Search
Generic filters
Exact matches only
Filter by Custom Post Type

السلام علی ربیع الانام

فروش ویژه

یخ در بهشت

نویسنده: مهین سماواتی , رقیه کریمی , سمیه حسینی , معصومه میرابوطالبی , مونا اسکندری , سیده فاطمه موسوی , زهره شریعتی , محبوبه حاجی مرتضایی , معصومه عیوضی , فاطمه نفری , مرضیه نفری . همکار هنری: صابر شیخ رضایی . تحقیق و تنظیم: سیده عذرا موسوی . ناشر: کتاب جمکران .


150/000 ریال 135/000 ریال

0 out of 5

«یخ در بهشت» دستپخت بانوانِ توانمند نویسنده‌ای است که به بهانه داستان، راوی دفاع مقدس و زنان آن شده‌اند.
یخ در بهشت روایت مادرانی است که خودشان از قهرمانی دیگران قصه‌ها گفته‌اند و حال خودشان قهرمانانی شده‌اند که از آن‌ها قصه‌ها باید گفت. خواهران، مادران و دخترانی که سال‌ها پیش از جنگ با تربیت رزمندگان سهم سترگی در جبهه‌ها داشتند و در حین جنگ با جانفشانی و دلسوزی، و پشت خط جبهه با صبوری و مدارا، از جنگ حماسه‌ای به وسعت روحشان ساختند.
انتشارات کتاب جمکران با افتخار با گردهم آوردن این مجموعه علاوه بر ادای احترام به زنان قهرمان و قهرمان‌پرور، نگاهی به گوشه‌ای از تاریخ و تاریخ‌سازان انداخته و سعی داشته است نگاه‌ها را به حماسه‌‌سازی و حماسه‌سرایی شیرزنان مؤمن بخواند.

توضیحات

یخ در بهشت

«یخ در بهشت» دستپخت بانوانِ توانمند نویسنده‌ای است که به بهانه داستان، راوی دفاع مقدس و زنان آن شده‌اند.
یخ در بهشت روایت مادرانی است که خودشان از قهرمانی دیگران قصه‌ها گفته‌اند و حال خودشان قهرمانانی شده‌اند که از آن‌ها قصه‌ها باید گفت. خواهران، مادران و دخترانی که سال‌ها پیش از جنگ با تربیت رزمندگان سهم سترگی در جبهه‌ها داشتند و در حین جنگ با جانفشانی و دلسوزی، و پشت خط جبهه با صبوری و مدارا، از جنگ حماسه‌ای به وسعت روحشان ساختند.
انتشارات کتاب جمکران با افتخار با گردهم آوردن این مجموعه علاوه بر ادای احترام به زنان قهرمان و قهرمان‌پرور، نگاهی به گوشه‌ای از تاریخ و تاریخ‌سازان انداخته و سعی داشته است نگاه‌ها را به حماسه‌‌سازی و حماسه‌سرایی شیرزنان مؤمن بخواند.

 

برشی از کتاب:

گیسوبران

صدای مردانه و خفه‌ای از پشت سر زن، میان جمعیت پیچید.
‌سی چی شیون نمی‌کند گل‌بانو؟ به خدا سرش را گوش‌تاگوش…
زن با وحشت سرش را بلند کرد. صدای کاکه بزرگ احمد بود. چشمش افتاد به نگاه سرد و سرزنش‌آلود زن‌ها و بعد، مردمک‌های بی‌قرارش چرخید به اطراف. از همه بدتر نگاه خواهرها و کاکه‌های احمد بود. مگر چه گناهی کرده بود؟ ده سال مثل سایه‌ای بی‌کلام و بی‌حضور کنارشان بود. همراهشان سر زمین کار کرده بود، نفس کشیده بود و روزهای پوچ و سرد و خالی را گذرانده بود. چه می‌خواستند از جانش؟

چنگ زد به خاک. خاک سرد گور را در مشتش گرفت، اما ماند چه کند. برای جنازۀ مرد غریبه باید شیون می‌کرد و خاک به سر می‌ریخت؟ دلش از دیدن پیکر کفن‌پیچ آشوب شد. پلک‌هایش سنگین شده بود. بی‌اختیار خاک را که به نظرش لزج و خیس بود، جلوی پایش ریخت. چطور باید به پیکر ناآشنا و مچاله نزدیک می‌شد؟ اگر از کاکه‌های احمد نمی‌ترسید، از کنار پیکر بلند می‌شد، خودش را به جاده خاکی می‌زد و تا روستای بالا می‌دوید.

توضیحات تکمیلی

وزن135 g
نوع جلد

جلد معمولی

شابک

978-964-973-619-8

زبان کتاب

فارسی

تعداد صفحه

136

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1398

قطع کتاب

رقعی

نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که نقد و بررسی می‌نویسد

*

هر وقت موجود شد اطلاع بده زمانی که محصول موجود شد از طریق پست الکترونیک زیر به شما خبر می‌دهیم.
پست الکترونیک تعداد ما اطلاعات شمل را محافظت می کنیم