جلسه ششم از سلسله نشت های قواعد فتح و سیر به سمت ظهور ؛
موضوع خاص جلسه؛قواعد فتح، رفع فتنه و ظهور دین
مفاهیم کلیدی و ارکان اصلی استدلال؛
۱. تعریف حقیقی «فتح» و تفاوت آن با پیروزیهای نظامی
نفی تقلیلگرایی نظامی: سخنران تأکید میکند که فتوحات دینی را نباید با پیروزیهای صرفاً نظامی یا کشورگشاییهای متعارف یکی دانست. ممکن است جنگی رخ دهد و پیروزی نظامی حاصل شود، اما همچنان ولیِ خدا (مانند امیرالمؤمنین علیهالسلام در دوران حکومت ظاهریشان یا امامان دیگر در دوران تقیه) نتواند دستورات و حقیقت دین را به دلیل وجود فضای فتنه و عدم امنیت ابلاغ یا اجرا کند.
فتح به معنای گشایش مجاری دین: «فتح» در لغت به معنای گشودن راه است. در ادبیات دینی، فتح یعنی گشوده شدن راه برای جریان یافتن امر الهی، اقامه حدود الله و فراهم شدن فضایی امن که در آن حقیقت توحید و دعوت انبیا بدون مانع در عالم جاری شود و دست دشمن بسته شود.
صلح به عنوان فتح: یکی از نکات مهم استدلال استاد، انطباق مفهوم «فتح مبین» با «صلح حدیبیه» (بر اساس نظر علامه طباطبایی) است. صلح حدیبیه نشان میدهد که گاهی یک توافق مبتنی بر استقامت، امنیت جانی و ایمانی را برای متدینین به ارمغان میآورد و راه را برای گسترش اسلام هموار میکند؛ بنابراین، صلح نیز میتواند مصداق بارز یک فتح بزرگ باشد.
۲. بار سنگین مسئولیت بر دوش امت اسلامی (تفاوت امت پیامبر خاتم با امتهای گذشته)
تغییر سنّت الهی در نصرت: در امتهای پیشین (مانند قوم نوح یا بنیاسرائیل)، دست انبیا با عوامل طبیعی و قهرآمیز غیبی (طوفان، صاعقه، غرق شدن فرعون در آب) باز میشد و دشمن در تنگنا قرار میگرفت؛ نقش مؤمنان در آن زمان غالباً به استقامتِ انفعالی محدود بود.
عاملیت مؤمنان در امت اسلامی: اما در امت ختمی، سنّت الهی بر این است که رفع فتنه، ایجاد امنیت و فتوحات، روی دوش مؤمنان قرار گیرد. انسانها باید به میدان بیایند، بجنگند، شهید شوند و هزینه بدهند تا دست انبیا باز شود. این امر نشاندهنده «خلافت انسان در زمین» و بلوغ تدریجی انسانهاست تا جایی که خودْ بارِ مأموریتهای الهی را به دوش بکشند.
۳. ریشهشناسی «فتنه» و نقش آن در مسیر حرکت به سمت ظهور
تعریف فتنه: فتنه به معنای فشار، اضطراب و تزلزلی است که دشمن (هم از بیرون و هم از درون) بر جامعه ایمانی وارد میکند تا دینداری را پرهزینه و ناممکن سازد و مؤمنان را به شک و تردید بیندازد.
امتحان الهی از طریق فتنه: خداوند خودْ بساط ابتلا و قدرتنماییِ ظاهریِ کفر و فراعنه را فراهم میکند (مانند امکانات گستردهی مستکبران در طول تاریخ) تا انسانها در دل این فتنهها غربال شوند. سنت الهی بر این است که مؤمنان از وسط فتنه عبور کنند، اما وظیفه دارند با استقامت و تلاش خود، ریشه فتنه و ناامنی را از بین ببرند.
ناامنی در دو لایه: ناامنی هم در لایه ظاهری (جان و مال) و هم در لایه معنوی و دینی (فشار فرهنگی، مسخره کردن، و محاق قرار دادن دین) مطرح است. هدف جهاد ابتدایی و دفاعی، برداشتن این ناامنیهاست.
۴. اختلاف بنیادین با کفر و شرک: مسئله «اله» و «دین حداکثری»
دعوای اصلی بر سر «اله» است: اختلاف انبیا با مستکبران و کفار، بر سر مرزهای جغرافیایی یا مسائل سیاسی نیست؛ اختلاف بر سر یک کلمه است: «اله در عالم کیست؟» آیا اللهِ ارحمالراحمین تکیهگاه عالم و ادارهکننده آن است، یا هوای نفس و انسانمحوری (یا فرعونها) محور ارزشها و اداره جامعه هستند؟
امتناع از همزیستی در دین حداقلی: دینِ انبیا، حداکثری است؛ یعنی در جمیع شئون زندگی بشر (اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، بازار، خانواده و روابط اجتماعی) دخالت میکند و ربوبیت الهی را جاری میسازد. به همین دلیل، با مستکبرانی که میخواهند مدیریت دنیا را بر اساس هوای نفس خود بسازند، نمیتوان یک دین و مدل زندگی مشترک (مثل تلاقی ساختگی حق و باطل) تعریف کرد. سورههایی چون سوره کافرون بیانگر همین جداییِ ناپذیرِ پرستشها و دینهاست.
۵. بلوغ ایمانی و رشد درونی همگام با فتوحات بیرونی
ارتباط تنگاتنگ فتح بیرونی و فتح باطنی: فتوحات بیرونی و گشایشهای اجتماعی زمانی رخ میدهد که جامعه ایمانی به بلوغ و رشد درونی رسیده باشد. اگر پیروزی نظامی پیش از بلوغ ایمانی رخ دهد، جامعه دچار غرور، خودبرتربینی و کفران نعمت خواهد شد (همانگونه که در آیات ابتدایی سوره اسراء یا بحث «خائن و کفور» مطرح شده است).
نقش فتنه در پالایش درون: خداوند مؤمنان را وارد درگیری با فتنه میکند تا همانطور که فتنه را از بیرون ریشهکن میکنند، وابستگیها و «ولیجه»های درونیِ خود (دلبستگیهای غیرخدا) را نیز قطع کنند و به مقام صدق و ایمانِ محض برسند.
سرپرستی اختیار: نظام عالم و اراده الهی بر پایه «اختیار» استوار است. خداوند به کسی که میخواهد تا انتهای جهنم و شیطنت برود، امکانات و مجال میدهد و در مقابل، به کسی که ایمان و تقوا را برگزیده، توفیق پرواز به سوی قلههای بالای ایمان و فتوحات را عطا میکند. اینگونه است که در بستر حوادث (مانند عاشورا یا مقاومتهای مردمیِ عصر حاضر)، ازدیاد ایمان در مؤمنان و ازدیاد خُبث در کافران همزمان رخ میدهد.
- اخبار (۳۱۹)
- اندیشکده مهدویت (۹۶)
- جمکران پژوهی (۲)
- چندرسانه (۱۴۹)
- ذره بین (۱۳۲)
- قفسه کتاب (۷۲)
- کتاب هفته (۱۴۷)
- محتوای روزانه (۱۳۳)
- یادداشت (۴۷)
آخرین اخبار







دیدگاهتان را بنویسید