شناس باشد. دشمن امروز، همان یهود است؛ با امکانات، آموزش و هدف بلند. اگر بتوان مسیحیت را از بازی یهود خارج کرد، مسئله حل می‌شود. امروز، آمریکایی‌ها با تمام قدرت پشت اسرائیل نیستند. چرا؟ چون تفکر ارتش آمریکا این است که ایران، مسیحیت دجال را تهدید می‌کند. خروج مسیح دجال از منطقه قدس آغاز می‌شود و با یهود درگیر می‌شود. درگیری شدید و کشته‌های فراوان رخ می‌دهد، اما در نهایت، یهود پیروز می‌شود و عیسی مسیح ظهور می‌کند.

این تفکر، باعث شده آمریکا از اسرائیل حمایت کند، اما نه به‌صورت کامل و قاطع. این تفکر از سوی خود یهود در آیین مسیحیت وارد شده است. پولُس این عقاید را پایه‌گذاری کرد و بعدها تداوم یافت تا امروز که مسیحیت صهیونیستی شکل گرفته است. مانند انجمن اسلامی مسیحیان یا مسیحیت سنگین. حضرت مسیح علیه‌السلام را کشتند، اما امروز با نام او، انحرافات را ترویج می‌دهند.

اگر جهان مسیحیت از خواب بیدار شود و بفهمد که بازی خورده، می‌توان امید داشت. آرام‌آرام، در تظاهرات و حرکت‌های مردمی، این بیداری دیده می‌شود. اما هنوز کامل نشده است.

پس امروز، دشمن حضرت بقیه‌الله الاعظم، همان دشمن پیامبر اکرم، همان دشمن امیرالمؤمنین، همان طراح واقعه کربلاست. کسی که فکر می‌کرد با واقعه کربلا، قضیه تمام می‌شود. یزید، نماینده ویژه آن جریان بود. بنی‌امیه، که ادعای عرب‌بودن داشتند، در واقع از نسل یهود بودند و با این طراحی، می‌خواستند مکه و اهل بیت را از صحنه خارج کنند.

در نهایت، دشمنی که خدا در قرآن معرفی می‌کند، یهود است. این دشمن هم به‌صورت علنی با ایمان می‌جنگد، و هم به‌صورت نفوذی. نفوذش بسیار قوی‌تر از ظاهرش است.

ما را می‌توانید در کانال ایتا دنبال کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *