یک روز سرد پاییزی، وقتی زمین پوشیده از برگهای زرد و قرمز و نارنجی بود؛ در شهر همدان به دنیا آمد. از کودکی عاشق دنیای شگفتانگیز کلمات بود. برای خودش کتابخانهی کوچکی داشت؛ کتابهایش را شمارهگذاری میکرد و امانت میداد. هر روز خاطرات و فکرهایش را مینوشت. از خاطرات خوب گرفته تا سوگنامه برای مرگ ماهی قرمز عید؛ یا خیالبافی دربارهی سرنوشت لاکپشت کوچکش که به جوی آب سپرده شد تا دنبال آرزوهایش برود!
تابستانها هم از باقی ماندهی صفحات دفترش، کتاب درست میکرد و داستانهای کوتاه و بلند مینوشت. اما هیچوقت فکر نمیکرد روزی نویسنده بشود. روزگار هم دستش را گرفت و او را به سمتوسوی دیگری برد.
دوران کارشناسی را در رشتهی مهندسی فناوری اطلاعات در دانشگاه صنعتی امیرکبیر گذراند. مقطع کارشناسی ارشد را در همان رشته در دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی سپری کرد و با کسب رتبهی اول، فارغالتحصیل شد. با اینکه شرایط برای ادامهی تحصیل در مقطع دکتری برایش مهیا شد، اما دلش او را به سمت دیگری برد؛ سمت یک آرزوی قدیمی! او هم به ندای قلبش گوش داد و تصمیم گرفت مربی قرآن بچهها بشود. در کلاسهای مربیگری و تدبر در قرآن شرکت کرد؛ اما به جای مربی قرآن بچهها، نویسندهی کودک و نوجوان شد!
نوشتن را با قرآن شروع کرد. دوست داشت چیزهایی که از تدبر در قرآن یاد میگیرد را در قالب داستانک، پیاده کند. خیلی زود داستانکهایش طرفدار پیدا کرد و دوستانش ترغیبش کردند که داستانکها را برای نوجوانان، کتاب کند. در این فاصله، دو بار مادر شد و بالاخره مجموعه داستانکهایش را پای گهوارهی دختر دومش، کامل کرد.
از آنجا که مسجد جمکران را خیلی دوست داشت، مجموعه داستانکش را برای انتشارات کتاب جمکران فرستاد. کارخانهای میگوید همیشه قدردان لطف انتشارات جمکران است. چون در زمانی که کتاب مستقلی نداشت، به او اعتماد کردند و زمینهی رشدش را فراهم کردند.
کارخانهای بعد از تجربهی نوشتن برای نوجوانان، قصهنویسی برای کودکان را با کتابهای فهم قرآن دبستان در انتشارات قرآن و اهل بیت نبوت (ع) شروع کرد. همانجا بود که فهمید چقدر دنیای خیالانگیز داستانهای کودکانه را دوست دارد. حالا هم که مادر یک کودک و یک نوجوان است، کتابهای کودک و نوجوان را اول برای خودش میخرد و یواشکی میخواند، بعد به بچههایش هدیه میدهد!
ساجده کارخانهای در حال حاضر علاوه بر همکاری با نشریات کودک، چند کتاب کودک و نوجوان دارد که در ادامه به معرفی آنها میپردازیم.

روییدن در انتظار توست
زندگی قصهی روییدنهاست و «روییدن در انتظار توست» ما را به سفر رویش دعوت میکند. در این سفر، سیر رسیدن از تاریکی به نور را برایمان روایت میکند و نجاتبخشی عشق و ایمان را در گوشمان زمزمه میکند؛ از سختی راه میگوید و از انتخابها؛ گاهی تقابل لحظهبهلحظهی انسان با شیطان را روایت میکند و گاهی از تلاشهای مقدس برای رسیدن به کمال میگوید.
«روییدن در انتظار توست» شامل ۲۲ داستانک عرفانی با محوریت تفکر در آیات الهی است که در سه فصل «دانهها»، «زمین و آسمان» و «انسان» برای نوجوانان نوشته شده است.
در فصل دانهها، مخاطب با سرگذشت پر پیچوخم زندگی دانهها، از لحظهی تولد تا رسیدن به کمال، همراه میشود و از این سیر، درس زندگی میآموزد. در فصل زمین و آسمان، به پدیدههای گوناگون خلقت مانند درخت، ماهی، کرم خاکی، ابر، سنگ و … از منظری دیگر نگریسته شده و از دل هر پدیده، پیامی آموزنده استخراج شده است. سومین فصل کتاب، انسان را به آغوش امن و پر مهر خدا میبرد و ایمان به پروردگار را در قلب او جاری میسازد.
این کتاب نامزد چهلمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در حوزهی دین شده است.

نگهبان سرزمین موعود
«نگهبان سرزمین موعود» رمانی فانتزی و آیندهنگر است که در ۲۲۸ صفحه برای نوجوانان، توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شده است. با خواندن این کتاب، مخاطب به آینده و زمان ظهور منجی سفر میکند و با نشانهها و وقایع دوران ظهور آشنا میشود.
ماجرای رمان «نگهبان سرزمین موعود» از ویرانههای فلسطین شروع میشود؛ جایی که فادیا، کبوتری آواره از بیت لحم، لانهاش را در بمباران از دست داده است. او که چیزی جز بالهایی خسته و دلی پر از غصه برایش نمانده؛ در جستوجوی سرپناه، به قلعهای پر رمز و راز میرسد! یک درخت کهنسال زیتون که بیشتر از ۵۰۰۰ سال عمر دارد و پرندگان زیادی روی شاخههایش زندگی میکنند. فادیا خیلی زود میفهمد که قلعه فقط یک پناهگاه نیست؛ بلکه پایگاهی است برای پروازهای بزرگ؛ جایی که پرندهها به قدرت بالهایشان باور دارند و خودشان را برای آمدن منجی موعود آماده میکنند.
داستان کتاب در سالهای خروج سفیانی و لشکرکشی او میگذرد. همه اتفاقاتی که در کتابها در مورد ظهور خواندهایم، کمکم در ماجرای «نگهبان سرزمین موعود» اتفاق میافتد و همین هیجان کتاب را اضافه کرده است.
کتاب «نگهبان سرزمین موعود» با استقبال مخاطبین مواجه شده و در کمتر از شش ماه به چاپ دوم رسیده است.

در آرزوی خانه
کتاب «در آرزوی خانه» روایتگر دلتنگی خضرا و عماد است. خواهر و برادری فلسطینی که در چادرهای اردوگاه زندگی میکنند و تصویر خانهشان، تنها در خواب به سراغشان میآید.
خضرا بهانهی خانه را میگیرد و عماد برای خوشحالی خواهرش، میخواهد خانهای بسازد که اشغالگران از آنها دریغ کردهاند. سنگها در این داستان، هم یادآور مقاومتاند، هم مصالح ساختن رویایی کوچک!
ساجده کارخانهای در این کتاب، صدای قلب کودکان فلسطینی را به گوش مخاطب میرساند. همچنین با اشاره به قدرت موشکی ایران، امنیت و امیدی که این موشکها در قلب کودکان فلسطینی جاری میکنند را به تصویر میکشد.

ماجرای تابا و جنگل تاریک
کتاب «ماجرای تابا و جنگل تاریک»، داستان کرم شبتاب کوچکی به نام تابا را روایت میکند که از نور کوچکش ناامید شده است. تابا فکر میکند در دل شبهای تاریک جنگل، با نور کوچکش به اندازهی کافی دیده نمیشود و به کار نمیآید. اما اتفاقاتی در داستان میافتد که تابا میفهمد حتی کوچکترین نورها هم میتوانند روشنی ببخشند و مفید باشند؛ کافیست دست به دست هم بدهند.؛آن وقت میتوانند تاریکترین شبهای جنگل را هم روشن کنند.
این کتاب در انتشارات جمکران و در راستای این فرمایش رهبر شهید انقلاب منتشر شده است: «هر کدام از شما به عنوان یک وظیفه، مثل یک چراغی، مثل یک نوری، پیرامون خودتان را روشن کنید.»

درخت گلابی و همسایه مهربان
«درخت گلابی و همسایه مهربان» قصهی درخت گلابی مغروری است که در گوشهای از یک باغ بزرگ، همسایهی بوتهی کوچک آویشن شده است. درخت هر روز به میوههای آبدار و شیرینش مینازد و بوته را به خاطر نداشتن قدوقامت و سایه و میوه، مسخره میکند. اما بوتهی آویشن دلگرم به یک باور است؛ اینکه ارزش هر موجودی، تنها در چیزهایی نیست که به چشم میآید!
طولی نمیکشد که پای یک دردسر بزرگ به باغ باز میشود؛ دردسری که مثل آتش به جان درخت گلابی میافتد و شکوفههای زیبایش را نشانه میگیرد. درست در لحظهای که غرور درخت، رنگ میبازد و نگران از دست دادن عزیزترین داراییاش میشود؛ بوتهی آویشن فرصت پیدا میکند تا چیزی را نشان بدهد که نه در بلندی قامت، که در برگهای کوچکش نهفته است.
کارخانهای داستان این کتاب را بر اساس سوره همزه و آیهی ۲۷ سوره ص نوشته و انتشارات جمکران آن را منتشر کرده است.
از این نویسنده، بیشتر از ده کتاب کودک در دست چاپ قرار دارد. یکی از این کتابها «دعاهای نورنوری» است. ساجده کارخانهای این کتاب را در ایام جنگ دوازده روزه نوشته و هدفش را از نوشتن این کتاب، دادن امید و آرامش به کودکان بیان میکند. در داستان این کتاب، دعاها نور میشوند و نورها برای برآورده کردن آرزوی انسانها تلاش میکنند. این کتاب به زودی روانهی بازار نشر میشود.








دیدگاهتان را بنویسید