,

سلسله نشست های جنگ اراده ها جلسه سوم با نبرد حق و باطل در آستانه ظهور

جلسه سوم جنگ اراده ها

این متن به بررسی شرایط جهان در آستانه ظهور و ابعاد نبرد حق و باطل در عصر مهدوی می‌پردازد. سخنران با اشاره به بحران‌ها و فتنه‌های چهارگانه پیش از ظهور (خونریزی، غارت اموال، تعرض به نوامیس و ناامنی‌های فراگیر کور)، دنیای معاصر را به دلیل بی‌عملی و فساد مجامع بین‌المللی در برابر جنایات، محیطی پرآشوب توصیف می‌کند. در ادامه، ضمن واکاوی نبردهای آخرالزمانی نظیر جنگ خونین «قرقیسیا» و تقابل مستقیم با جریان‌های باطلی چون «سفیانی» و «دجال»، بر نقش مهم نیروهای مردمی و زنان در پشتیبانی از جبهه حق تأکید می‌شود. در نهایت، بیان می‌گردد که این درگیری‌های جهانی با پیروزی قاطع امام عصر (عج)، نابودی قدرت‌های استکباری و استقرار حکومت جهانی مبتنی بر امنیت مطلق، توزیع عادلانه ثروت و حاکمیت توحید به سرانجام خواهد رسید.

بسم الله الرحمن الرحیم

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

سلسله نشست‌های جنگ اراده‌ها

استاد:  آیت الله طبسی

با موضوع نبرد حق و باطل در آستانه ظهور

  سه شنبه ۱۹خرداد ۱۴۰۵

مهدویت و تصویر نبرد حق و باطل در جهان معاصر

بحثی که به «مهدویت» و نبرد حق و باطل نسبت داده می‌شود، بحثی بسیار گسترده است. اجازه بدهید به قول عرب‌ها، رئوس مطالب و تیترهای آن را عرض کنم.

گاهی صحبت از نبردهای قبل از ظهور است. نمونه‌های آن را می‌بینید: بیش از ۷۳ هزار یا کمتر در غزه به شهادت رسیده‌اند و دنیا واکنش جدی نشان نمی‌دهد. در یک جنگ ۱۲ روزه نیز تعدادی از نیروهای ما در ایران به شهادت رسیدند. باز هم جاسوسی می‌شود، باز هم به نفع دشمن اقدام می‌شود؛ عکس، برنامه و شیطنت‌ها در روز روشن انجام می‌گیرد. حتی مسئولان ربوده می‌شوند و به مکان‌های نامعلوم برده می‌شوند. نفت و منابع نیز از دست می‌رود و کسی پاسخگو نیست. به عبارت دیگر، دنیای قبل از ظهور، به‌مثابه یک جنگل به تمام معناست.

البته در برخی کشورها و مناطق، شرایط متفاوت است و مورد توجه قرار دارند. ان‌شاءالله ایران سرافراز نیز یکی از آن‌ها باشد. به برکت استغاثه‌ها، توسلات، و به برکت این بنده خدا، و به برکت جشن‌های خیابانی که برای عید سعید غدیر برگزار شد، این امور بی‌تأثیر نیست و اثر خود را گذاشته و خواهد گذاشت.

نشانه‌های پیش از ظهور و گسترش بحران‌های جهانی

در برخی روایات مربوط به قبل از ظهور، از جمله آنچه ابن طاووس نقل می‌کند، آمده است که: «پس از من چهار فتنه قطعی را انتظار داشته باشید.» فتنه اول این است که خون‌ها حلال شمرده می‌شود؛ هرکس بخواهد خون می‌ریزد. فتنه دوم فقط خون نیست، بلکه اموال نیز حلال شمرده می‌شود؛ هرچه در توان دارند غارت می‌کنند، هر نامی هم بر آن بگذارند، مانند قدرت، دیپلماسی یا هر عنوان دیگر. در واقع چپاول و غارت رخ می‌دهد.

فتنه سوم مربوط به تعرض به نوامیس و خانواده‌هاست و فتنه چهارم فتنه‌ای کور و فراگیر است که همه‌جا را در بر می‌گیرد. انسان نمی‌داند به کجا پناه ببرد؛ حتی سازمان ملل، شورای حقوق بشر و سایر نهادهای بین‌المللی نیز درگیر و آلوده هستند و پناهگاهی باقی نمی‌ماند.

در این وضعیت، مناطق مختلفی از جمله شام، عراق و بخش‌هایی از شبه‌جزیره عربی درگیر می‌شوند و هر بار در نقطه‌ای بحران جدیدی شکل می‌گیرد. نمونه‌هایی مانند سودان و دیگر کشورها ذکر می‌شود که در آن‌ها جنگ، کشتار و آوارگی گسترده رخ داده است.

امید می‌رود ایران، به عنوان کشور شیعه و پیرو اهل‌بیت، در امنیت و آرامش باقی بماند. این وضعیت پیش از ظهور، وضعیتی است که هرجا پایان می‌یابد، جای دیگری آغاز می‌شود.

بر اساس برخی نقل‌ها، پیداست که این شرایط بازیچه‌ای در دست جریان‌های قدرت است و گویی صحنه‌ای از یک نمایش سیاسی در جریان است که توسط افراد فاسد و قدرت‌طلب هدایت می‌شود. این تحلیل در برخی آثار نیز آمده است.

روایات آخرالزمان و ابعاد سیاسی ـ اجتماعی ظهور

در ادامه به نقل‌هایی اشاره می‌شود، از جمله از کاشف‌الغطاء، که به این مضمون اشاره دارد که «سررشته امور در دست افراد نادرست است». همچنین به برخی روایات و تحلیل‌ها درباره تاریخ اسلام اشاره می‌شود که در آن به نقش برخی افراد در حکومت‌ها پرداخته شده است.

در این نگاه، جنگ و خشونت صرفاً با ابزارهای سنتی نیست، بلکه با ابزارهای مختلف نظامی و غیرنظامی انجام می‌شود و حتی شهرها بدون تخریب فیزیکی نیز از درون نابود می‌شوند.

در مقابل، برخی جریان‌ها ادعای حقوق بشر و حقوق حیوانات دارند، اما در عمل نسبت به انسان‌ها و رنج آنان بی‌تفاوت هستند.

در برخی روایات از امام رضا (ع) نقل شده است که پیش از ظهور، حوادثی رخ می‌دهد که نشان‌دهنده نزدیک شدن ظهور است. این حوادث هم نگرانی ایجاد می‌کند و هم امید، زیرا نشان می‌دهد که تا ظهور فاصله زیادی باقی نمانده است.

در ادامه، به وضعیت جنگ‌ها و درگیری‌ها در تاریخ اسلام اشاره می‌شود و مقایسه‌هایی با دوران پیامبر (ص) و نیز دوران امام زمان (عج) انجام می‌گیرد. گفته می‌شود که همان‌طور که پیامبر در ۱۰ سال دوران مدینه درگیر جنگ‌هایی مانند بدر و احد و حنین بود، در دوران ظهور نیز نبردهایی رخ خواهد داد، اما در مقیاسی جهانی‌تر.

همچنین گفته می‌شود برخی منابع اهل سنت مانند «فتن ابن حماد» در این زمینه نقل‌هایی دارند، هرچند درباره اعتبار آن‌ها اختلاف نظر وجود دارد.

در ادامه، اشاره می‌شود که دوران ظهور، دوره درگیری‌های گسترده در سطح جهان است و نیروهای مختلف در آن درگیر خواهند شد. همچنین بر نقش نیروهای مردمی و رزمندگان تأکید می‌شود و گفته می‌شود که وظیفه آن‌ها صرفاً شهادت نیست، بلکه پیروزی و حذف موانع نیز اهمیت دارد.

در ادامه به نقش زنان در پشتیبانی، درمان، امداد و پشتیبانی جبهه‌ها در برخی روایات اشاره می‌شود و تأکید می‌شود که مدیریت جبهه‌ها نیازمند تقسیم وظایف است.

سپس به سابقه تاریخی تمدن‌ها و کشورهای مختلف اشاره می‌شود و مقایسه‌ای میان تمدن اسلامی و تمدن‌های غربی صورت می‌گیرد و گفته می‌شود که برخی کشورها سابقه تاریخی کمتری نسبت به تمدن‌های کهن دارند.

در ادامه، به وضعیت موزه‌ها و آثار تاریخی اروپا و دیگر مناطق اشاره می‌شود و درباره تاریخ دریانوردی و جنگ‌های دریایی بحث می‌شود.

ویژگی‌های حکومت جهانی امام عصر(عج) و تحقق عدالت فراگیر

در بخش پایانی، دوباره به موضوع امنیت جهانی در دوران ظهور پرداخته می‌شود و گفته می‌شود که در آن دوران، امنیت و عدالت فراگیر خواهد شد و هیچ‌کس احساس ناامنی نخواهد داشت.

همچنین مثال‌هایی از نظام اقتصادی در آن دوران ذکر می‌شود؛ از جمله توزیع عادلانه منابع، پرداخت وام‌ها، و رفع نیازهای عمومی مردم.

در نهایت، اشاره می‌شود که حکومت امام عصر (عج) با گروه‌ها و جریان‌های مختلفی درگیر خواهد شد؛ از جمله جریان‌های سیاسی، فرقه‌ای و مخالفان اهل‌بیت، و همچنین برخی جریان‌های قدرت‌طلب.

در پایان، تأکید می‌شود که این تحلیل‌ها و روایات نیازمند بررسی دقیق و بازنگری هستند و نباید همه نقل‌ها را بدون دقت سندی پذیرفت، بلکه باید با دقت و تحقیق به آن‌ها نگاه کرد.

به عنوان رئوس مطالب، اما نکته سومی که می‌خواهم عرض کنم قضیه «قرقیسیا» است که خود همین موضوع چند جلسه بحث می‌خواهد. «قرقیسیا» همان آرماگدون یا نبرد آخر است، یا نه؛ اصلاً از نظر مکانی هم دو دیدگاه وجود دارد: آرماگدون در شمال فلسطین است، در منطقه‌ای دره‌ای شکل، اما «قرقیسیا» در شمال‌غربی عراق قرار دارد.

در این زمینه روایات هم از اهل سنت داریم و هم از شیعه؛ یعنی هم از ائمه طاهرین علیهم‌السلام و هم از کتب عامه. اینکه اصلاً قرقیسیا کجاست و چه ارتباطی با آرماگدون دارد، و از همه مهم‌تر اینکه آیا این قضیه قرقیسیا به امام زمان مرتبط است یا نه؛ یعنی آیا این رخداد در دوران امام زمان اتفاق می‌افتد یا قبل از آن. این یک جنگ خونین است، علاوه بر آن جنگ‌هایی که اشاره شد، و قتل‌عامی است که از هر طرف ادامه پیدا می‌کند.

در این درگیری، از هر طرف صف‌آرایی می‌شود؛ حالا یا در عراق شمال‌غربی یا در داخل فلسطین. تعبیر این است که گوشت‌خوار بی‌حد و مرز است. حالا طرفین چه کسانی هستند؟ اروپایی‌ها هستند؟ ترک‌ها هستند؟ چینی‌ها هستند؟ از آن تعبیر به «بربرها» می‌شود؛ یعنی یک طرف، یک طرف هم «سفیانیه».

در روایات متعدد آمده است اما در هیچ‌یک از این روایات، ارتباط مستقیم قرقیسیا با امام زمان علیه‌السلام نیافته‌ام. یعنی حوادث ذکر شده‌اند، اما تصریحی به ارتباط مستقیم با امام زمان وجود ندارد. با این حال، این حوادث دور از عصر ظهور هم نیستند؛ چرا که یک طرف «سفیانیه» است.

سفیانی تا ظهور امام زمان فاصله زیادی ندارد؛ حدود شش ماه تا ظهور و حدود پانزده ماه تا سقوط سفیانی ذکر شده است. و خود سفیانی با امام درگیر می‌شود. یعنی بحث آغاز می‌شود، ولی ادامه پیدا نمی‌کند.

در اینجا بحث‌های دیگری هم مطرح است؛ از جمله در مورد صحنه درگیری. این درگیری‌ها، شهادت‌ها و جنگ‌ها بعد از ماه رمضان مطرح می‌شود و عملاً بحث متوقف شده است.

این موضوع تحت عنوان «اماکن بلاد و شهرها در عصر ظهور» است. من حدود ۲۰ جلسه درباره آن بحث کرده‌ام که صحنه درگیری امام با سفیانی کجاست و چگونه است. در کتاب «معجم احادیث الامام المهدی» جلد چهارم، صفحه ۴۹۵ به این موضوع اشاره شده است.

همچنین در «کتاب غیبت سید عبدالحمید» از طریق مختلف نقل شده است که سفیانی پس از درگیری، به دست امام کشته می‌شود. البته درباره دجال هم روایاتی وجود دارد، ولی تعداد آن‌ها کمتر است و در فرهنگ ما کمتر به دجال پرداخته شده است. با این حال، همان مقدار روایت موجود نیز بیان می‌کند که دجال به دست امام زمان کشته می‌شود.

محل وقوع این درگیری‌ها، کوفه است؛ و در برخی نقل‌ها آمده که محل درگیری و ریختن نیروها همان‌جاست.

روایتی را می‌خواهم بخوانم. در «غیبت سید عبدالحمید» نقل شده است: «اذا بلغ سفیانی أن المهدی توجهت به…» که با نیروی زیادی، به‌ویژه نیروی سواره‌نظام حرکت می‌کند. در ادامه آمده است: «یلقی المهدی» یعنی با امام مواجه می‌شود. اینجا یک بحث مهم وجود دارد که آیا بنی‌سفیان و بنی‌امیه واقعاً از نظر نسبی با اهل بیت نسبت دارند یا نه.

الان از شما سؤال می‌کنم: قضیه چیست؟ آیا ولادت به‌صورت دوقلو بوده است؟ آیا هاشم و امیه با هم نسبت داشته‌اند یا نه؟ در برخی نقل‌ها این‌گونه مطرح شده است.

در این روایات آمده که «یقال له ابن عمّ»، یعنی عرب‌ها برای اینکه دل طرف را به دست بیاورند، می‌گویند پسرعمو، نه اینکه واقعاً نسبت فامیلی وجود داشته باشد.

در ادامه آمده است: «یخرج علیه السفیانی…» و امام با او سخن می‌گوید، سپس به اصحاب خود برمی‌گردد و گفت‌وگوهایی صورت می‌گیرد. بعد از آن، درگیری شکل می‌گیرد و جنگ رخ می‌دهد.

در روایت آمده است: «ثم إن الله یمکن المهدی و أصحابه»، یعنی خداوند امام مهدی و یارانش را مسلط می‌کند. سپس جنگ‌هایی رخ می‌دهد که در آن‌ها افراد زیادی کشته می‌شوند.

در برخی نقل‌ها آمده است که در یک مرحله، تعداد زیادی از نیروهای امام باقی نمی‌مانند و تنها چند نفر باقی می‌مانند و پنهان می‌شوند؛ پشت درخت‌ها و سنگ‌ها مخفی می‌شوند. حتی درخت و سنگ نیز به نیروهای امام خبر می‌دهند که چه کسانی مخفی شده‌اند.

در ادامه آمده است که پس از پایان درگیری، سه پرچم در قسطنطنیه فتح می‌شود و خداوند این پیروزی را به دست امام و یارانش رقم می‌زند. همچنین اشاره شده است که منطقه‌ای به نام «جبال دیلم» نیز فتح می‌شود که به نظر من همان روسیه فعلی است.

در نهایت گفته می‌شود که در برابر امام عصر، قدرتی باقی نخواهد ماند. اما آمریکا نیروهای خود را به خطوط مقدم اعزام نمی‌کند و بیشتر در مناطق دیگر مانند جزیره عربی حضور خواهد داشت.

در پایان نیز گفته شده است که شرق و غرب عالم به این حقیقت شهادت خواهند داد که «لا اله الا الله محمد رسول الله و امیرالمؤمنین حجت الله».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *