دیدن معصومین(ع) در خواب
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه دهم سلسله نشست های درس گفتار های مهدوی دوره تکمیلی
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
۲۴ آذر ۱۴۰۴
دیدن معصومین(ع) در خواب
بررسی اقوال علما درباره حدیث «اِنَّ الشَّیطانَ لَا یَتَمَثَّلُ بِی»
اگر نظر شیخ مفید و سید مرتضی را کنار بگذاریم و به سراغ دیگران برویم، مانند مرحوم محدث نوری که اصل این روایات را پذیرفتهاند ـ هرچند تصریح میکنند که خواب در حوزه عقیده و فقه حجت نیست ـ با اختلافی جدی روبهرو میشویم. مضمون روایت این است: «اِنَّ الشَّیطانَ لَا یَتَمَثَّلُ بِی»
نکته عجیب آن است که شیخ مفید میگوید: «هذا خبر واحد»، سید مرتضی نیز آن را خبر واحد میداند، اما محدث نوری میگوید: «خبرٌ متواتر» و این روایات را میپذیرد. پرسش این است که چرا ایشان قائل به تواتر شده، در حالی که شیخ مفید آن را خبر واحد دانسته است؟
برای جمع میان این اقوال، وجهی ارائه شده است؛ البته این جمعبندی ذوقی است و تصریح مستقیم از سوی شیخ مفید یا محدث نوری ندارد. گفته شده شاید مقصود این باشد که جمله «اِنَّ الشَّیطانَ لَا یَتَمَثَّلُ» در حالت بیداری (یقظه) متواتر است، اما در خواب خبر واحد است؛ زیرا در باب خواب بیش از یکی دو روایت در دست نیست. این جمع، ذوقی است، هرچند با برخی شواهد قابل دفاع است.
مرحوم علامه مجلسی نیز اصل کلی حدیث را میپذیرفت، اما توضیحی در تبیین آن ارائه میکرد. علمای معاصر پذیرنده حدیث نیز توضیحی مشابه دارند. عبارت روایت چنین است: «اِنَّ الشَّیطانَ لَا یَتَمَثَّلُ بِی و لا بِاَحَدٍ مِن اَوصِیائی». آنان میگویند مقصود از «بی» حقیقت محمدیه است؛ یعنی حقیقت وجودی پیامبر اکرم، و نیز حقیقت امیرالمؤمنین و سایر اهلبیت علیهمالسلام. اصل در لفظ، حقیقت است نه مجاز، و برای حمل بر مجاز باید دلیل آورد.
پیامبر فرمود شیطان به شکل من درنمیآید. اما در منطق میگوییم هر گزارهای موضوع و محمول دارد. مثلاً میگوییم: «امام مهدی معصوم است». این گزاره صادق است. اما اگر کسی ادعا کند «من امام مهدی هستم، پس معصومم»، از او میخواهیم نخست موضوع را اثبات کند؛ یعنی ثابت کند که همان مصداق امام مهدی است تا محمولِ عصمت بر او بار شود.
در اینجا نیز روایت «اِنَّ الشَّیطانَ لَا یَتَمَثَّلُ» صحیح است، اما باید ثابت شود آنچه در خواب دیده شده حقیقت رسولالله یا امام معصوم بوده است تا آثار بر آن مترتب گردد. بزرگان ما ـ از جمله مرحوم میرزای قمی در «قوانین» و دیگران ـ تصریح کردهاند که ما که پیامبر را ندیدهایم، از کجا یقین کنیم آنچه در خواب دیدهایم حقیقت همان چهره معصوم است؟ یقین داریم شیطان میتواند تخیل ایجاد کند. حتی در بیداری نیز افراد مدعی دروغین پیدا شدهاند که خود را امام زمان معرفی کردهاند. پس آیا شیطان نمیتواند در خواب تخیل ایجاد کند؟
تجربه تاریخی نشان میدهد برای بسیاری از افراد تمثلهایی رخ داده که منشأ شیطانی داشته است. بنابراین، سخن روایت درباره حقیقت رسول است، اما نسبت به زمانه ما «سالم به انتفاء موضوع» است؛ زیرا ما پیامبر را ندیدهایم تا بتوانیم تطبیق یقینی دهیم.
از این رو علما فرمودهاند هر رؤیایی باید بر قرآن و سنت عرضه شود. اگر مطابق قرآن و شریعت بود، پذیرفته میشود؛ اگر مخالف بود، معلوم میشود تخیل شیطانی است. معیار نهایی همان قرآن و سنت است.
تحلیل روایت منسوب به امام رضا علیهالسلام
روایتی از امام رضا نقل شده که برای برخی محل اشکال شده است. مردی از خراسان خدمت امام عرض کرد: دیشب رسول خدا را در خواب دیدم که فرمود: «پاره تن من در سرزمین شما دفن میشود؛ حرمتش را نگه دارید.» امام رضا علیهالسلام فرمود: آن کس که دفن میشود من هستم، و سپس افزود: از پدرانم شنیدهام که شیطان در قالب رسول خدا درنمیآید.
برخی گفتهاند این روایت نشان میدهد خواب آن مرد حجت بوده است. در پاسخ میگوییم: اولاً این روایت خبر واحد است. ثانیاً متن آن اشکالاتی دارد؛ از جمله تعمیمی که میرساند حتی شیعیان نیز مشمول عدم تمثل شیطان هستند که ظاهر آن عام است و با سایر روایات سازگار نیست، مگر آنکه مانند علامه مجلسی تخصیصهایی بزنیم، که دلیلی روشن ندارد.
مهمتر آنکه در این ماجرا، تعبیر و تأیید خواب توسط امام معصوم انجام شده است. ما نمیگوییم هرکس در خواب ادعایی دید، حجت است؛ بلکه اگر امام معصوم خواب را تأیید کند، آن خواب حجت میشود. پس روایت، عام نیست.
برای ما که امروز در خواب چهرهای میبینیم، یقین به تطبیق حاصل نمیشود. تجربههای فراوانی وجود دارد که برخی خانوادهها با همین خوابها گرفتار انحراف شدهاند. شیطان به حقیقت رسول تمثل نمیکند، اما میتواند در ذهن ما صورتی بسازد و بگوید این حضرت عباس است یا امام صادق است.
در طول تاریخ نیز افرادی با استفاده از سحر و تخیلات، برای مردم صحنهسازی میکردند و فرقهسازی مینمودند. بنابراین امکان خوابسازی وجود دارد، چه از طریق فشارهای روانی و چه از طریق امور غیبی. اصل معیار همان قرآن و سنت است.
تحلیل روایت تفسیر علی بن ابراهیم و استدلال الزام خصم
در تفسیر منسوب به تفسیر علی بن ابراهیم ذیل آیه «اِنَّمَا النَّجْوَی مِنَ الشَّیطانِ» روایتی آمده که برخی جریانها از جمله مدعی یمانی آن را پذیرفتهاند. بر اساس این روایت، حضرت زهرا سلاماللهعلیها در خواب دیدند پیامبر آنان را از مدینه بیرون میبرد و در ادامه ماجرایی رخ میدهد که به مرگ پیامبر و اهلبیت در خواب میانجامد. سپس در بیداری همان صحنه تکرار میشود، اما پیامبر با مراجعه به جبرئیل درمییابد شیطانی به نام «ضحی» برای آزردن حضرت زهرا خوابسازی کرده است.
این روایت محل اختلاف است؛ برخی آن را نمیپذیرند، زیرا با عصمت سازگار نمیدانند. اما کسانی که آن را معتبر میشمارند، با این روایت نمیتوانند قاعده کلی بسازند که شیطان هرگز در قالب پیامبر دیده نمیشود؛ زیرا طبق همین نقل، شیطان برای حضرت زهرا خوابسازی کرده است. بنابراین امکان خوابسازی وجود دارد.
جمعبندی نهایی و دیدگاه علما درباره حجیت خواب
بزرگان، چه محدثان و چه متکلمان و چه عرفا، تصریح کردهاند که خواب حجت شرعی در عقاید و فقه نیست. دین خدا عظیمتر از آن است که بر خواب بنا شود. رؤیای صادقه ممکن است در امور شخصی راهنما باشد، اما در حوزه اعتقاد و شریعت حجیت ندارد.
آیتالله جوادی آملی تصریح میکند که زمامداران فکری و فرهنگی نباید با نقل خوابهای شیرین مردم را به خواب فرو برند؛ زیرا در کوتاهمدت لذتبخش است، اما در بلندمدت مبنا را تخریب میکند. اگر امروز کسی با خواب مدعی حجیت شخصی شود، فردا دیگری نیز با خواب ادعایی مشابه خواهد کرد.
ایشان میفرماید مشکل این است که ما معصومان را ندیدهایم؛ اگر صورتی نورانی در خواب ببینیم و او ادعا کند امام است، از کجا بشناسیم؟ شیطانی که ادعای ربوبیت کرده، چرا ادعای نبوت و امامت نکند؟
بنابراین تجربههای شهودی، مکاشفه، رؤیا و حتی حالتهای نزدیک به کما، همگی باید بر قرآن، سنت قطعی و اخبار متواتر عرضه شوند. ممکن است عارف چیزی را درست دیده باشد، اما در بازگشت دچار تصرف قوه خیال شده باشد.
از همین رو بزرگان، از جمله محقق بحرانی، تصریح کردهاند که احدی نمیتواند به خواب احتجاج کند و هیچیک از علما تا امروز خواب را مستند استدلال قرار ندادهاند.
نتیجه آنکه: خواب، حتی اگر صادق باشد، در امور اعتقادی و فقهی حجت نیست. معیار نهایی قرآن و سنت قطعی است، و هر تجربهای باید بر این میزان عرضه شود. این روش، هم عقلانی است و هم مطابق با سیره علمای شیعه.







دیدگاهتان را بنویسید