نخلستانی از فانوس

«نخلستانی از فانوس» رمانی درباره دختری زیبارو و از مردمان روم به نام غزاله است که عاشق جوان جذابی به نام دحداح، که اهل حجاز است، می شود. آشنایی و عشق این دو، آغاز یک مسیر پر پیچ و خم است اما درست لحظه ای که «نخلستانی از فانوس» در دل هاشان روشن می شود، رخدادی بزرگ تعادل زندگی آنها را بر هم می زند…

اگر این تعریف درستی از خلاقیت باشد که خلاقیت یعنی متصل کردن نقاط بی ارتباط به یکدیگر، نخلستانی از فانوس داستانی خلاقانه و بکر است که نویسنده آن با خلق روابطی جذاب و ارتباطات علّی و معلولی و با کنار هم قرار دادن این نقاط، به کشف و شهودی جدید دست پیدا کرده است.

این داستان، ترجمانی است از یک حقیقت، یک واقعیت و یک قصه که در آن، شان نزول آیه ای از قرآن به عنوان یک حقیقت، با کارکترهایی واقعی همچون امام حسن مجتبی و اباعبدالله الحسین علیهم السلام، بستر قصه گویی قرار گرفته است. این حقیت ها و واقعیت ها، وقتی با موقعیت های داستانی در هم تنیده شده، خلاقیت شکل گرفته و اثری خواندنی خلق شده است .

70/000 ریال 63/000 ریال

اطلاعات کتاب

وزن130 g
نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1396

قطع کتاب

رقعی

تعداد صفحه

128

زبان کتاب

فارسی

شابک

978-964-973-401-9

نوع جلد

جلد معمولی

درباره نویسنده

سید حسین امیرجهانی

نخلستانی از فانوس

«نخلستانی از فانوس» رمانی درباره دختری زیبارو و از مردمان روم به نام غزاله است که عاشق جوان جذابی به نام دحداح، که اهل حجاز است، می شود. آشنایی و عشق این دو، آغاز یک مسیر پر پیچ و خم است اما درست لحظه ای که «نخلستانی از فانوس» در دل هاشان روشن می شود، رخدادی بزرگ تعادل زندگی آنها را بر هم می زند…

اگر این تعریف درستی از خلاقیت باشد که خلاقیت یعنی متصل کردن نقاط بی ارتباط به یکدیگر، نخلستانی از فانوس داستانی خلاقانه و بکر است که نویسنده آن با خلق روابطی جذاب و ارتباطات علّی و معلولی و با کنار هم قرار دادن این نقاط، به کشف و شهودی جدید دست پیدا کرده است.

این داستان، ترجمانی است از یک حقیقت، یک واقعیت و یک قصه که در آن، شان نزول آیه ای از قرآن به عنوان یک حقیقت، با کارکترهایی واقعی همچون امام حسن مجتبی و اباعبدالله الحسین علیهم السلام، بستر قصه گویی قرار گرفته است. این حقیت ها و واقعیت ها، وقتی با موقعیت های داستانی در هم تنیده شده، خلاقیت شکل گرفته و اثری خواندنی خلق شده است.

برشی از کتاب:

هر از گاهی شبحی به سمت پری دست درازی می کرد، اما همچون برفی که روی دست می نشیند، محو می شد. گویی چیزی و کسی بر آن سلطه نداشت. پری همچنان که آرام و با صلابت بالا می رفت. پرها و دست و بالهایش چون بلوری هفت رنگ می درخشید. چون آب، زلال و شفاف بود. می توانستی چون چشمه ای که کف آن دیده می شود، سوی دیگر آن را ببینی. در دستش لوحی از نور بود. پری از محیط خارج شد و وارد آسمان بالاتر شد. جایی که اشباح و معلقات و مجردات دیگر نتوانستند به دنبال او بیایند. در نقطه التقای دو آسمان، خطی محو و خاکستر ی به چشم می خورد. همچون رنگ خاکستریِ نقطه اتصال دریا و آسمان. پری به سوی آسمانِ بالاتر پیش رفت، اما نگهبانان آسمانِ بالاتر با گرزها و نیزه های خود راه را بر او سدّ کردند. پری خود را معرفی کرد و گفت:-محافظ آب هستم… پری آب و آتش… برای مأموریتی به زمین رفته بودم. آنگاه لوح نوری خود را نشان داد…

 

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “نخلستانی از فانوس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *