این نشست به بررسی مهدویت در نهجالبلاغه و روایات معتبر شیعی میپردازد و هشدارهایی درباره جعل خطبهها و تطبیقهای نادرست ارائه میدهد. خطبههایی مانند «خطبة البیان» فاقد اعتبار سندی بوده و برداشتهای فانتزی برخی فرقهها از آن قابل اعتماد نیست. همچنین، جایگاه اهل بیت بهعنوان واسطههای زنده فیض الهی و نقش وکلا در حفظ صحیح آموزههای مهدوی تبیین میشود. در نهایت، ماجرای محمد بن علی بن بلال نمونهای از اهمیت پیروی از اهل بیت و اجتناب از فتنههای دنیا و غلو در اعتقادات را نشان میدهد.
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه سوم سلسله نشست های نسیم انتظار
موضوع :مباحث روایی مهدویت در کتاب کافی شریف
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
دوشنبه ۱۹ خرداد۱۴۰۴
جایگاه وکلا و مفهوم تفویض در کلام ائمه(ع)
مرحوم کلینی در کتاب کافی، حدیثی را از علی بن محمد علان کلینی نقل میکند که او دایی کلینی و از افراد مورد وثوق خانوادهاش بوده است. این حدیث از محمد بن علی بن بلال روایت شده که دو سال پیش از شهادت امام حسن عسکری (ع)، نامهای از ایشان دریافت کرده و در آن نامه، حضرت، جانشین و امام پس از خود، یعنی حضرت ولیعصر (عج) را معرفی کردهاند. این معرفی سه روز پیش از شهادت امام نیز دوباره مورد تأکید قرار گرفته است.
علامه مجلسی در کتاب «مرآة العقول»، به بررسی سند این حدیث پرداخته است. در مورد وثاقت علی بن محمد اللان، برخی به دلیل اینکه او برخلاف دستور ارشادی امام، برای حج به مکه رفت و در راه کشته شد، در وثاقت او تردید کردهاند. اما این تخلف، به وثاقت او لطمهای نمیزند. همانطور که بزرگانی چون مرحوم خویی و مرحوم تستری نیز تأکید کردهاند، این امر صرفاً یک توصیه ارشادی بوده، نه یک دستور قطعی.
نقش محمد بن علی بن بلال و مبارزه با غالیان
محمد بن علی بن بلال از وکلای مورد وثوق امام عسکری (ع) و مورد مدح ایشان بود. او چنان جایگاه والایی داشت که در مشکلات عقیدتی، شیعیان به او پناه میبردند. یکی از این مشکلات، غلو در مورد اهل بیت بود که در آن زمان رواج داشت و متأسفانه امروزه نیز در برخی هیئات دیده میشود.
در زمان امام صادق (ع)، گروههایی مانند «خطابیه» و «مغیریه» وجود داشتند که از غالیان بودند. ویژگیهای غالیان آن زمان عبارت بود از:
- اباحهگری: اعتقاد به حلال بودن محرمات.
- حلول: باور به حلول اهل بیت در وجود انسانها.
- الوهیت: قرار دادن اهل بیت در جایگاه خداوند یا انبیاء.
- اعتقادات عجیب: مانند اینکه آهن بر امام حرام است یا امام حسین (ع) به شهادت نرسیده و مانند حضرت عیسی (ع) به آسمان رفته است.
جالب است که در زمان امام مهدی (عج) نیز این غالیان حضور داشتند. در یکی از توقیعات شریف، وقتی از حضرت مهدی (عج) در مورد این اعتقادات سؤال میشود، ایشان غالیان را لعنت کرده و تأکید میکنند که جدشان، امام حسین (ع)، مظلومانه به شهادت رسیده است.
یکی از عقاید اصلی غالیان، تفویض بود. آنها معتقد بودند که اهل بیت به طور مستقل و ذاتی، امور عالم را به دست دارند. اما دیدگاه صحیح شیعه که در مقابل این باور قرار دارد، این است که خداوند متعال تمام امور را به ذات خود داراست و اهل بیت این قدرت و اختیار را از خدا گرفته و به صورت بالعرض و با تنفیذ الهی، واسطه فیض هستند.
حل اختلاف شیعیان با کمک محمد بن علی بن بلال
شیخ طوسی روایتی را از حسین بن عبیدالله، از بزرگان و افراد مورد وثوق، نقل میکند. در این روایت، حسین بن روح نوبختی (که بعدها نایب سوم امام زمان شد) و سایر بزرگان شیعه در مورد مفهوم تفویض به اختلاف میخورند. برخی معتقد بودند اهل بیت به صورت مستقل خالقیت و رازقیت دارند، در حالی که برخی دیگر این امور را بالعرض میدانستند.
برای حل این مشکل، آنها به محمد بن علی بن بلال مراجعه میکنند. او چند روز مهلت میخواهد و سپس حدیثی از امام صادق (ع) را ارائه میدهد. این حدیث بیان میکند که: «اذا اراد الله امراً، عرضه علی رسول الله، ثم امیرالمومنین، واحدا بعد واحد الی صاحب الزمان». یعنی وقتی خداوند امری را اراده میکند، آن را به پیامبر (ص)، سپس امیرالمؤمنین (ع) و به ترتیب به ائمه دیگر تا امام زمان (عج) عرضه میدارد. این حدیث نشان میدهد که منشأ اصلی اراده، خداوند است و ائمه صرفاً واسطه فیض هستند.
اهل بیت، واسطههای زنده فیض الهی
در نهایت، اینکه ما اهل بیت را حاضر و ناظر میدانیم، به این معنا نیست که آنها مستقل از خدا عمل میکنند. بلکه آنها واسطه فیض هستند. به همین دلیل در زیارت امام رضا (ع) میخوانیم: «اشهد انک تسمع کلامی و تردو سلامی». این نشاندهنده رابطه زنده و جاری با ائمه است. آنها مانند واسطههای فیض، دعاهای ما را از خداوند میگیرند و به ما میرسانند. همانطور که در روایات آمده، اهل بیت، چه در گذشته و چه در حال حاضر (حضرت ولیعصر)، هر شب جمعه گرد هم میآیند و خداوند بر علم آنها میافزاید. این نشان میدهد که معامله ما با اهل بیت یک معامله زنده و پویا است که در آن، آنها واسطه فیض الهی هستند.
توحید و جایگاه واسطهای ائمه در نظام هستی
بر اساس حدیث نقل شده از مرحوم کلینی، امام مهدی (عج) نه تنها امام زنده زمان ماست، بلکه واسطه نهایی فیض الهی در این دنیا نیز هست. تمام امور و وقایع عالم، پیش از اینکه به آسمان بروند، ابتدا به ایشان عرضه میشوند. این مفهوم شبیه حدیث «اَنَا مَدینَةُ العِلمِ وَ عَلِیٌّ بابُها» است، با این تفاوت که در عصر ما، امام ولیعصر (عج)، درِ ورود به این شهر علم است.
شیخ طوسی و شیخ مفید در کتاب امالی، دنیا را به گردویی در کف دست امام زمان (عج) تشبیه میکنند. به همین دلیل، هنگامی که فرشتگان میخواهند عملی را از زمین به آسمان ببرند، ابتدا به ایشان عرضه میکنند. سپس این امر به ترتیب به ائمه پیشین و در نهایت به پیامبر اکرم (ص) میرسد و از طریق ایشان به خداوند عرضه میشود.
این روند نشاندهنده توحید خالص است؛ یعنی تمام قدرت و اراده از آن خداوند است و اهل بیت تنها واسطههای این فیض هستند. آنها بهصورت مستقل از خداوند عمل نمیکنند. این همان نکتهای است که باید به گروههایی مانند «هیئت دیوانگان کاشان» و «رضا قصاب» آموخت. آنها باید بدانند که اهل بیت به اندازه یک چشمبرهمزدن از خداوند بینیاز نیستند و هرگونه باور به الوهیت آنها، کفر و غلو محسوب میشود.
سرانجام محمد بن علی بن بلال و درسهای آن
محمد بن علی بن بلال، همان فردی که مرجع حل مشکلات عقیدتی شیعیان بود، در نهایت به خاطر حب مال دنیا از مسیر اصلی خارج شد. با وجود اینکه امام حسن عسکری (ع) وثاقت او را تأیید کرده بود و او مرجع حل اختلافات شیعیان بود، در زمان نیابت دوم محمد بن عثمان، به دلیل مسائل مالی دچار تکبر شد. او با ادعای اینکه خود وکیل است و پولها را باید نزد خودش نگه دارد، از دادن اموال به نایب دوم سرباز زد. همین تکبر و دنیاطلبی، باعث شد که شیعیان از او جدا شوند، او را لعن کنند و سرانجام، توقیعی از سوی امام زمان (عج) در لعن او صادر شد.
این ماجرا نشان میدهد که حتی انسانهای بزرگ و مورد وثوق نیز میتوانند در برابر فتنههای دنیا بلغزند. ماجرای او در کتاب شیخ طوسی (صفحه ۴۰۱) آمده است. در این گزارش، شخصی به نام «ابوطالب زراری» که از حامیان محمد بن علی بن بلال بود، پس از مشاهده ماجرا، از موضع خود دست کشید و به جمع حامیان نایب دوم پیوست.
او دلیل تغییر موضع خود را اینگونه توضیح میدهد: روزی در جمع مریدان محمد بن علی بن بلال بودم که محمد بن عثمان (نایب دوم) وارد شد. مریدان به او بیاعتنایی کردند، اما محمد بن علی بن بلال، نایب دوم را به بالای مجلس دعوت کرد. پس از سکوت کامل، نایب دوم از محمد بن علی بن بلال پرسید: «تو را به خدا قسم میدهم، آیا امام زمان (عج) به تو دستور نداد که اموالی که نزد توست را به من بدهی؟
محمد بن علی بن بلال در برابر همه اعتراف کرد که بله، امام زمان (عج) این دستور را به او داده است. پس از رفتن نایب دوم، برادرش از او پرسید که چگونه چنین چیزی ممکن است؟ او اعتراف کرد که روزی نایب دوم او را به خانهای برده و در آنجا امام زمان (عج) را دیده که به او دستور داده است اموال را تحویل نایب دوم دهد.
این اعتراف، وثاقت و صداقت نایب دوم و انحراف محمد بن علی بن بلال را برای همه ثابت کرد. این واقعه نشان میدهد که شناخت حجت خدا با وقار، هیبت و سکینهای که از او ساطع میشود، از راههای تشخیص است. این مرد در مواجهه با هیبت امام، نتوانست حقیقت را کتمان کند و اینگونه، حقانیت نایب دوم و فریبخوردگی خودش آشکار شد.
این ماجرا هشداری است برای همه ما، تا از فتنههای آخرالزمان و شرور نفس، به خدا پناه ببریم.
دیدگاهتان را بنویسید