السلام علی ربیع الانام

  • جمکران، وعده‌‌گاه منتظران

    بازدید: ۰

  • محصولات سبک زندگی و خانواده

    بازدید: ۰

  • بهترین کتاب های عرصه مهدویت

    بازدید: ۰

نویسنده: سردبیر

پا به پای میثم تا بهشت!

انتشارات کتاب جمکران در آستانه سال جدید کتاب باغ طوطی، داستان زندگی میثم تمار از یاران با وفای امیرالمؤمنین(علیه السلام) را به قلم مسلم ناصری منتشر کرد.

این کتاب در تیراژ دو هزار و ۱۰۰ نسخه، در ۲۱۶ صفحه، به قیمت ۱۱ هزار تومان در دسترس علاقمندان به کتاب و کتابخوانی قرار گرفته است.

ناصری برای خلق این رمان، بیش از دو سال تحقیق و با جمع زیادی از متخصصان تاریخ اسلام مشورت کرده و استحکام تاریخی و پرداخت هنرمندانه را در اثر خود با یکدیگر آمیخته است.

خواننده پس از مطالعه باغ طوطی از اینکه تاکنون چقدر از زندگی پرماجرا، جذاب، پرشور و شیدایی میثم تمار کم اطلاع بوده است شگفت زده می‌شود.

برشی از کتاب  به شرح ذیل است:

– کوفه قبرستانی است که در سکوت مرگ فرو رفته.

–  با این حساب این قبرستان نیازی به طوطی ندارد. مگر نه؟

میثم با تأسف سری تکان داد و آهسته گفت: «روزگاری این سرزمین باغی بود که همه در سایه نعمت‌هایش زندگی خوشی داشتند ولی…

–  نمی‌خواهی بگویی که آن زمان درست مدت خلافت علی بوده؟

–  چرا همین گونه بود. او بهشتی ساخته بود که در آن به احکام خدا عمل می‌شد. بهشتی که در آن سرخ و سیاه و سفید فرقی نداشتند. همه با هم برابر بودند و زندگی در آن …

–  شعار بس است مرد عجم! این قدر خوش‌زبانی نکن.

عبایش را روی دسته تخت انداخت. حریر زیبایی که زیر عبا پوشیده بود در نسیم تکانی خورد. تن صدایش را نرم‌تر کرد و ادامه داد: «ببین همین حالا می‌گویم تو را خواهم بخشید اما به یک شرط…

میثم که کمی به پای چپش تکیه کرده بود سعی کرد راست بایستد. جای ضربه‌ای که سرباز به پهلویش زده بود بدجوری زجرش می‌داد. مجبور بود سنگینی‌اش را روی نیمه دیگر بدنش بیندازد.

–  اگر همین جا، در جمع بزرگان کوفه به علی ناسزا بگویی و اذعان کنی هرچه به تو گفته دروغ بوده تو را رها می‌کنم. بدون هیچ قید و شرطی.

–  تو؟ به زودی دستور خواهی داد که دست و پای مرا قطع کنند و زبانم را بیرون بکشند و دهان را بدوزند.

–  باور نمی‌کردم من این قدر سنگدل باشم.

–  این را مولایم علی به من مژده داده.

–  من نمی‌دانم که علی چه به شما داده است که مرگ را این قدر دوست دارید.

از پنجره دور شد و گفت: «پس آن دروغگو به تو گفته که چطور تو را خواهم کشت. اگر همین الآن رهایت کنم قبول می‌کنی که او دروغ گفته؟

مکثی کرد و در را نشان داد و گفت: «می‌توانی بروی».

میثم تکان نخورد. پسر زیاد چرخید و رو به خنجری که به دیوار نصب بود گفت: «اما با این حرف‌هایی که تو زده‌ای رها کردنت حماقت است. من تو را به گونه‌ای خواهم کشت و زجر خواهم داد که مولای دروغگویت رسوا شود.»

–  او داماد پیامبر بود و در دامانش پرورش یافته بود. هرگز دروغ نمی‌گفت و هیچ وقت لب به بیهوده نمی‌گشود. من جز راستی چیزی از او ندیده‌ام.

به طرف مردهایی که ایستاده بودند رو کرد و گفت: «اینان می‌توانند گواهی دهند که علی چگونه مردی بود.»

–  ولی همه می‌گویند او دروغگو بوده.

–  همه می‌دانند هرچه گفته به حقیقت پیوسته.

–  نمی‌دانستم که طوطی علی این قدر می‌توانی بلبل زبانی کند. اما من باغ او را ویران می‌کنم.

–  طوطی هنگامی زنده است که باغی باشد. اگر باغی نباشد همان بهتر که طوطی‌ای هم نباشد.

پسر زیاد که از حاضر جوابی میثم به خشم آمده بود ریش سفید او را گرفت و کشید و به چشمان او خیره شد و گفت: «علی این را هم گفته بود که …» می‌خواست دستور دهد که همان جا سرش را جدا کنند که صدای زنگوله مخصوص بلند شد.

علاقه مندان برای تهیه کتاب‌های مسجد مقدس جمکران می‌توانند به کتاب‌فروشی‌های واقع در صحن‌های این مسجد مقدس و کتابفروشی‌های معتبر مراجعه کنند.

باغ طوطی: رمان زندگی میثم تمار (رقعی)

بازدید: ۱۳۶

رمانی برای شهید دستغیب

انتشارات کتاب جمکران در آستانه سی و هشتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی کتاب زیبا، جذاب و خواندنی آواز، بچه، آتش را روانه بازار کرد.

رمان کتاب آواز، بچه، آتش که با شیوه مستند داستانی نگارش یافته حاوی نکات جالبی است که معمولا از دید افرادی که محققانه به جریانات اجتماعی نگاه نمی‌کنند، پنهان می‌ماند و برای پژوهشگران تاریخ انقلاب بسیار مفید است.


این کتاب که به کوشش اکبر صحرایی نویسنده خوش ذوق و مطرح شیرازی نگارش یافته حاصل مدتها تحقیق و پژوهش،‌ مصاحبه و پیدا کردن پرونده آیت الله شهید دستغیب در ساواک شیراز است.


صحرایی در این کتاب با هنر داستان نویسی و داستان پردازی جلوه‌های زیبایی از زندگی، منش و سیره شهید دستغیب را به تصویر کشیده است.
بیان لحظه‌های ناب انقلاب همراه با تلاش مذبوحانه ساواک و عوامل رژیم برای ساکت کردن آیت الله یا به انزوا کشیدن وی از دیگر بخش‌های این رمان جذاب است.
نفوذ یکی از عوامل ساواک که خود زمانی پای درس حاج آقا در مسجد جامع می‌نشسته، تردیدهای اتابکی عامل نفوذی رژیم درباره صحت و سقم حرف‌های دستغیب و دیگر وقایع زندگی این شهید والامقام در این رمان جذاب به نگارش درآمده است.

 از ساختمان ساواک که بیرون آمد، ندانست چرا برای اولین‌بار با این صراحت با دکتر مخالفت کرد. اما حس خوشی داشت. برای اولین‌بار خودش بود و مستقل. شاید مزۀ چیزی زیر دهنش رفته بود که خروارها از آن، زیر زبان دستغیب بود. پیاده‌رو منتهی به چهار راه زند را گرفت و قدم زد. لیست را بیرون آورد و فکر کرد: «از بین ببرمش! نامردی… شاید غلامی یا ساواکی دیگه‌ای تعقیبم کرده باشه؟ تو خونه راحت لیست رو از بین می‌برم… دکتر بدجوری به کیف زُل زده بود. مشکوک شد… ممکنه بریزن و لیست رو ازم بگیرن… بهتره یه راست برم خونۀ دستغیب».
برگشت و به عقب سر نگاه کرد: «وای غلامی!‌».
به سرعت لیست را از کیف در آورد و همین‌طور که سرعتش را زیاد می‌کرد بی‌اختیار چپاند توی دهانش. جوید و جوید و بلعید!

انتشارات کتاب جمکران در آستانه سی و هشتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی این کتاب زیبا، جذاب و خواندنی را روانه بازار کرد.
علاقه‌مندان به تهیه این کتاب با شماره ۰۲۵۳۷۲۵۳۳۴۰۰ تماس حاصل فرمایند.

بازدید: ۱۸۲

بصیرت از نگاه قرآن منتشر شد

بی شک  قرآن کتاب هدایت بشریت است آنطور که فرمود « ذلک الکتاب لا ریب فیه هدیً للمتقین» و بر همه مسلمانان فرض و واجب است تا با مراجعه به آن کتاب الهی راه گمشده  را بیابند و به صراط مستقیم رهنمون گردند . در جهان پر از شر و شور امروز که  به راحتی  عده ای حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهند و فضا را غبار آلود می کنند با تمسک به قرآن می توان حق و باطل را از هم تشخیص داد و به فتنه ها پی برد. قرآن آن کتاب جامع و معجزه  الهی ابزار تشخیص حق و باطل را « بصیرت»  معرفی می کند  و با ارائه درسهائی به بشریت با نظر در تاریخ گذشتگان و عاقبت آنها، از پیروانش می خواهد تا عبرت بگیرند و فرمود « فاعتبروا یا  اولی الآبصار» یعنی ای اهل بصیرت عبرت بگیرید.

بصیرت خط کش و معیاری است  که قرآن در دست بشر قرار داده است تا با چشم دل ببیند زیرا چشم دل فرا تر از عقل است بصیرت ابزار یک عارف الی الله است تا با دل ببیند و عقل ابزار یک فیلسوف است تا از چیستی اشیاء بپرسد. و اگر چنین شد قطعا انسانها به ر اه سعادت خواهند رفت. قرآن شاخصه های بصیرت را تعین فرمود: شناخت امام و رهبر دینی و حرکت در مسیر او از شاخصه های بصیرت است که از آموزه های قرآن است.  اگر در عهد موسی (ع) بنی اسرائیل که بارها معجزات عظیم جناب موسی را مشاهده کردند، ناگهان در غیاب رهبر و پیشوای خویش فریب مکر سامری را می خورند و گوساله ای زرین را می پرستند، به دلیل آن است که امام و پیشوا و رهبر خویش را نتوانستند بشناسند لذا به بیراه رفتند.قرآن عوامل بصیرت افزائی را به ما یاد داد  تا با تآمل و تفکر و عبرت از حوادث تلخ و شیرین و سیر در تاریخ گذشتگان و رعایت تقوا بر بصیرت خود بیفزائیم و در این را الگوهائی چون پیامبر اعظم و دیگر انبیاء الهی و مؤمنانی چون مؤمن آل فرعون و آسیه را معرفی نمود تا با سرمشق قرار دادن آنها از مسیر حق دور نمانیم.

«بصیرت» گمشده بشر امروز نیز است در جوامعی که فتنه ها غوغا می کند تنها« بصیرت » است که به داد بشریت خواهد رسید همان چیزی که امروز دغدغه رهبر عظیم الشأن ما نیز هست. و بارها مسئولین نظام جمهوری اسلامی و آحاد ملت، خصوصا روشنفکران جامعه را به کسب« بصیرت »دعوت نمود.

آنچه نویسنده کتاب« بصیرت از نگاه قرآن» را تشویق نمود تا در خصوص این عنوان هدایتگر قرآنی،  دست به قلم شود، این بود تا مشتقان مفاهیم قرآن و آنان که در صدد کسب این معرفت عظیمند  را از سرچشمه زلال قرآن سیراب کند.

محتوای این کتاب نه تخیلات یک نویسنده است بلکه آموزه‌های قرآن است که بیانگر دغدغه الهی برای هدایت بندگان خویش است. که نویسنده نیز تشنه کسب آن آموزه‌های بزرگ الهی بوده است.

کتاب «بصیرت از نگاه قرآن» در تیراژ هزار نسخه و با قیمت ده هزار تومان منتشر شده است و در کتابفروشی‌های سراسر کشور قابل تهیه است.

انتهای پیام/

بازدید: ۱۴۹

«راز پیوند عاشورا و مهدویت» منتشر شد

کتاب «راز پیوند عاشورا و مهدویت» نوشته محمد پاشایی به تازگی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این کتاب با در نظر گرفتن دو حادثه تاثیرگذار تاریخی قیام عاشورا و نهضت مهدوی، در نظر دارد تا علاوه بر کشف اشتراکات این دو واقعه، راز پیوند آن ها را نیز بررسی کرده و هم پوشانی اهداف این دو نهضت و صاحبانشان را روشن کند.

این که امام زمان (عج) در فرازی از زیارت عاشورا با وصف «امام منصور» مورد اشاره قرار گرفته، به آن دلیل است که خداوند او را برای نصرت و یاری مظلومان عالم آماده کرده و به عنوان ولایت ثار و خون، انتقام شهدای کربلا را خواهد گرفت.

متن کتاب «راز پیوند عاشورا و مهدویت»، سلسله بحث هایی است که به مناسبت ایام عزاداری محرم سال ۱۴۳۴ قمری تحت عنوان «راز پیوند عاشورا و مهدویت در زیارت عاشورا» توسط نویسنده، برای دانشجویان ایراد شده است.

این کتاب ۳ فصل دارد که بعد از مقدمه، به ترتیب عبارت اند از: اهمیت و جایگاه زیارت عاشورا در آموزه های دینی، راز پیوند عاشورا و مهدویت در زیارت عاشورا، کارکردهای مشترک عاشورا و مهدویت.

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

در محله های پایین شهر تهران، مردی بود قلدر و زورگو که هر هفته از قمارخانه ها و شیره کش خانه ها، دویست تومان باج می گرفت! در اوج قدرت (قلدری)، اتفاق عجیبی در زندگی اش افتاد و بارقه رحمت الهی و جاذبه لطف و عنایت آن دریای رحمت، یعنی اباعبدالله الحسین(ع) دلش را ربود. او تمام اموالی که از راه های نامشروع به دست آورد، فروخت و تبدیل به پول نقد کرد. وجه را در چمدانی گذاشت و برای توبه به قم رفت. مستقیم به محضر آیت الله العظمی بروجردی(ره) رفت و گفت: «تمام زندگی ام که از راه حرام به دست آمده، در این چمدان است. همه اش نجس است؛ حتی کت و شلوارم! اغلب صاحبانش را نمی شناسم و شدیدا این امر بر من سنگینی می کند. به محضر شما آمده ام که مرا جوری پاک کنی که اگر ده روز بعد افتادم و مُردم، چشمم به چشم امام حسین(ع) افتاد دیگر خجالت نکشم!»

این کتاب با ۱۵۲ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۷۵ هزار ریال منتشر شده است.

بازدید: ۲۲۶

گنجشک‌های روی شانه‌های آن مَرد

شاگردان بسیاری نشسته‌اند و استاد مشغول بیان مسائل علمی و پاسخ دادن به پرسش‌های شاگردان است. جمعیت کثیری از دانش و توان علمی استاد بهره می‌برند و کرسی درس او یکی از مشهورترین و بزرگترین کرسی‌های علم‌آموزی بوده است.
این تصویری است که اغلب از امام صادق(ع) ارائه شده و کمتر تصویر دیگری از رئیس مذهب شیعه و تلاش‌ها و سیره ایشان ارائه شده است. اغلب بیان می‌شود که در واپسین لحظات عمر شریفشان اطرافیان را جمع کردند تا آنها را وصیت کنند و ایشان پس از تجمع خانواده و یاران می‌فرمایند: «به شفاعت ما نمی‌رسد هرکس نماز را سبک بشمارد.» در حالی که ایشان قریب به ۶۸ سال زیسته‌اند و سیره عملی ایشان حرف‌های ناگفته بسیاری دارد و از این رو بیان آنها برای مخاطب عام به خصوص نوجوانان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخودار است.
محمود پوروهاب نویسنده و شاعر دست به قلم برده و روایتی از زندگی امام جعفر صادق(ع) را با پرداختی داستانی در «فواره گنجشک‌ها» نوشته و بخش‌هایی که شاید کمتر بیان و تصویر شده را به رُخ خواننده بکشد. قسمت‌هایی از زندگی ایشان که بخش عمده آن تعاملات و مناسبات اجتماعی امام است.
هر چند با خوانش «فواره گنجشک‌ها» خواننده‌ ممکن است، کتاب مشهور استاد شهید مرتضی مطهری با عنوان «داستان راستان» را در یاد بیاورد. با این تفاوت که در «داستان راستان» علامه شهید مطهری داستان‌هایی از ائمه را در کنار هم آورده اما در «فواره گنجشک‌ها» پوروهاب روایت‌هایی صرفا در ارتباط با حضرت جعفر بن محمد(ع) را در کنار یکدیگر قرار داده و دست خواننده را گرفته و با خود به مدینه و حیره برده است.
از نظر انتخاب و کنار هم قرار دادن روایت‌ها نظم خاصی به چشم نمی‌آید و خواننده گاهی حضور زمان را در آنها حس می‌کند ولی در اغلب نقاط روایت کلی کتاب اثری از زمان به چشم نمی‌آید، اما محتوای روایت‌ها تصویری واضح و صحیح از رئیس مذهب شیعه به خواننده ارائه می‌کند و از این منظر باید «فواره گنجشک‌ها» را تحسین کرد که می‌تواند تصویری که تاکنون از امام صادق(ع) ارائه نشده را به خواننده نشان دهد. تصویری که در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ارائه نشده و لازمه حضور چنین آثاری همچنان احساس می‌شود.
پوروهاب در این کتاب غیر از بخش‌هایی که به ساحت امام معصوم ارتباط پیدا می‌کند در باقی بخش‌ها دست به تصویرسازی و توصیف جزئیات زده و از این رو سبب شده که کتاب از حالت یک روایت خشک و بدون جذابیت به روایتی شیرین و روان تبدیل شود.
البته اطلاق کردن عنوان زندگی داستانی که بر روی جلد «فواره گنجشک‌ها» قید شده چندان عبارت صحیحی نیست زیرا اثری از عناصر داستانی در این کتاب دیده نمی‌شود. امام نحوه بیان پوروهاب هر روایت را به یک قصه جذاب و شیرین تبدیل کرده که با ظرافت بیان شده است.
در مجموع کتاب «فواره گنجشک‌ها» اثر محمود پوروهاب که انتشارات کتاب جمکران آن را منتشر کرده اثری است که می‌تواند آشنایی خوبی با زندگی و شخصیت امام جعفر صادق(ع) برای خواننده ایجاد کند. این کتاب که به تازگی به چاپ دوم رسیده، در چاپ دوم با تغییراتی در طرح جلد روبرو شده و ناشر کتاب را با دو طرح جلد روانه کتابفروشی‌ها کرده است. این کتاب با قیمت ۵ هزار و ۳۰۰ تومان در دسترس خوانندگان قرار دارد.

بازدید: ۴۲

«آواز، بچه، آتش» اکبر صحرایی منتشر می‌شود

photo_2016-07-09_14-38-20به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، اکبر صحرایی درخصوص انتخاب نام این کتاب باید گفت: این نام به دلیل شکل گرفتن اتفاقاتی حول محور اتفاق جشن هر شیراز و نمایش زنندۀ خوک، بچه، آتش انتخاب شده است.
این اثر یک رمان ۲۲۴ صفحه ای حول زندگینامه شهید دستغیب است و شخصیت اصلی آن نادر اتابکی نام دارد.

این شخصیت بر اساس نام مستعار نادراتابکی که زیر گزارش های موجود ازبیت شهید دستغیب در اسناد ساواک ثبت شده، در ذهن نویسنده شکل گرفته است. بنابر مستندات ساواک قبل ازانقلاب فردی با نام مستعار اتابکی مامورمی شود که در بیت شهید دستغیب نفوذ کند و گزارش‌های بیت را به صورت روزانه و هفتگی به ساواک ارائه دهد.
این کتاب فرم تازه و بدیعی دارد و این کتاب از دو دفتر تشکیل شده است. دفتر اول از آینده به گذشته روایت می‌کند و از هنگام انفجار تروریستی و شهادت آیت ا…دستغیب آغاز می شود و تدریجا تا سال ۵۷به عقب می آید.

در دفتر دوم نیزکه از اواسط کتاب آغاز می‌شود مخاطب با نادراتابکی آشنا خواهد شد. شخصیت این فرد که نامش براساس مستندات ساواک انتخاب شده، ساخته ذهن نویسنده است اما اتفاقاتی که رخ می‌دهد منطبق بر زندگی شهید دستغیب بوده و کاملا واقعی است.

بازدید: ۷۸

روح الله، پدر همه بود…

همزمان با سالروز رحلت جانگذار بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) رمان «پدر پسر روح الله» نوشته ابراهیم حسن بیگی توسط انتشارات کتاب جمکران، در آستانه چاپ دوم و ترجمه قرار گرفته است.

این رمان که به سبک رمان‌های نامه‌نگاری نوشته شده است؛ مخاطب جوان و نوجوان دارد. این رمان بر تمام زندگی امام خمینی(ره) متکی نیست بلکه بر خصوصیات رفتاری و مسائل اخلاقی و اجتماعی امام خمینی(ره) توجه دارد. این مضمون و محتوا در یک فضای تخیلی روایت می‌شود، شخصیت اصلی این رمان جوانی است که بر اثر اتفاقاتی با این ابعاد شخصیتی امام آشنا می‌شود. این جوان  که برای ادامه تحصیل به فرانسه رفته و در آنجا با فردی آشنا می‌شود که اهل نوفل لوشاتو است، جوان فرانسوی به نقل از پدربزرگ خود خاطراتی از امام را نقل می‌کند و این موجب می‌شود جوان قصه ما کنجکاو شود و از مادر خود بخواهد، اطلاعات بیشتری برای شناخت بهتر امام خمینی به او بدهد. مادر او هم پایان‌نامه‌ای که پیرامون امام نوشته را برای پسرش ارسال می‌کند و در متن نامه از خود و همسرش برای پسرشان هم مسائلی را مطرح می‌کند.

***

محسن، که داستان برای شناخت او از امام خمینی شکل گرفته، یک دانشجوی مشغول در فرانسه است. او همانقدری از امام می‌داند که پدر و مادر آلن، دوست فرانسویش… او از جوانان نسل پس از انقلاب است، امام را ندیده و حالا به دلیل فراگیری رسانه‌های مختلف دیگر و به قول مادرش، اسارت در چنگال ماشینیسم از امام هیچ نمی‌داند و تشنگی دارد برای شناخت او. با دهها ایده و سوال و شک و شبهه مواجه است، و ممکن است برای یافتن پاسخ، به هر کس و ناکسی مراجعه کنید جز به پدر و مادر خودش، یعنی کسانی که با خمینی، روح خدا زندگی کرده‌اند. و ممکن است در این مواجهه و پرسش‌گری هر قرائت خوب و بدی را به جای حقیقت به آن‌ها بدهند.

اما این پرسش، شکاک است و چموش، و در مواجهه اول، مادرش را به بی‌اطلاعی از امام هم متهم می‌کند و به او می‌گوید که خودش هم در ندانستن فرقی با پدر و مادر آلن ندارد.

اما شاید بی‌ربط هم نباشد این سردرگمی و ندانستن. هنوز بسیارند کسانی که از شناختن امام باز مانده و عاجزند. این هم جهل از ماست که درباره‌اش تدبر نمی‌کنیم و امام را آن گونه می‌خواهیم که دوست داریم… خیلی از ما امام را هم هنوز درست نشناخته‌ایم…کتاب-پوستر---پدر-پسر-روح-الله

***

امام از خواندن نماز شب فارغ شده بود که با شنیدن سرو صداهایی خفیف از پشت پنجره اتاق پسرش حاج مصطفی به منزل خود نگاه کرد و زیر لب گفت:

-«پس آمدید.»

پسرش مصطفی را صدا زد و گفت:

-«مصطفی بیدار شو. مثل اینکه آمدند.»

حاج آقا مصطفی چشم باز کرد و در جای خود نشست. پدرش را دید که مشغول پوشیدن لباس است. زمزمه های گنگ مبهمی از خارج به گوش می‌رسید. از جای خود برخاست و با شتاب به پشت بام رفت. دید کوچه اطراف منزل پر از سربازان مسلح است.

فرمانده کماندوها دو تن از خادمان امام را به قصد کشت می زدند و از آنها می پرسیدند:

«خمینی کجاست؟»

که ناگهان در حیاط روی پاشنه چرخید و قامت آراسته و رشید و چهره‌ی نورانی امام در آستانه در ظاهر شد و صدایی گیرا و مصمم و خشمگین برخاست که:

-«روح الله خمینی منم. چرا اینها را می زنید؟»

وحشت سراپای بر نیروهایی  که او را دیدند، نشست. کسی از آنها باور نمی کرد خمینی با پای خود بیاید و بعد در مقابل آنها سینه سپر کند و چون فرمانده کل به آنها تحکم کند که:

-«این چه رفتار وحشیانه‌ای است که با مردم می‌کنید؟ این چه وحشی‌گری‌هایی است که از شما سر می‌زند؟»

***

نقشه را حاج احمد آقا کشیدند. نقشه خوبی بود. وقتی وارد اتاق شدیم و نشستیم، بعد از احوال پرسی یکی از همراهان پرسید: که از حاج آقا مصطفی چه خبر؟ حالشان چه طور است؟ کی از بیمارستان مرخص می شوند؟ و طبق نقشه به او جواب دادیم که تلفن زده اند که حالش بد است و باید به بغداد منتقل شود.

در همین حال ناگهان حاج احمد آقا زد زیر گریه. صورتش را برگرداند تا امام متوجه نشوند. اما امام خطاب به احمد آقا گفتند:

-«احمد چته؟ مگر حاج آقا مصطفی مرده‌اند؟ خوب، اهل آسمان‌ها می‌میرند، از اهل زمین کسی باقی نمی‌ماند، همه می‌میرند.»

بعد رو به ما گفتند:

-«آقایان بفرمایید سراغ کارهایشان.»

***

امام داخل حیاط نشسته بودند، قرص و محکم. بدون اینکه حتی گریه کنند. طلاب جلو می رفتند و به ایشان تسلیت می گفتند. من هم جلوی در حیاط ایستاده بودم. ناگهان متوجه شدم امام نگاه تند و معنی داری به من انداخته اند. خودم را جمع و جور کردم. هیچ عیب و ایرادی در ظاهرم نبود. جلو رفتم و مقابل امام خم شدم و گفتم:

-«بله آقا! فرمایشی دارید؟»

گفتند:

-«مگر بنا نبود ساعت ۹ شما در مورد آن شوشتری به من تذکر بدهی و یادم بیاوری؟»

بغض گلویم را گرفت.

-“همین الان این پاکت را می بری و به شیخ شوشتری می دهی و از قول من هم احوالپرسی می کنی و می آیی.»

دوباره برگشتم به حیاط. اصلا دلم نمی خواست توی چنین اوضاع و احوالی امام را ترک کنم. پیش خودم گفتم حالا باشد بعد می روم. دوباره ایستادم جلوی در حیاط. اما پنج – شش دقیقه بعد امام صدایم زدند و گفتند:

-“شما چرا نرفته اید؟”

گفتم:

-“چشم. می‌روم.”

گفتند:

-“همین حالا برو!”

به راه افتادم. از چند کوچه گذشتم و به منزل شوشتری رسیدم. در زدم. خانمی از پشت در گفت:

-“کیه؟”

گفتم:

-“من هستم. از منزل آقای خمینی آمده‌ام و خدمت آقا کار دارم. از طرف خمینی می‌خواهم از ایشان احوالپرسی کنم.”

زن در را باز کرد و با گریه گفت:

-«آقای خمینی امروز هم به یاد ماست؟»

***

زندگی امام خمینی بر زندگی این خانواده هم، مثل خانواده‌های دیگر تأثیر گذاشته بود. مردم ایران و بسیاری مردم دنیا، حتی آن‌ها که حتی ایرانی هم نمی‌دانستند، امام برایشان الگو و نمونه بود. خمینیِ روح خدا، امت خودش را ساخته بود. نا با حرف که با عمل خودش. پدر و مادر محسن، یک بار متوجه شدند که تعدادی از جوانان و دانشجویان فرانسوی می‌آیند و پای صحبت های امام می‌نشینند. حضور آنها در جمع آن‌ها که همه ایرانی بوده‌اند جالب بود، یکی از اشخاص حاضر که فرانسوی می‌دانست از آنها می‌پرسد: «آیا شما فارسی می‌دانید که پای سخنرانی آیت الله می‌نشینید؟» و آنها جواب دادند: «نه! ما فارسی نمی‌دانیم، اما وقتی پای صحبت ایشان می‌نشینیم در خودمان یک روحانیتی و معنویتی خاص احساس می‌کنیم…»

بسیارند انسان‌هایی که رفته‌اند. اصلاً رفتن و نماندن یک اصل و سنت الهی است؛ و «لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ الله»، ولی تفاوت در بار امانت کشیدن است. بعضی رفتن‌ها، نام رحلت می‌گیرند، بعضی نام درگذشت. بعضی هم می‌گویند، رفتنی بود، عمرش به دنیا نبود. بعضی رحلت‌ها جانسوزند، بعضی رحلت‌ها غم‌بارند و بعضی حسرت‌آور. بزرگان، رفتنشان جور دیگری است، شاید از همان رحلت‌های غم‌بار یا حسرت‌آور باشد. یا به قول دوست لبنانیم، هم جان‌سوز، هم غم‌بار، هم حسرت‌آور، مثل رحلت خمینى. پرسیدم از کجا می‌دانى؟ گفت: همان «تُعِزّ مَنْ تَشَاء وَتُذِلّ مَنْ تَشَاء» است. خدا او را در دنیا عزیز و کبیر کرد و رهبر و مرشد قرار داد تا او را ببینیم و راه را بیابیم. هر چه داریم از او داریم. بعد با چشمانی مؤدب و نگاهی معنادار که بغض هم کرده بود، زمزمه کرد:

از غم دوست در این میکده فریاد کشم، دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم، سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید، انتظار فرج از نیمه خرداد کشم…

***

بزرگترین هنر امام را خیلی‌ها معرفی کرده‌اند؛ اما بزرگترین هنر امام به صحنه آوردن مردمی بود که سال‌ها فراموش شده بودند. مردمی که او را به عنوان ره‌بر و پیشوا پذیرفته بودند و حاضر شده بودند تا پای جان، برای برپایی حکومتی که او از حکومت اسلام برای مردم تصویر کرده بود، پیش بروند. خمینی و مردم، دو همراه جدانشدنی بودند:

خبرنگاری از امام پرسید:

-«نظر شما در مورد رفتن شاه چیست؟»

و امام فرمودند:

-«شاه نرفت. مردم شاه را بیرون کردند.»

***

ساعت ۲۰ / ۲۲ بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال ۱۳۶۸ لحظه وصال بـود . قــلبـى از کار ایستـاد که میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احـیاء کرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى‌اى که تـوسط اطرافیانام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى که گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افکند که وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممکـن نیست . لبها دائمـا به ذکـر خـدا در حـرکت بود، روح الله، پدر همه بود….

محسن نوجوان بود که قیامت را دیده‌ است. آن روزها قیامتی در ایران بر پا شده بود. میلیونها نفر – مرد و زن- از سراسر کشور راهی شده بودند تا زمین‌های بایر غرب بهشت زهرا را با اشک خود آبیاری کنند. تا در مصلای بزرگ تهران شاهد عروج روح بلند امام باشند. چه شب‌هایی بود آن شب‌ها، انگار شب قدر بود. شب نزول ملائکه بر زمین. کمی چشم بصیرت می خواست تا امام زمان (عج) را در جمع داغداران ببینی. نمی توانم باور کنم امام زمان در سوگ امام خمینی اشک نریخته باشد. مگر می شود در جمع چند میلیون عزادار و داغدار قرار گرفت و اشک نریخت. آن روزها همه می گریستند در داخل و خارج، حتی در آسمانها می شد صدای گریستن ملائکه را شنید.

پدر پسر روح الله

 

بازدید: ۷۹

مثبت هفده

یکی از اساسی ترین نیازهای انسان ارتباط با خالق هستی می باشد. در تمامی ادیان و آیین های مختلف، اعمالی برای رفع این نیاز ضروری در نظر گرفته شده است. در این میان دین مبین اسلام با تاکید بر انجام نماز و اهمیت آن در صدد ارتقاء انسان به مقام خلیفه الهی می باشد.
کتاب مثبت هفده تلاشی است برای آشنا نمودن نوجوانان و جوانان با جایگاه نماز و کارکردهای مختلف آن، مؤلف محترم جناب آقای رضا اخوی با استفاده از ادبیات روز بویژه مفاهیم کلیدی رایانه، ۴۵ حدیث درباره نماز را مورد بررسی قرار داده است. بی شک ترکیب مفاهیم دینی با ادبیات رایانه ای، لذت خواندن کتاب را دو چندان می نماید.
امیدواریم با مطالعه این کتاب، نوجوانان عزیز کشورمان نسبت به این فریضه الهی اهتمام ویژه ای پیدا نمایند.

بازدید: ۶۵

فواره گنجشک‌ها منتشر شد

فواره گنجشک‌هازندگی داستانی امام صادق علیه السلام با عنوان ” فواره گنجشک‌ها ” توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شد.
فواره گنجشک‌ها با سی دو داستان کوتاه به قلم محمود پوروهاب بر اساس روایات مستند به صورت پیوسته زندگانی آن امام همام را معرفی می‌نماید .
این کتاب در ۱۳۰ صفحه با قطع پالتویی به قیمت ۵۳۰۰ تومان در فروشگاه های کتاب جمکران عرضه شده است.
انتشارات کتاب جمکران، مطالعه این مجموعه داستان ارزشمند را به نوجوانان ، والدین، مبلغان و مربیان تربیتی توصیه می‌نماید.

محمود پور وهّاب در سال ۱۳۴۰ در روستای مشایه از شهرستان  رودسر به دنیاآمد او از همان محمد پوروهابدوران کودکی به شعر علاقه داشت. وی اکنون ،نزدیک به بیست سال است که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان کار می‌کند. حاصل این سال‌ها، پنجاه کتاب شعر، داستان، زندگینامه، تحقیق و بررسی و حدود صد مقاله پژوهشی و نقد است. او مسئول شعر ماهنامه‌های سلام بچه‌ها و پوپک و همین‌طور کارشناس ادبی مجله باران است. به تازگی کارهای زیادی از این شاعر و نویسنده  منتشر شده است، از جمله «پیر چنگی» و «پر از بوی گلابی» که این کتاب برنده جایزه کتاب فصل شده است.

برشی از کتاب

دخترک از پنجره بیرون را نگاه کرد. آفتاب با گلهای درخشان باغچه حرف می زد و درخت بزرگ با گنجشک هایی که دوست شان داشت. ناگهان صدای نازک نوزاد با فواره ی گنجشک های روی درخت ، پر کشید.

ابن ابی‌العوجا گفت: «عجب! اگر تو از یاران جعفر بن محمد هستی، بدان ‌که او هرگز این‌گونه با ما حرف نمی‌زند. او بارها این سخن‌ها را که تو آن را کفرآمیز می‌خوانی از ما شنیده؛ ولی هرگز از حدّ ادب بیرون نرفته و دشنام نداده است. او مردی بسیار خردمند، آرام و بردبار است. سخنان ما را به خوبی گوش می‌دهد تا آن‌چه در دل داریم، بر زبان بیاوریم؛ طوری که گاهی گمان می‌کنیم بر او پیروز شده‌ایم. آن‌گاه او با کم‌ترین سخن، دلیل‌های ما را باطل می‌سازد، چنان‌که نمی‌توانیم پاسخ بدهیم. اگر تو از پیروان او هستی، چنان‌که شایسته‌ی اوست با ما سخن بگو!»

بازدید: ۱۳

کتاب غیبت پیامبران منتشر خواهد شد

یکی از مهمترین منابع کتب مهدوی کتاب جامع کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق است. وی این کتاب را به توصیه حضرت ولی عصر “عجل الله تعالی فرجه الشریف” تالیف نموده است. حضرت به ایشان توصیه می کنند ،” الان کتابی در غیبت بنویس و غیبت هایی را که پیامبران داشته اند ذکر کن!”
با مطالعه این کتاب متوجه می شویم، بعضی از پیامبران الاهی به فرمان خداوند متعال مدتی از دیدگان شیعیان خود غایب بوده اند و…
گروه نگارش مهدوی وابسته به معاونت امور محتوایی انتشارات کتاب جمکران، نگارش اولیه داستان های غیبت پیامبران را به اتمام رسانده است. این مجموعه که شامل هشت داستان از هشت پیامبر الاهی است درحال باز بینی و آماده سازی برای انتشار می باشد.

بازدید: ۵۴

هر وقت موجود شد اطلاع بده زمانی که محصول موجود شد از طریق پست الکترونیک زیر به شما خبر می‌دهیم.
پست الکترونیک تعداد ما اطلاعات شمل را محافظت می کنیم