بهترین رمان های انقلاب برای نوجوانان

رمان انقلابی

انقلاب کردن به زبان آسان است اما در واقع مسیر انقلاب از خون دادن، جان بخشیدن و گذشتن از خیلی چیزها می‌گذرد. اما مهم‌تر از ماجرای خود انقلاب این است که نسل‌های تازه بدانند اصلا چرا این مردم شاه را نمی‌خواستند؟ شاه که اهل ترقی بود و خیلی هم جشن و رژه برگزار می‌کرد، چرا باید می‌رفت؟ ساواک با آنهمه مخوف بودنش چطور حریف این مردم نشد؟

همه این‌ها و یک عالمه سوال دیگر لابلای کتاب‌های ذره بین امشب قایم شده است تا جوابش را با هم پیدا کنیم و «انقلاب» را به همان شکلی که هست بشناسیم.

بدون ریش و سبیل1 (1)

بدون ریش و سبیل مرد شدم

اگر دنبال یک کتاب جمع و جور با یک ماجرای سرراست و شیرین هستید که بی درد و کمترین مواجهه انقلاب را به فرزندان شما معرفی کند این کتاب همانی است که می‌خواستید. همه چیز از انشای ناصر شروع می‌شود. وقتی ده خط انشای ناصر تمام می‌شود و ما می‌فهمیم که قرار است کارخانه پلاستیک سازی بزند، آقای عزیزی یک موضوع تازه به بچه ها می‌دهد: «نامه ای به امام زمان!»

تا اینجایش همه چیز خوب است و ناصر هم می‌خواهد با کمک امام جماعت مسجد درباره امام زمان بنویسد اما وقتی می‌رود مسجد به جای دیدن امام جماعت، مش ابراهیم را می‌بیند که ناصر را اشتباهی گرفته و اعلامیه‌های دوستش را به او می‌دهد و می‌گوید ببر بده به بابایت خودش می‌داند چه کار کند. این اعلامیه های ضددولتی سراغاز داستان جذاب ماست. داستانی که در آن ناصر بازیگوش، بی‌ریش و سبیل مرد می‌شود و کارهایی می‌کند که به مذاق مخاطب نوجوان کتاب خیلی خوش می‌آید. مهین سماواتی در این کتاب با یک چالش ساده، ماجرای جان داری ساخته و بچه‌ها عاشقش می‌شوند.

جلد

اولین برف

بعضی وقت‌ها به جای قصه پردازی‌های طولانی، آشنا شدن با یک شخصیت واقعی، می‌تواند دل بچه‌ها را حسابی تکان بدهد. حیدر داستان ما، همان یک نفر است. قهرمانی که با همان سن کم کارهای بزرگی کرده است و کتاب «اولین برف» قصه اوست. وقتی شمسی خانم و همت علی به قد کشیدن پسرشان نگاه می‌کردند و برای کرسی برقی که حیدر با چندقلم لوازم ساخته بود ذوق می‌کردند، انقلاب هم روزهای سختی را پشت سرمی‌گذاشت. حیدر با آن همه هوش وآگاهی پسری نبود که دست روی دست بگذارد. حتی به خواهرش یاد داده بود که در صبحگاه مدرسه، جاویدشاه را نگوید و وقتی سر صف نانوایی، مامورشهربانی می‌خواست قلدری کند یک کشیده آبدار خوابانده بود زیرگوشش و عین قرقی فرار کرده بود. اما سرنوشت شهید حیدر رضایی با انقلاب گره خورد و جایی تمام شد که خیلی زود بود اما حیدر حالا یک داستان پررنگ در دل انقلاب دارد. داستانی که می‌تواند مخاطب نوجوانش را متعجب و پر از سوال کند و جراتی به آنها بدهد که به بازی‌های رسانه‌ای شک کنند و بفهمند شاه واقعا چه آدمی بوده است.

Meydan enghelab1 600x880

میدان انقلاب

این کتاب با همه کتاب‌هایی که برای نوجوانتان گرفته‌اید فرق دارد. چون دو جلد دارد و هر جلدش سرآغاز مقطع تاریخی خاصی در این کشور است. اگر از سمت راست کتاب را بخوانید سال‌های قبل از به پیروزی رسیدن انقلاب را می‌خوانید و اگرکتاب را برگردانید یک جلد دیگر خودش را نشان می‌دهد و وقایع بعد از پیروزی انقلاب منتظر شماست. این جذابیت برای یک کتاب واقعا خلاقانه است و همین یک ویژگی می‌تواند حسابی برای نوجوان خاص باشد. اما «میدان انقلاب» یک کتاب ساده و پراز حرف تاریخی نیست. وقتی میدان انقلاب در سال‌های دهه ۵۰ را می‌خوانید، یک نوجوان یازده ساله در یکی از محله‌های جنوب تهران از فاصله طبقاتی خودشان با شاه حرف می‌زند و از جشن‌های شاهنشاه، او با سادگی و اطلاعات یک پسربچه همه چیز را تعریف می‌کند. طوری که یک بچه هم سن و سال خودش علاقمند می‌شود به حرف‌هایش گوش کند و دنباله ماجرا را بگیرد. لابلای همین حرف‌ها و قصه‌ها این نوجوان از مبارزات مردم در شهرهای مختلف و درتاریخ‌های مختلف حرف می‌زند تا روزی که انقلاب پیروز می‌شود و تصویر شادی مردم دور میدان آزادی آخرین تصویری است که در این بخش کتاب می‌بینید. این فصل از کتاب پر از تصاویر خوب و ماجراهای ریز و درشت تاریخی و اجتماعی است.

در «میدان انقلاب ۹۷» با پسر نوجوانی آشنا می‌شویم که خودش و خانواده‌اش می‌خواهند خاطرات انقلاب را بنویسند. آنها از پیروزی انقلاب شروع می‌کنند و حرفهایی را می‌زنند که کمتر شنیده‌ایم یا اصلا کسی برای ما نگفته است و آن‌هم کارهاییست که مردم و امام خمینی(ره) در کنارهم برای قوام دادن به انقلاب و محافظت از این اتفاق تاریخی انجام می‌دهند. اینجاست که نوجوان ما نکات ریز و درشت زیادی را می‌فهمد و تازه متوجه می‌شود کشور از کجا به کجا رسیده است و شاه که فرار کرد چه بلایی سر کشور آورده بود! این کتاب واقعا یک گزینه جذاب و منحصربه فرد برای آشنایی با انقلاب است. نقل است که هر نوجوانی این کتاب را ورق زده نتوانسته است دست از آن بکشد.

دردسرهای آقاجون

دردسرهای آقاجون

«دردسرهای آقاجون» واقعا دردسرهای آقاجون نیست. اول اولش دردسر دوتا امیرهاست که باعث می‌شوند همه خانواده بند و بساطشان را جمع کنند و بروند خانه آقاجون و عزیزجون. بعد هم کم کم اتفاق پشت اتفاق می‌آید. امیرها دوتا داداش کوچک عضو خانواده هستند که دسته گل زیاد به آب می‌دهند و یکبار هم در کوچه نسترن، وقتی دوتا اسپری رنگ و یک عکس رادیولوژی پیدا می‌کنند کل دیوار کوچه را پر از نقاشی می‌کنند. اما کدام دیوار؟! دیواری که یک سرهنگ بدعنق و پهلوی در آن زندگی می‌کند که پسرهایش را فرستاده است آمریکا و خودش اینجا به شاه خدمت می‌کند. چاره‌ای نیست همه باید بروند خانه آقاجون و از آنجا تازه بچه ها با انقلاب و مبارزه آشنا می‌شوند. وقتی آقاجون می‌رود تظاهرات و عزیزجون نصفه عمر می‌شود بچه‌ها معنی تظاهرات و خیلی چیزهای دیگر را می‌فهمند و کم کم در جریان این رمان خانوادگی بامزه، اتفاقات زیادی در جریان مبارزه انقلابی مردم می‌افتد که آقاجون هم سعی دارد به آنها بپیوندد و همین سرآغاز ماجراهای زیادی است. رمان در عین گفتن از مسائل تاریخی، شیرینی و جذابیت ماجراهایش را حفظ کرده و روی چالش‌های بچه‌ها نیز تمرکز کرده است. این رمان رفیق خوبی برای بچه‌هاییست که می‌خواهند با انقلاب از دریچه تازه‌ای آشنا شوند و نه تنها از انقلاب بخوانند که از مشکلات خانواده ها در آن زمان هم بدانند.

پدربزرگ و راز صندوقچه 2

پدربزرگ و راز صندوقچه

پدربزرگ ها همیشه پر از امنیت و آرامش‌اند. دست‌های پهن و نگاه گرمشان برای نوه‌ها یک دنیای امن است. اما برای صدیقه که پدربزرگش به زندان ساواک افتاده، این دنیای امن ترک برداشته و زندگی در خانه خاله تهرانی که برای خودش یک پا فرح پهلوی است، به سختی می‌گذرد. تا اینکه پدربزرگ به دیدن نوه عزیزش می‌آید و اینبار دیگر خبری از آن مرد قوی و محکم نیست. پدربزرگ خودش را آقاگرگه معرفی می‌کند و دنبال حبه انگورش آمده است. گرچه پدربزرگ با همین الفاظ با همه حرف می‌زند و همه فکر می‌کنند پیرمرد دیوانه شده اما پدربزرگ صدیقه، راه و رسم جنگیدن با عمال شاه را یادش نرفته و هر طور بتواند مبارزه می‌کند. رمان «پدربزرگ و راز صندوقچه» داستان ظلم ساواک و دختری است که در این بین قد می‌کشد و خودش هم تلاش می‌کند راه پدر و مادرش را ادامه بدهد.

جادوپرست

جادوپرست

بیایید قبول کنیم جای یک رمان با حال و هوای فانتزی در این فهرست خالی است. اما نگران نباشید معرفی آخر داستان پسر نوجوانی به اسم فرید است در خانواده‌ای بی‌قید و بند که هیچ کاری با انقلاب ندارند و بیشتر به فکر مشکلات خودشان هستند. اما فرید با مرگ پاسبان اصغری که حسابی مردم را می‌چزانده و اذیت می‌کرده پایش به راهی باز می‌شود که خودش هم باور ندارد.

بعد از مرگ پاسبان است که سروصداهای عجیب در محله به گوش می‌رسد و فرید ناخواسته به سمت این صدا کشیده می‌شود، چه کسی میداند شاید روزی فرید اعلامیه دست گرفت و طرف انقلاب ایستاد البته اگر دیو تنهایی بگذارد و او از پس خودش بربیاید.

قصه انقلاب ته ندارد…

گفتن و شنیدن از انقلاب نه یک سرگرمی ادبیاتی که یک ضرورت تربیتی برای نسل امروز است. این کتاب‌ها چند پیشنهاد کوتاه بود اما همه ما باید حواسمان باشد اگر ما به موقع روایت نکنیم، کسانی هستند که روایت وارونه بسازند و برای فرزند ما کادوپیچ شده بفرستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *