محمد بن عثمان، وکیل دوم امام عصر(عج)، از برجستهترین چهرههای غیبت صغری بود که طولانیترین دوره وکالت را بر عهده داشت و نقش اصلی در مدیریت جامعه شیعه ایفا کرد.
در این نشست تأکید شد عنوان درست برای وکلای اربعه «وکیل» است، زیرا آنان کارگزاران مستقیم امام در اداره امور شیعیان بودند.
محمد بن عثمان با تدبیر، تقیه و ساماندهی ارتباطات مالی و اعتقادی، شیعیان را از بحرانهای آن دوره عبور داد و در حفظ انسجام جامعه امامیه نقش اساسی داشت.
همچنین غیبت صغری و شبکه وکالت، راهبردی الهی برای حفظ جان امام عصر(عج) و استمرار مسیر هدایت معرفی شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
سلسله نشستهای مهدوی چهار فانوس
شخصیت فردی، اجتماعی، سیاسی و اعتقادی محمد بن عثمان(وکیل دوم)
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمدی کچایی
سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
قبل از هر چیز مقدمهای عرض میکنم: درباره شخصیتهای وکلای اربعین تردیدی در وثاقت و بزرگواری آنان وجود ندارد. کلیه منابع رجالی ما نسبت به این بزرگواران با دید تقدس نگاه میکنند. اگر بگوییم مقدس، ممکن است برخی این را گزافهگویی بدانند، اما قطعاً وثاقت و جایگاه ویژهای داشتند و در این بحث هیچ تردیدی نداریم.
نکته دیگر اینکه در این جلسات قصد نداریم حرفهای تکراری مطرح کنیم. ممکن است در جلسات دیگر با توجه به مخاطب و جمعیت، بحثها شکل متفاوتی داشته باشد، اما اینجا بحثها به نوعی تخصصی و متفاوت خواهد بود. باز هم تشکر میکنم که این جلسات برگزار میشود؛ ما درباره وکلای اربعین بحث میکنیم که در منابع کمتر به آنها پرداخته شده است. دوره غیبت صغری برای شیعیان حتی مبهم است، چه برسد به دیگران.
اگر منابع را بررسی کنیم، بزرگان شیعه مانند مرحوم کلینی، صدوق و طوسی گزارشهای قابل توجهی درباره زندگی و کارکرد وکلای اربعه در خدمت امام علیهالسلام ارائه کردهاند. متأسفانه ما توجه کافی به این منابع نداشتیم، و این یکی از اشتباهات ماست. به خصوص دوستان طلبه میتوانند در حد سطح سه و چهار پایاننامه و رسالههایی درباره بررسی این منابع تهیه کنند. درباره منابع جدید، منابع قوی کم داریم و برخی کارها، مانند تاریخ سیاسی امام دوازدهم توسط آقای دکتر جاسم حسین، ترجمههایی دارند که مشکلاتی دارد، اما قابل استفاده است.
رقبای ما، مثل اهل سنت و برخی دیگر، توجه جدی به این منابع دارند و توانستهاند از نقاط ضعف ما بهره ببرند. آنها بخشهایی مانند تولد امام علیهالسلام و وکلا را مورد مطالعه قرار دادهاند و گاه از این مسیر استدلالهایی علیه شیعه ارائه میکنند. برخی از این افراد ممکن است انگیزه علمی یا حتی مالی داشته باشند و تمام زوایای ما را مورد مطالعه قرار میدهند. مثال آن، خاورشناسانی مانند کولبرگ هستند که به صورت تخصصی و حتی به زبان فارسی مطالعات دقیقی دارند.
از این جهت، کاری که اندیشکده جمکران انجام میدهد بسیار ارزشمند است و خداوند انشاءالله عنایت خاص خود را شامل حال همه قرار دهد.
اکنون وارد بحث اصلی میشویم: آیا این بزرگواران نائب بودند یا وکیل؟ ما هیچ تردیدی نداریم که این چهار بزرگوار مورد عنایت ویژه امام عصر علیهالسلام بودند، اما تأکید میکنم که به هیچ وجه نائب نبودند. لفظ «نیابت» اشتباه است و استفاده از آن میتواند آسیبزا باشد و به رقبای ما کمک کند. ما باید فرق بین نیابت خاص و عام را بدانیم.
وکالت در غیبت صغری؛ تفاوت با نیابت خاص
نیابت خاص منحصر به غیبت صغری بود و در منابع ما از این تعبیر استفاده نشده است. در بسیاری از گزارشها به لفظ «وکالت» اشاره شده، نه «نیابت». امامان معصوم وقتی سخن میگفتند، دقیق و روشن بودند و هیچگاه اصطلاح «نایب» برای وکلای اربع به کار نرفته است. مرحوم صدوق در کتاب کمالالدین تنها یک بار از لفظ نیابت استفاده کرده و آن هم مربوط به آغاز غیبت کبری است.
این اشتباهات تاریخی باعث شده برخی جریانهای انحرافی مانند احمد اسماعیل، علی محمد باب و شیخ احمد احسایی مدعی نیابت خاص شوند. اگر ما ثابت کنیم که نیابت خاص در غیبت صغری وجود نداشته، ادعاهای این جریانها بیاثر خواهد شد.
فعالیت های محمد بن عثمان غیبت صغری
تمرکز کارگزاران، به ویژه جناب محمد بن عثمان، بر مدیریت شیعیان در دوران غیبت صغری بوده است. وکلای دیگر هم نقش داشتند، اما تمرکز اصلی بر ایشان بوده است. ما باید توجه داشته باشیم که این دوران، دوره بحرانی برای شیعیان بود. پس از وفات امام عسگری علیهالسلام، بسیاری از شیعیان نمیدانستند امام کیست و چه باید بکنند. این بحران، اهمیت کارکرد وکلای اربعین را بیش از پیش نشان میدهد.
امام عصر علیهالسلام، حتی در غیبت صغری، با دقت و مدیریت ویژه، شیعیان را هدایت میکردند. این کارکرد امام است که باعث شد مذهب امامیه تا امروز حفظ شود. تولد امام علیهالسلام و گزارشهای اندک درباره آن تنها بخشی از وقایع است؛ آنچه مهم است، حضور فعال و هدایتگر امام در دوران غیبت صغری است.
تاکید بر لفظ «وکالت» به جای «نیابت» از این جهت است که امام با وکلای خود مستقیماً در ارتباط بود و مدیریت جامعه شیعی را در این دوره بحرانی بر عهده داشت، نه اینکه آنها نائب امام باشند. در غیبت کبری، امام دیگر هیچ ارتباط مستقیمی با کارگزاران ندارد و نیابت عام کاملاً پذیرفته است.
در این دوره، شیعیان با بحرانی عظیم مواجه بودند و تنها با هدایت امام بود که جامعه شیعی حفظ شد. این موضوع نشان میدهد اهمیت امامت و هدایت امامان معصوم در مذهب ما بسیار بالاست و انتخابی بودن شیعیان تاثیری بر امامت ندارد، چرا که امامت انتصابی است و توسط خداوند تضمین میشود.
مرحوم عثمان بن سعید، پدر مرحوم محمد بن عثمان، مدت کوتاهی وکیل بود و بلافاصله پس از آن از دنیا رفت. براساس حدسهای تاریخی، میتوان گفت که وفات ایشان حدود سال ۲۶۷ هجری بوده است. این بالاترین حدی است که دربارهٔ زمان وفات او میتوان حدس زد. آغاز غیبت صغری برخی منابع را به سال ۲۶۰ هجری نسبت میدهند، یعنی درست پس از شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام.
در این زمینه، شخصیت محمد بن عثمان اهمیت ویژهای دارد. روایتهایی وجود دارد که نشان میدهد او پیش از این نیز در دوره امام عسکری وکیل بوده و از اعتبار و وثاقت بالایی برخوردار بود.
درباره برخی وکلا مانند علی بن محمد السوری باید دقت کرد، زیرا دو نفر با نام مشابه وجود دارند: یکی وکیل چهارم و دیگری عالم. این دو نفر در زمانهای مختلف درگذشتند و نباید با یکدیگر اشتباه شوند.
درباره وکلای اول و دوم، روایتها تأکید دارند که این افراد مورد وثوق امام عسکری و حتی امام هادی علیهالسلام بودهاند. سال وفات محمد بن عثمان تقریباً مشخص است: یا سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ هجری. طولانیترین دوران وکالت در دوره غیبت صغری نیز به او تعلق دارد.
خاندان محمد بن عثمان از خاندانهای اصیل و معتبر است. پدرش، عثمان بن سعید، شخصیتی عظیم و محترم بود. محمد بن عثمان برادری به نام احمد بن عثمان داشت. احمد بن عثمان پسری به نام ابوبکر البغدادی داشت که با ابوبکر بغدادی داعش تفاوت دارد و هیچ ادعای وکالت نداشته است.
محمد بن عثمان دختری به نام ام کلثوم نیز داشت که برخی گزارشها درباره غیبت صغری از طریق او و نوهاش نقل شده است. خانواده محمد بن عثمان نقش فعال در بغداد داشتند و امور مرتبط با غیبت صغری را مدیریت میکردند.
انتخاب وکلا توسط امام عصر علیهالسلام انجام میشد و آنان نقش کارگزاران و مدیران دفتر امام را داشتند. این افراد بسیار دقیق، زمانشناس و باهوش بودند و دستورهای امام را اجرا میکردند.
درباره وثاقت محمد بن عثمان، مرحوم کلینی گزارشهایی نقل کرده که نشان میدهد امام عسکری علیهالسلام آن را تأیید کرده است. کلینی در دوره غیبت صغری فعالیت میکرد و احادیث مربوط به امام عصر را جمعآوری میکرد.
وکلا، به ویژه وکیل اول، افراد با سواد و توانمند بودند و نمیتوانستند انسانهای کاملاً معمولی باشند. محمد بن عثمان حتی کتابی به نام «مسائل ابی محمد علی ید محمد بن عثمان» دارد که عمدتاً مسائل فقهی است.
درباره تقیه نیز باید گفت که این اصل در غیبت اهمیت ویژه دارد و رفتار وکلا و شیعیان در آن زمان عمدتاً ناشی از ضرورت حفظ جان و اسرار امام عصر علیهالسلام بوده است.
غیبت صغری و نقش حفاظتی امام عصر علیهالسلام
اما چرا امام غایب شد؟ مثلاً میشد غایب نشود؟ بله، میشد غایب نشود، اما اگر این اتفاق میافتاد، امام حتماً کشته میشد. یعنی با توجه به منابعی که در اختیار دارم — منابع حدیثی، نه کلامی، و با نگاه تاریخی — این تردیدی نیست که اگر امام عصر (علیهالسلام) حضور داشت، کشته میشد. کشته شدن امام عصر دیگر مانند کشته شدن سیدالشهدا نیست؛ زیرا سید و سالار شهیدان میدانست بعد از او فرزندش، امام سجاد (علیهالسلام)، ادامهدهنده راه است. اما کشته شدن امام عصر یعنی ارکان هدایت از هم پاشیده میشود و زمین از اهلش خالی خواهد شد. بنابراین، امام باید حفظ شود؛ تحت هر شرایطی و به هر شکلی که لازم باشد.
البته شرایط باید عادی و مادی باشد. در برخی موارد، بله، از عالم غیب استفاده میشود و امامان هم گاهی از قاعده مستثنی نیستند، اما این موارد زمانی است که کار به حد خطر برسد. شرایط مادی و عادی باید رعایت شود.
بهطور مثال، رفتار امام عسگری (علیهالسلام) را اگر بررسی کنیم، بسیاری از نگاههایی که در حوزه وجود دارد، نمیتواند عمق آن را بفهمد. مثلاً وقتی نگاه فقهی به نهجالبلاغه میکنیم، نمیتوانیم ابعاد روانشناسی یا تاریخی آن را درک کنیم. پس وقتی درباره رفتارهای امام عسگری صحبت میکنیم، باید زمینه تاریخی و شرایط آن زمان را در نظر بگیریم.
امام عسگری فرزند خود را در آستانه شهادتش از منطقه خطر سامرا دور کرد و به منطقه حجاز فرستاد. گزارشهایی داریم که نشان میدهد امام عصر (علیهالسلام) هنگام شهادت پدرشان در سامرا حضور نداشت. تولد امام عصر (علیهالسلام) در ایام نیمه شعبان رخ داد و مادر بزرگوار ایشان، حکیمه، این رویداد را پنهان کرد تا حفظ شود. حتی برای محافظت از وجود مقدس امام عصر، بسیاری از جزئیات پنهان نگه داشته شد.
غیبت صغری نیز در همین راستا رخ داد. اگر کسی آن دوران و جریان غیبت صغری را نفهمد، رفتارهای امام عسگری و شرایط امام عصر در آن زمان برای او قابل فهم نیست. در آغاز غیبت صغری، فقط تعداد محدودی از شیعیان از وجود فرزند امام عسگری اطلاع داشتند و مجاز نبودند به دیگران بگویند، زیرا اطلاع عموم میتوانست جان حضرت را تهدید کند.
امام عصر (علیهالسلام) در نامهای به محمد بن عثمان اعلام کردند که تا اطلاع ثانوی هیچ وکیلی حق گرفتن وجوهات را ندارد و ارتباط با امام قطع شود. این اقدامات همه در راستای تقیه و حفظ امام صورت گرفت. حتی در غیبت صغری، وکلا و کارگزاران امام نقش بسیار حیاتی داشتند.
در دوره عباسیان، مثلاً دوران معتضد عباسی، حتی بیست سال پس از آغاز غیبت صغری، عباسیان تلاش میکردند امام عصر را پیدا و از بین ببرند. اما به دلیل اقدامات محافظتی امام و معجزات الهی، امام توانست جان سالم به در ببرد.
محمد بن عثمان و سایر وکلا در این دوران وظیفه ساماندهی و حفظ ارتباط با شیعیان را داشتند. رفتار و اقداماتی مانند عدم ارائه قبض دریافت وجوهات و استفاده از نام مستعار همه در راستای تقیه و حفاظت از امام بود.
در همین دوران، برخی مدعیان وکالت یا وکلای منحرف وجود داشتند که گمراهی و خطر ایجاد میکردند، و امام عصر در غیبت صغری دستور میداد با این افراد مقابله شود.
در مجموع، غیبت صغری و اقدامات محمد بن عثمان و وکلا به حفظ امام و استمرار هدایت شیعیان کمک کرد. این اقدامات در منابع حدیثی و تاریخی شیعه ثبت شده و نشاندهنده دقت و مراقبت امام عصر و پدرشان، امام عسگری، در برابر خطرات آن زمان است.






دیدگاهتان را بنویسید